📚#چرتان_و_پرتان_و_8_قصه_دیگر
قسمت هایی از کتاب چرتان و پرتان:
زن و شوهری بودند، ساده و مهربان. مرد، چرتان بود و زن، پرتان. یک روز پرتان به چرتان گفت: دلم برای دخترمون تنگ شده. پاشو بریم شهر سری به اون بزنیم. در خانه را بستند، کلید را دم در، زیر سنگی گذاشتند و راه افتادند. رسیدند به درویش. گفتند: بابا درویش، ما داریم می ریم خونه ی دخترمون، دختر از گل بهترمون. آخه خیلی وقته اونو ندیدیم. روی ماهشو نبوسیدیم. احوالشو نپرسیدیم. درویش گفت: خوب برید به من چه. چرتان گفت: کلید رو گذاشتیم دم در، زیر سنگ. پولامونم تو صندوقه. نکنه یه وقت در خونه رو باز کنی و پول ها را برداری؟ درویش گفت: من چه کار به پول شما دارم؟ مگه بی کارم؟ اما...
🖊نویسنده:#محمدرضا_شمس
🔹قطع: رقعی
🔹نوع جلد: شومیز
🔹تعداد صفحات: 47
🔹موضوع: داستانهای کوتاه
🔹قیمت پشت جلد: 25 هزار تومان
💥ارسال به سراسر کشور💥
☎️سفارش تلفنی34454993_031
🔹آیدی سفارش آنلاین👇
🆔@ketabeadine_sefaresh
کتاب📚
@ketabeadine1