#تقریرات_مباحث_مهدویت
#جلسه_هشتم #مهدویت
#مساله_فوائد_امام_غائب(دو صفحه)
🔺مسأله فوائد امام غائب از چه زمانی مطرح شد؟
از زمان پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص).
از زمانی که بحث غیبت امام زمان(عج) مطرح شد، سخن از فایده امام غائب هم مطرح شد.
🔸روایت
در توقیع ولی عصر به محمد بن عثمان( نواب اربعه)، حضرت به ایشان توقیعی فرستادند که توقیع را به دست اسحق بن یعقوب برسانند.
حضرت #فایده_امام_غائب را به این شکل مطرح کرده است.
«أمّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِي في غَيبَتي فَكَالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ.»
امام مهدى عليه السلام:چگونگى بهره مندى از وجود من در دوران غيبتم، همچون بهره اى است كه از خورشيد مى برند، آن گاه كه ابر آن را از ديدگان نهان مى كند.
«اِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما اَنَّ النُّجُومَ اَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ»
همانا، من، امان و مایه ایمنی برای اهل زمینم؛ همان گونه که ستارهها، سبب ایمنی اهل آسماناند.
📚#كمال_الدين_و_تمام_النعمة،
ج۲،ص۴۸۵
💠#فوائد_امام( آثار وجود امام) به دو قسمت تقسیم میشود: #آثار_تکوینی_امام، #آثار_تشریعی_امام.
💠امام از نظر تکوینی در دو جلوه #فاعلی و #غایی مفید است و آثار فراوانی دارد.
🔸#جلوه_فاعلی_امام
امام بر اساس مشیّت حکیمانه حضرت حق واسطه آفرینش و تدبیر این عالم است( تمام عوالم اعم از ملکوت، جبروت، عقول، ملائکه، عالم ماده و ...)
امام در علل این عالم جایگاه ویژه ای دارد.
🔸#جلوه_غایی_امام
وجود امام غایت و غرض حکیمانه خداوند از آفرینش این عالم است.
امام در غایت این عالم جایگاه ویژه ای دارد.
💢در لسان روایات ما از ترکیب جلوه فاعلی و جلوه غایی تعبیر به #امان میشود.
«اِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما اَنَّ النُّجُومَ اَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ»
همانا، من، امان و مایه ایمنی برای اهل زمینم؛ همان گونه که ستارهها، سبب ایمنی اهل آسماناند.
این روایت در منابع شیعه و سنی نقل شده است.
🔸روایت
وَ اللَّهِ، مَا تَرَک اللَّهُ أرضاً مُنذُ قُبِضَ آدَمُ علیه السلام إلّا وَ فِیها إمامٌ یهتَدی بِهِ إلَی اللَّهِ، وَ هُوَ حُجَّتُهُ عَلی عِبادِهِ، وَ لَا تَبقَی الأَرضُ بِغَیرِ إمامٍ حُجَّةٍ للَّهِ عَلی عِبادِهِ.
به خدا سوگند، خداوند از هنگامی که آدم علیه السلام را قبض روح کرد، زمین را بدون امامی که با او به خدا ره جویند رها نکرد و او حجّت بر بندگان خداست و زمین، بدون امامی که حجّت خدا بر بندگانش باشد، باقی نمی ماند.
📚#اصول_کافی، ج۱، ص۱۷۹
🔶جنبه و نقش فاعلی امام
امام در این عالم همه کاره خداوند است، خداوند تمام کارهای عالم را از طریق امام انجام میدهد، کل نظام هستی از مجرای امام فیض میبرد.
1⃣روایت امام صادق(ع): کل عالم به اندازه کُره زمین است و زمین به اندازه یک دانه جو روی کُره زمین است. کل عالم که مثل کُره زمین است مانند یک گردو در کف دست من است، چقدر طول میکشد من به کل عالم اطلاع پیدا کنم؟ به اندازه تکان دادن دست.
2⃣فرازی از زیارت جامعه کبیره
«بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ»
خداوند(عالم وجود را)به شما آغاز كرد و به شما نيز ختم مىكند و به واسطه شما، باران را فرو مىريزد و به واسطه شماست كه آسمان را از اينكه بر زمين افتد (جز به اذن او) نگه مىدارد و به واسطه شما، اندوه را مىزدايد و سختى را برطرف مىكند.
📚#عيون_اخبار_الرضا_ع،ج۲،ص۲۷۶
3⃣امام علی(ع) در خطبه شقشقیه نهج البلاغه میفرمایند:
وَ اِنَّهُ لَیَعْلَمُ اَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی وَ إِنَّمَا أَنَا قُطْبُ الرَّحَى تَدُورُ عَلَيَّ وَ أَنَا بِمَكَانِي فَإِذَا فَارَقْتُهُ اسْتَحَارَ مَدَارُهَا، وَاضْطَرَبَ ثِفالُها
در حالى که مى دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست،من چون محور آسیا هستم که آسیا دور من مى گردد و من به جاى خود ثابتم، و چون از جاى خود جدا شوم آسیا از مدار خود خارج مى شود وهمه امور به هم مى ریزد.
4⃣فراز دیگری از زیارت جامعه کبیره
وَ الحَقُّ مَعَكُم وَ فيكُم وَ مِنْكُم وَ إلَيْكُم وَ أنْتُم أهْلُهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ ميراثُ النُّبُّوَةِ عِنْدَكُمْ و
و حق، با شما و در وجود شماست و از شما، نشئت گرفته و به سوى شما، باز مى گردد و شما، اهل حق و معدن آن هستيد و ميراث پيامبرى، نزد شماست.
🔸عالم هستی از دو قوس تشکیل شده است: قوس نزول و قوس صعود
امام در قوس نزول فاعل است و در قوس صعود غایت.
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. هیچ چیز نیست مگر اینکه گنجینههایش نزد ماست و آن را فقط بهاندازهای معین فرو میفرستیم.حجر۲۱
#تقریرات
🔰@kashfolmorad
#تقریرات_مباحث_مهدویت
#جلسه_نهم #مهدویت
#مساله_فوائد_امام_غائب(۲)
(سه صفحه)
🔷نقش امام در این عالم چیست؟
🔸در جلسه گذشته در خصوص علل فاعلی و علل غایی بحث شد. گفته شد یکی از فوائد امام در عالم تکوین این است که هم در قوس صعود و هم در قوس نزول امام موثر است؛ یعنی امام هم در سلسله علل فاعلی هم در سلسله غایت قرار دارد. هر جا بحث از علل میشود، بحث فلسفی است.
🔸عالم از نظر فلسفی و عرفانی از خدا شروع شده و به سمت پایین می آید و از پایین به سمت بالا میرود و این دو قوس در کنار هم دایره میشوند. فلاسفه معتقدند کل اجسام این عالم در حالت طبیعی دایره هستند.
🔸عالم از طرف خداوند شکل میگیرد. اولین عالمی که میتواند وجود را از ناحیه خداوند بگیرد #عالم_عقل است. عالم عقل همان عالم مجردات تامه هستند. مجردات تامه، مجرداتی هستند که ذاتاً و فعلاً مجرد هستند. یعنی بدون نیاز به ابزار مادی در این عالم هر کاری را انجام میدهند(بعنوان مثال ملائکه مقرب)
🔸از مرحله عقل به سمت پایین، #عالم_مثال نامیده میشود. حکمای مشاء عالم مثال را قبول نداشتند، آنها معتقد بودند به عالمِ عقل و عالمِ ماده. عالم مثال از اشراق شروع شد، که در واقع همان عالم برزخ است بین عالم عقل و عالم ماده؛ که بخشی از عالم عقل را دارد و بخشی از عالم ماده. یعنی ذاتاً مجرد است در عالم مثال، اما فعلا مادی است یعنی در مقام کار با ابزار مادی کار انجام میدهد(مانند نفوس انسان)
🔸بنا به نظر مشاء، نفس ما ذاتاً مجرد است اما در مقام کار مادی است. نفس برای همین به بدن نیاز دارد چون کارهایش را با ابزار بدنی با ماده انجام میدهد. در عالم برزخ هم با بدن برزخی کار انجام میدهد، در عالم حشر با بدن حشری کار انجام میدهد، نفس نیاز به مرکب دارد.
🔸یک مرحله دیگر که پایین تر میایم عالم ماده است که از آن به #عالم_ناسوت نیز تعبیر میشود. هم ذاتاً مادی است هم فعلاً مادی است(بعنوان مثال تمام اشیاء که در عالم وجود دارند). انسان هر سه عالم را در خود دارد لیکن به نحو بسته.
🔸انسان از عالم ماده عبور میکند(ذاتاً و فعلاً مادی است)، در عالم مثال قرار میگیرد(ذاتاً مجرد و فعلاً مادی) و بعد در عالم عقل قرار میگیرد(ذاتاً و فعلاً مجرد) تمام زندگی انسان مانند شکل دایره است. برخی در همان مرحله ماده می مانند، برخی از این مرحله عبور کرده و وارد عالم مثال میشوند که اول سیر و سلوک است، اول تمثلات است، وارد عالم مثال میشوند و تمثلات را میبینند. ماهم عالم عقل نزولی داریم هم عالم عقل صعودی، هم عالم مثال صعودی داریم هم عالم مثال نزولی، هم عالم ماده نزولی داریم هم عالم ماده صعودی.
🔸هر چیزی که در مرحله پایین میبینیم، در مرحله بالا و بالاتر اصل و حقیقت آن وجود دارد. یعنی عکس آن در عالم مثال وجود دارد اینها نزول پیدا میکنند. #تقدیرات در عالم مثال وجود دارند و #قطعیات در عالم عقل.
🔸اوحدی از افراد به مرتبه ای میرسند که از عالم مثال عبور کرده و در عالم عقل قرار میگیرند. ممکن است این سوال مطرح شود که این موضوع با ستارالعیوب بودن خداوند سازگار است؟!
غالب افرادی که چشم برزخی پیدا نموده اند که قابل اثبات نیز نمیباشد، برزخ نزولی را میبینند، که تشخیص افراد برایشان مقدور نیست.
در خصوص اوحدی از افراد که به برزخ صعودی راه پیدا میکنند، موضوع سازگاری با ستارالعیوب بودن خداوند با توجه به روایت قرب نوافل و فرائض قابل پاسخگویی است(رسیدن به مقام فنا)
🔸عالم مثال توسط شیخ اشراق مطرح و بوسیله ملاصدرا توسعه داده شد. عالم مثال محل وجود اجنه بوده و تمثلات شیطانی از آنجا شروع میشود. عالم مثال همان است که در خواب تجربه میشود، در عالم بیداری به شرط ضعیف شدن حواس ظاهری از عالم ماده و قوی شدن حس باطن، نیز میتوان عالم مثال را تجربه نمود.
مثال: داستان ابوعلی سینا در خصوص اطلاع یافتن از جهان غیب با استفاده از کودک نابالغ.
🔸از کار افتادن حواس ظاهری جهت قوی شدن حس باطنی برای عوام است، زیرا انسان میتواند به مرحله ای برسد که حس ظاهر و باطن را همزمان داشته باشد بعبارتی بتواند حواس خود را کنترل نماید. از دو طریق میتوان به این مسیر رسید: عرفان و علوم غریبه.
هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای
او در میان جمع و دلش جای دیگر است.
🔸هنگامی انسان وارد عالم برزخ میشود، لحظه به لحظه تمثلات میبیند، لیکن تشخیص رحمانی یا شیطانی بودن تمثلات مستلزم داشتن استاد است. عالم مثال همان عالم مکاشفه(کشف باطن) است.
صفحه ۲👇
#تقریرات
🔰@kashfolmorad
#تقریرات_مباحث_مهدویت
#جلسه_دهم #مهدویت
#مساله_فوائد_امام_غائب(۳)
(دو صفحه)
🔷نقش غایــی امام در روایات چیست؟
🔸نَحْنُ أَئِمَّةُ اَلْمُسْلِمِينَ وَ حُجَجُ اَللَّهِ عَلَى اَلْعَالَمِينَ وَ سَادَةُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ قَادَةُ اَلْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ وَ مَوَالِي اَلْمُؤْمِنِينَ وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ اَلْأَرْضِ كَمَا أَنَّ اَلنُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ نَحْنُ اَلَّذِينَ بِنَا يُمْسِكُ اَللَّهُ «اَلسَّمٰاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ» وَ بِنَا يُمْسِكُ اَلْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا «يُنَزِّلُ اَلْغَيْثَ» وَ بِنَا يَنْشُرُ اَلرَّحْمَةَ وَ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ اَلْأَرْضِ وَ لَوْ لاَ مَا فِي اَلْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ لَمْ تخلو [تَخْلُ] اَلْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اَللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اَللَّهِ فِيهَا ظَاهِرٌ مَشْهُورٌ أَوْ غَائِبٌ مَسْتُورٌ وَ لاَ تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ اَلسَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِيهَا وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَمْ يُعْبَدِ اَللَّهُ قَالَ سُلَيْمَانُ فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ(ع) فَكَيْفَ يَنْتَفِعُ اَلنَّاسُ بِالْحُجَّةِ اَلْغَائِبِ اَلْمَسْتُورِ قَالَ كَمَا يَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا اَلسَّحَابُ.
ما امامان مسلمانان و حجتهاى خدا بر عالميان و سادات مؤمنان و پيشواى دست و روسفيدان و سروران اهل ايمانيم؛ امان اهل زمين هستيم چنانچه ستارهها امان اهل آسمانند، مائيم كه خدا بوسيله ما آسمان را نگاهداشته تا بر زمين نيفتد جز با اجازه او و براى ما آن را نگهداشته تا بر اهلش موج نزند و براى ما باران ببارد و رحمت خويش نشر كند و زمين بركات خود را بيرون دهد و اگر امام در زمين نباشد زمين اهل خود را فرو برد. سپس فرمود از روزى كه خدا آدم را آفريده خالى از حجت نيست كه يا ظاهر و مشهور بوده است و يا غايب و مستور و تا قيامت هم خالى نماند او حجت خداست و اگر چنين نباشد خدا را نپرستند، سليمان راوى حديث گويد از امام صادق (ع) پرسيدم چگونه مردم به امام غائب بهرهمند شوند؟ فرمود چنانچه به آفتاب پس ابر بهرهمند شوند.
📚#الامالی_شیخ_صدوق، جلد۱، ص۱۸۶
↩️در کتابهای ذیل روایاتی در خصوص اینکه هرگز زمین از حجت خدا خالی نمیشود آمده است:
🔺در #الکافی مرحوم شیخ کلینی بابی وجود دارد؛ بابُ اَنَّ الاَرض لاتَخْلوا مِنْ حُجهٍ که ۱۳ روایت در این خصوص داریم.
🔺در کمالُ الدین و تَمام النعمه شیخ صدوق حدود ۴۰ حدیث در این مورد وجود دارد.
🔺در بحارالانوار بابی داریم؛ #الاِضْطرار_مِنَ_الحُجَّه که حدود ۱۰۰ حدیث در این خصوص مطرح شده است.
✔️ روایات زیادی وجود دارد در خصوص اینکه زمین از حجت خدا خالی نخواهد شد، پس این موضوع بسیار مهمی است، مسأله علت غایی این عالم بسیار حائز اهمیت و باارزش بوده که ائمه به آن تاکید دارند.
🔸قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع):تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ؟ قَالَ: «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ، لَسَاخَتْ».
ابو حمزة گويد به امام صادق(ع) عرض كردم:
زمين بدون امام مي ماند؟ فرمود: اگر زمين بدون امام باشد فرو رود (و نظمش از هم بپاشد).
📚#الكافي(ط - دارالحديث)، ج۱، ص۴۳۷
🔸عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: لَوْ أَنَّ اَلْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ اَلْأَرْضِ سَاعَةً لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا كَمَا يَمُوجُ اَلْبَحْرُ بِأَهْلِهِ .
امام باقر(ع)فرمود چنانچه امام از زمين بر گرفته شود زمين با اهلش مضطرب گردد چنان كه دريا.
📚#الکافی، جلد۱، ص۱۷۹
🔸مرحوم #سید_مرتضی میفرماید اینها کنایه است؛ یعنی اگر امام در بین مردم نباشد مردم به جان هم افتاده و یکدیگر را نابود میکنند. سیدمرتضی در کتاب الشافی میفرمایند:
قوله «و لعله كناية عن هلاك البشر» أنكر السيد المرتضى (ره) في الشافى أن يكون مذهب الامامية زوال الارض و هلاكها تكوينا و ...
سیدمرتضی در کتاب الشافی فی الامامه انکار کرد این موضوع را که مذهب امامیه این باشد که زمین از بین میرود، ایشان میگوید زمین از بین نمیرود بلکه مردم دچار فتنه میشوند و همدیگر را از بین میبرند. که هر دوی اینها را مرحوم #ملاصالح_مازندرانی در شرح اصول کافی نقل کردند:
و لعلّه كناية عن هلاك البشر و فنائهم و يحتمل أن يريد الحقيقة لأنّ الغرض الأصلي من انكشاف بعض، الأرض هو أن يكون مسكنا لهم و كونه مسكنا لغيرهم من الحيوانات المتنفّسة إنّما هو بالعرض فإذا فات الغرض الأصلي عاد إلى وضعه الطبيعي.
شاید این کنایه باشد از اینکه بشر هلاک میشوند و از بین میروند. ایشان احتمال دادند حقیقت اراده شده باشد نه مجاز؛ وقتی غرض از زمین اینست که زمین مسکن انسان، حیوانات و موجودات روی زمین باشد؛ وقتی غرض اصلی زمین که وجود امام باشد از بین برود، بودن زمین ارزشی ندارد و خداوند کار بدون هدف و غرض انجام نمیدهد، لذا زمین از بین میرود.
#تقریرات
✅@kashfolmorad
#تقریرات_مباحث_مهدویت
#جلسه_یازدهم #مهدویت
#مساله_فوائد_امام_غائب(۴)
(سه صفحه)
🔷آثار تشریعی امام
2⃣حفظ شریعت
#حفظ_شریعت(که زیر مجموعه آن رهبری با واسطه است«علما»)
یکی از دلائل عقلی ضرورت وجود امام بعد از نبی وجوب حفظ شریعت است. بشر همواره به شریعت آسمانی نیاز دارد و از آنجایی که شریعت اسلام آخرین است پس باید حفظ شود و حفظ آن به نحو کامل در گرو آن است که حافظ آن از عصمت علمی و عملی برخوردار باشد.
🔸ما معتقدیم شریعت پیغمبر به نحو تمام و کمال به دست ما رسیده و حفظ هم شده است، لذا میبایست همواره حافظی کنار شریعت پیغمبر باشد که شریعت را به نحو کمال و تمام حفظ نماید.
🔸این موضوع مخالفانی هم دارد که قائلند به اینکه تمام شریعت پیغمبر به دست ما نرسیده(بدلیل زندانی بودن ائمه) و بخش عظیمی از آن از بین رفته است(حمله مغولها به کتابخانه شیخ طوسی در بغداد)
🔸 اینان معتقدند حضرت ولی عصر(عج) بهنگام ظهور بخش دیگر شریعت را می آورند. که این موضوع صحیح نیست. با ظهور حضرت حجت بخش عظیمی از معارف را ممکن است دریافت نماییم اما شریعت را خیر. شریعت مجموعه ای است از احکام الهی(واجبات، محرمات، مکروهات و مستحبات) که بطور کامل دریافت شده است.
🔸هر زمانی علمای ما اشتباه نمایند، حضرت ولی عصر(عج) به نحوی که با غیبت ایشان سازگار باشد ورود کرده و اشتباه را متذکر میشوند. بعنوان مثال فقط بر یک شخص ظاهر شده و قول حق را به ایشان میگوید و آن شخص در خصوص آن مسأله مخالفت نموده و مانع شکل گیری اجماع میشود. مرحوم شیخ طوسی از این موضوع تعبیر به #اجماع_لطفی میکند. ایشان معتقد بودند، ملاک اجماع؛ لطف است.
🔸اگر همه علما در یک عصر برخلاف شریعت اجماع نمایند، بر امام واجب است که بیاید و القاء خلاف نماید. یعنی وقتی یک نفر مخالفت کند اجماع شکل نمیگیرد و همه مردم به اشتباه نمیروند. نمونه های فراوان در تاریخ آمده است. به عنوان مثال مسئلهای را علما مطرح میکردند و میگفتند دلیلنا الاجماع(اجماع تشرفی)
🔸 آخوند خراسانی میفرماید: یحتمل آن شخص امام را ملاقات کرده و قول حق را از ایشان گرفته، منتهی نمیتواند بگوید امام این موضوع را به من گفته چون در عصر غیبت نباید گفته شود با امام ملاقات داشته ام، مگر کسی بفهمد. چون نمیتواند بگوید امام گفته میگوید: #اجماع. چرا؟چون از نظر شیعه تعداد مهم نیست بلکه وجود امام در مجمعین مهم است.
🔸برخی از اصطلاحات بین شیعه و اهل سنت مشترک بوده لیکن معنای آنها کاملاً با هم متفاوت است، از جمله کلمه #اجماع. معنی کلمه اجماع در بیان اهل سنت اجمعت الامه میباشد؛ یعنی امت پیغمبر بر خلاف و اشتباه اجماع نمیکنند. این کلمه از سقیفه شروع شد(امت پیغمبر بعد از پیغمبر اجماع کردند که ابوبکر جانشین پیغمبر شود و این موضوع درست است) از نظر اهل سنت اجماع دلیل مستقلی است در کنار قرآن(اجماع امت)
🔸معنای اجماع از نظر شیعه، کاشف از قول معصوم است. یعنی ملاک حجیت اجماع، کاشف از قول معصوم است. از نظر شیعه اجماع دلیل مستقل نیست بلکه اجماع زیر مجموعه سنت است چون کاشف از قول معصوم است و معصوم هم میشود سنت.
💠در ذیل نمونه هایی از عبارتهای علما در این مورد آمده است:
🔸الشّرع محفوظ مع الغيبة، لأنّه لو جرى فيه ما لا يمكن العلم به لفقد أدلّته و انسداد الطّريق إليه، لوجب ظهور الإمام لبيانه و استدراكه.
با اینکه امام غائب است شریعت محفوظ میماند بخاطر اینکه اگر چیزی در شریعت پیش بیاید و ندانیم و نتوانیم آنرا بفهمیم چون ادله اش(روایت) را نداریم و نتوانیم به سمت دلیل هم برویم،امام باید ظاهر شود و آنرا بیان کند و جبران نماید.
🔸شرح ذلك:
و إن قيل: إذا كان الإمام غائبا لا يوصل إليه و عندكم أنّ أحد ما يحتاج إليه فيه أن يحفظ الشّريعة، فما الّذي يؤمنكم أن يكون شيء من الشّريعة لم يصل إليكم و لم ينقل. و هذا يؤدّي إلى الشكّ في فوت كثير من الشّرائع.
اگر گفته شود وقتی امام غایب است که نمیشود به امام رسید و یکی از کارهایی که امام باید انجام دهد حفظ شریعت است به چه دلیل میگویید شریعت شما حفظ شده است؟ از طرفی میگویید شریعت حفظ شود از طرفی میگویید امام غایب است! پس وقتی امام غایب است از کجا میتوانید در امان باشید که کل شریعت در دست شماست.
📚#سید_مرتضی(متوفی۴۳۶) شرح جمل العلم و العمل، ص۲۳۲
#تقریرات
✅@kashfolmorad