eitaa logo
کشکول شیخ رفیع
384 دنبال‌کننده
559 عکس
537 ویدیو
5 فایل
محمود رفیعان هستم. طلبه حوزه علمیه قم و مدرس انگلیسی اینجا شعر آیینی انگلیسی و خاطرات تبلیغی ام را به اشتراک می گذارم. جهت ارتباط با من @Rafian
مشاهده در ایتا
دانلود
21.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ لشگر زینبیون می رسد از ره پرورش یافتگان مکتب زینبی می توانند مکر لشگر داعشی اینترنشنال را برملا کنند.
997.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعتماد به نفس در مقابل رسانه های بیگانه مزدور فقط اونجاش که گفت آی دونت نو
امروز تو انستگرام یه خانم به من پیام داد. همش فحش و اینا بود که نثار بنده کرد و من رو قاتل می دونست. اعصابش بسیار خورد بود. کاملا معلوم بود تحت تاثیر فتنه‌ پدر مهسا امینی است. وقتی دید که من با احترام باهاش صحبت میکنم و منطقی، مقداری آروم شد. به نظر من امروز مهم ترین کار و تاکتیک ما باید خوشحال کردن مردم باشه. ارسال جوک و لطیفه برای مردم می تونه باطل السحر دشمن باشه. از آخر به این خانم توصیه کردم به دنبال کانال ها و صفحات جوک باشه. 💠➣┅─────────── در کانال کشکول عضو شوید @kashkooul
کشکول شیخ رفیع
امروز تو انستگرام یه خانم به من پیام داد. همش فحش و اینا بود که نثار بنده کرد و من رو قاتل می دون
عکس العمل دوستان خواننده به این پیام: 1. خب الحمدلله رسالت امروز ما طلاب در این برهه ی حساس دقیقا کنونی هم معلوم شد. 2. آقاااا جسارتا این به تکنیک ها مخ زنی شبیه تره تا تبلیغ😁😁😁
🔶 زنان برده ما مردان هستند. امپراطور فرانسه 💠➣┅─────────── در کانال خاطرات تبلیغی عضو شوید @khaterat_tabliq
🤔 زن حیوانی است با گیسوان بلند و افکاری کوتاه. نگاه به زن در مکتب غرب آرتور شوپنهاور یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و اندیشمند پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنرو روانشناسی: زن حیوانی است با گیسوان بلند و افکاری کوتاه. 💠➣┅─────────── در کانال کشکول عضو شوید @kashkooul
تنبیه سخت 1 یادم میاد تو کلاس زبان انگلیسی و به قول معروف فری دیسکاشن بودیم. استاد گفت: شما بچه تون رو چطور تنبیه یا ادب می کنید؟ هر کس یه چیزی گفت. من گفتم: با یخچال. همه با تعجب نگاه کردند و استاد گفت: به نظر من خشن ترین تنبیه رو تو انجام میدی. حالا بگو ببینم چطوری؟ به انگلیسی گفتم: ببین استاد، دو تا پسر من الان سن شون از هفت سال کمتره. بنابر روایات ما بچه در این سن ارباب خونه است و نمیشه تنبیهش کرد. من فقط وقتی که کار خطرناک می کنند، از اون کار منع شون می کنم. کاری می کنم که نتونند اون کار رو ادامه بدند. اون بچه خطاکار رو میذارم بالای یخچال. اونا هم چون قدشون کوتاهه نمی تونند بیاند پایین. البته گاهی برای اینکه دلم هم خنک بشه یه ذره یخچال رو تکون میدم تا زهره شون بترکه. همه بچه ها تو کلاس خندیدند. البته من یه روش تنبیه بسیار سخت دیگه ای هم دارم که ابداع خودم و البته برگرفته از طبیعته. بعد از سال ها هنوز وقتی به بچه های فامیل میگند بدترین تنبیه چی بوده. خیلی هاشون میگند: تنبیه عمو محمود یا دایی محمود. بذارید با یه خاطره فقط بخشی از این تنبیه رو بگم. خونه پدرم بودم. نوه های پدرم که اون زمان تعدادشون از ده تا می گذشت همه آمده بودند. پسر عمه م با خانواده ش هم از نیشابور به قم آمده بود. پسر عمه م از بچه گی به شرارت و شیطونی خیلی زیاد، معروف بود. دیدم پسر دار شده. یه پسر شش یا هفت ساله بود که شرارت از سر و روش می بارید. این پسر بجای بازی، همه نوه ها رو میزد. هر کاری کردم فایده ای نداشت. این بچه اهل بازی و سرگرمی نبود و نمی شد مشغولش کرد. بعد چند بار تهدید، نا امیدانه آخرین و بدترین تنبیه م رو بر اعمال کردم. بعد از ساعتی بازی و حرف زدن با مهمون ها رفتم آشپزخونه تا به مادرم سر بزنم. زن پسر عمه م گفت: نمی دونم این بچه چش شده. این اولین باره می بینم تو مهمونی اومده کنار من. چادرم رو گرفته و از کنارم تکون نمی خوره. شلوارش رو هم خیس کرده بود. نمی دونم از چی ترسیده که این قدر آروم شده. یواشکی جیم زدم و فرار کردم و گفتم چه پسر نازی دارید. پی‌نوشت: «قالَ رَسولُ اللَهِ : الوَلَدُ سَیدٌ سَبعَ سِنینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبعَ سِنینَ. فَإن رَضیتَ خَلائِقَهُ لإحدی وَ عِشرینَ وَ إِلا فَاضرِبْ عَلی جَنبِهِ فَقَد أعذَرتَ إلی اللَهِ تَعالی». 💠➣┅─────────── در کانال کشکول عضو شوید @kashkooul
تبیه سخت 2 تو مجتمع مسکونی مون یه پسر بود که از هم سن و سال هاش خیلی هیکلی تر بود. دو تا پسرم از اذیت های این پسر به من شکایت کردند و من نصیحت شون کردم که اینا بازی های کودکانه است. خیلی سخت نگیرید. یه روز تو حیاط مجتمع دیدم این پسر هیکلی که ده سالش بود یکی از بچه ها رو انداخته رو زمین. محکم و با غیظ و غضب گردنش رو فشار میده. از هم جداشون کردم اما ول کن نبود. دستش رو گرفتم تا اون پسر ضعیف تر فرار کنه. متاسفانه شکایت به پدر و مادرش هم موثر نیفتاد و من به خود این پسر گفتم: پسر جان حواست به کارهات باشه. اگر ببینم یه بار دیگه بچه های مجتمع رو می زنی، چنان تنبیهات می کنم که... بعد از چند روز دوباره دیدم دعوای سختی با بچه های کوچکتر از خودش میکنه. همون تنبیه و آخرین تیر ترکش رو رها کردم. پسر خیلی قوی ای بود. خوابوندم روی زمین. تقلای زیادی می کرد. اما تا تنبیه شروع شد کاملا دستاش شل شد و من با محبت و عشق تمام لب و دهانم رو به تمام صورتش و بخصوص چشم ها و پلک قشنگش کشیدم. رهاش کردم. بیچاره حتی نمی تونست چشماش رو باز کنه و دنبال آب می گشت که صورتش رو بشوره. بچه هایی که بارها طعم قدرت این پسر رو چشیده بودند با تعجب و البته خوشحالی نگاه می کردند که چرا این پسر جمع مون رو ترک کرد و حاجی رو کتک نزد. چون قبلش با فحاشی و نشون دادن قدرتش حتی به بزرگ تر ها، زهر چشمی از همه گرفته بود. اون روز نمی دونم دیگه چی شد. اما بچه ها بارها به من گفتند: حاجی این پسر دیگه به ما زور نمی گه. تا میگیم می ریم حاج محمود رو خبر می کنیم تا بیاد عشقش رو بهت نشون بده، دست از زورگویی بر می داره. این پسر از مجتمع ما رفت اما عشق من بهش حتی زره ای کم نشد. چند باری تو خیابون دیدمش. اما نمی دونم چرا فقط یه سلام و احوال پرسی خالی می کنه و یه لبخند ملیحی تحویل میده و میره. 💠➣┅─────────── در کانال کشکول عضو شوید @kashkooul
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوال: در این کلیپ یک نکته احکامی است که بین مذاهب اختلافی است. به نظرتون چیه؟
کشکول شیخ رفیع
سوال: در این کلیپ یک نکته احکامی است که بین مذاهب اختلافی است. به نظرتون چیه؟
در یکی از مناطق اهل سنت، یه بنده خدایی جلوی من از زنش شکایت کرد. میگفت: زنم دائم الوضو ست و دائم قرآن میخونه. حتی یه لیوان آب به من نمیده یا اگر میده میگه دستت به من نخوره. برای من تعجب آمیز بود این حرکت زنش. وقتی از همسرش پرسیدم چرا این کار رو میکنی؟، گفت: خب وضوم باطل میشه. خانم از اهل تسنن بود و شوهر شیعه . تازه یاد این ایه: او لامستم النساء افتادم و اختلاف مذاهب در تفسیر این آیه. البته این خانم که معلم قرآن روستا نیز بود، بعدا شیعه شد و یکی از بچه هاش عاشق مداحی شد و الان در مجالس عزاداری برای اهل بیت مداحی میکنه. ✍️ محمود رفیعان 💠➣┅─────────── در کانال کشکول عضو شوید @kashkooul