eitaa logo
کتاب جمکران 📚
9.8هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
2.6هزار ویدیو
129 فایل
انتشارات کتاب جمکران دریچه‌ای رو به معرفت و آگاهی بزرگترین ناشر آثار مهدوی ناشر برگزیده کشور فروش کتاب و استعلام موجودی 📞02537842131 ارتباط با مدیرکانال 09055990313📱 🧔🏻 @ketabejamkaran_admin ⏰ ۸ الی ۱۵ 🏢قم، خیابان فاطمی، کوچه ۲۸، پلاک ۶
مشاهده در ایتا
دانلود
4.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹ببینید: تیزر کتاب 📚مجموعه خاطراتی از ارتباط و (عج) 📙 🖋 برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 https://ketabejamkaran.ir/131523 ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
😊 تا همراهش نرفتم باورم نشد... 📝 تا همراهش نرفتم، ماجرای غیبت سه‌شنبه تا عصر چهارشنبه‌اش باورم نشد. 🕋 تمام آن مسیر نهصد کیلومتری را برای خواندن یک نماز امام زمان گز می‌کرد. ✨از دارخوئین تا مسجد جمکران، نهصد کیلومتر بود. ✨توی مسیر، نیمه‌شب از تشنگی بیدار شدم. دیدم سرش را تکیه داده به شیشه و نافله شب می‌خواند. 😭اشک‌هایش مسلسل‌وار، از گوشه محاسن روی لباسش سر می‌خوردند. ✨در پایان سفر تعریف کرد، یک بار به خاطر اینکه به مسجد جمکران برسد،چهارده بار ماشین عوض کرده و بی‌درنگ بعد از خواندن نماز، سریع به منطقه برگشته است. 😊. ♻️برگرفته از: 📘 🖋 برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 🛒 https://ketabejamkaran.ir/101544 📘📘📘📘📘 ♦️ ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
🌧نیمه شب بارانی ✨هر سه‌شنبه رفتنش به راه بود؛ اما آن شب با همه شب‌ها فرق داشت. هوا بدجور بود. انگار از آسمان سیل می‌بارید. کوتاه نیامد. نیمه‌شب با پای پیاده راهی زیارت شد. ♻️برگرفته از: 📘 🖋 برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 🛒 https://ketabejamkaran.ir/101544 📘📘📘📘📘 ♦️ ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
"کارت‌های بهشتی"❤ ✨گوشه‌ای نشست و به ردیف، کارت‌های دعوت را به ترتیب مهمان‌های ویژه نوشت؛ حتی قبل از کارت دعوت‌های دوست و فامیل. یک کارت برای امام رضا(ع) به مشهد فرستاد. کارت امام زمان(عج) را هم به مسجد جمکران برد. کارت حضرت معصومه (س) را هم خودش داخل ضریح انداخت. 🌹خاطره ای از شهید ♻️برگرفته از: 📗 🖋 برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 🛒 https://ketabejamkaran.ir/101544 📗📗📗📗📗 ♦️ ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
🌹، حتی با ذکر یک صلوات. 🔰مقام معظم رهبری: یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست. 🍃با رفقا به کوه رفته بودند. بعد از نماز مغرب و عشا، هنگام خواندن دعای توسل، وقتی نام مبارک امام زمان (عج) را برد، صدای هق‌هق گریه‌اش به آسمان بلند شد. کافی بود اسمش را بشنود؛ هم اشک در چشمش حلقه می‌زد و هم اشک همه را درمی‌آورد. با سوز خاصی می‌خواند : ✨بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو ✨اگر که نیست باورت بیا که روبه‌رو کنم بدان امید زنده‌ام که باشم از سپاه تو 🌹شهید 📘 🖋 ✨برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 https://ketabejamkaran.ir/101544 📗📗📗📗📗 ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
🌹، حتی با ذکر یک صلوات. 🔰مقام معظم رهبری: یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست. 🤲دو رکعت معمایی 🏠وقت‌هایی که خانه بود، بعد از نماز صبح می‌نشست و یک دل سیر تماشایش می‌کرد. از همه نمازهایش سردرآورده‌ بود به غیر از دو رکعت. می‌دانست هیچ کار سیدعلی بی‌حکمت نیست. پاپیچش شد: «حکمت این دو رکعت بعد از نماز صبح تو چیه؟» هرچه مفاتیح را زیر و رو کرد و یکی یکی اسم نمازها را برد، جواب نه شنید. این قدر گفت که به یک شرط سیدعلی راضی شد اسم نماز را بگوید. این که او هم بخواند. ولی خوب قول داد، قفل دهانش باز شد: «من هر روز این دو رکعت نماز رو برای سلامت و فرج آقا امام زمان میخونم.» 🌹شهید 📘 🖋 ✨برای تهیه کتاب کلیک کنید👇 https://ketabejamkaran.ir/101544 📗📗📗📗📗 ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
1.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ا❁﷽❁ا 🔰مقام معظم رهبری: یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست. 🌹، حتی با ذکر یک صلوات. «رمز پیروزی، (س) و (عج) است» تا چشم کار می‌کرد ظلمات شب بود و تاریکی. هرجا چشم می‌چرخاندیم دشت بود. دریغ از توپخانه و خاکریز دشمن. دیگر نای راه رفتن هم نداشتیم، انگار وسط برزخی دور خودمان می‌چرخیدیم. ابراهیم مثل همیشه با صدای آرام گفت: باید توسل کنیم. همان دم پایم شل شد، مثل همه سر بر خاک دشت گذاشتم. شروع به قسم دادن ائمه به حق حضرت زهرا کردیم. لحظه‌های آخر دیگر اسم امام زمان از لبمان نیفتاد. درست مثل مادر مرده‌ها اشک ریختیم. چند لحظه بعد از جایش بلند شد و سمت چپِ جایی رفت که ما نشسته بودیم. هر قدمی برمی‌داشت ما خیره نگاهش می‌کردیم. هنوز دستور حرکت نداده بود، بعد از مدتی برگشت اما نه مثل قبل، می‌خندید. صبح نشده با فریاد الله اکبر و بدون کمترین درگیری توپخانه بعثی‌ها را قبضه کردیم. خودمان هم خیلی ذوق کرده بودیم. از آن‌جایی که نشسته و به سجده افتاده بودیم تا خاکریز دشمن یک کیلومتر بیشتر فاصله نبود، باورم نمی‌شد. 🥀 شهید 📙 (عج) 🖋 برای خرید کتاب کلیک کنید👇 🔗 https://ketabejamkaran.ir/101544 ☀️ ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran
7.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ا❁﷽❁ا 🔰مقام معظم رهبری: یاد و خاطره شهداء کمتر از شهادت نیست. 🌹، حتی با ذکر یک صلوات. دلم نمی‌آمد به صورتش نگاه کنم؛ بدجوری جزغاله شده بود. هنگامی که بدنش را از آتش بیرون کشیدیم چیزی از صورتش باقی نمانده بود. با این حال مدام لبش به هم می‌خورد. انگار چیزی زمزمه می‌کرد. نمی‌فهمیدیم چه می‌گفت. صدایی نداشت که بفهمیم. تا اینکه مصطفی از راه رسید. کنارش زانو زد، سرش را نزدیک لبش برد و حرف‌هایی رد و بدل شد. مصطفی هم تاب نیاورد و اشک‌هایش جاری شد. با آن صورت کباب شده و چشم‌های نیمه بازش گویی التماس می‌کرد می‌گفت: من رو همینجوری دفن کنید. دلم می‌خواد همینجوری خدمت امام زمان(عج) برسم. 🔎 یادگاران۸، شهید مصطفی ردانی‌پور، ص۶۷. 🥀 شهید 📙 (عج) 🖋 برای خرید کتاب کلیک کنید👇 🔗 https://ketabejamkaran.ir/101544 ☀️ ✅ کانال رسمی کتاب جمکران: @ketabejamkaran