هدایت شده از شبهایحوّا.
من تشییع قم رو شرکت کردم، بعد نماز و زمانی که میخواستن پیکر رو بیارن توی بلوار ایستاده بودم (واقعا هوای بشدت جهنمی و بدون هیچ مهپاشی) به قدری تلاطم و فشار تحمل کردم که موقع برگشتن یه حالی بودم انگار غش میکردم و بیدار میشدم توی ماشین. یاد کاروان کربلا و حضرت زینب افتادم با خودم گفتم خدایا چطور میشه یک زن تنها اونهمه بچه و زن که عزیز از دست دادن حال روحی و جسمی خوبی ندارن رو کنترل و محافظت میکرده؟ و توی حالت غش و بیداری اشک میریختم.. واقعا برام معنی شد لا یوم کیومک اباعبدالله.
-
چه احوالات مقدسی. چه لحظات مبارکی. شراکت در سوگ مقدس حسینی و یاد کردنش، از قدیمالایام، از طرف انبیا و مرسلین و ملائک به ما رسیده. چهقدر قشنگ. یادم آوردی میخواستم راجعبه این بنویسم، بنویسم که لا يوم کیومک يا اباعبدالله.
حقیقتاً حال و حوصلهام رفته...
و خیلی دلمگرفته و انزوا.
توی چنل سیاسیمم (گورستان سطلبردارها) که حرف میزنم چون انگار دِین بر گردنمه و دوست ندارم رسانه رو به دشمن و حرملهتبارهای صهیونی و سطلی بسپارم.
سفر مجازی به مدرسه میناب
موشکهای آمریکایی با مدرسه میناب، معلمان و دانشآموزانش چه کردند؟!
🌐 سفر مجازی به مدرسه
https://AzMinab.ir
یکی از پادکستهاتو Ashen wings گوش دادم، حالت کتاب صوتی و نثر بود، لحنت گرم و با مُسماست توي سبک خودت ادامه بده و لذت ببر، زیباست.
از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و غم و نگرانی و رنج و ناراحتیام را برطرف کنی و مرا از امور مهمّم کفایت نمایی و قرضم را ادا کنی و از تهیدستی و درماندگی پناهم دهی و از درخواست نمودن از مخلوقات بینیازم سازی؛ و از من کفایت کنی آزار کسی را که از آزارش میترسم و دشواری کسی را که از دشواریاش هراس دارم و ناهمواری کسی را که از ناهمواریاش بیم دارم و شر کسی که از شرش میترسم و فریب کسی که از فریبش وحشت دارم و تجاوز کسی که از تجاوزش بیم دارم و بیعدالتی کسی که از بیعدالتیاش میترسم و از چیرگی کسی که از چیرگیاش وحشت دارم و نقشه کسی که از نقشهاش بیم دارم و قدرت کسی که از قدرتش به خود میترسم و از تو میخواهم که بداندیشی بداندیشان و حیلۀ حیلهگران را از من برگردانی.