eitaa logo
عطرلاله محلات
1.7هزار دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
2.8هزار ویدیو
127 فایل
﷽ 🎤خدمات گسترده بسیج راهنرمندانه به آگاهی عموم برسانید.(امام خامنه‌ای مدظله العالی) ✍شرط شهید شدن،شهید بودن است۹۵/۰۲/۱۴حاج قاسم سلیمانی؛ ✔ماپشتیبان وحامی خدمت رسانی جهادی همراه باروحیه انقلابی می باشیم 🌷گرامی باد،یادوخاطره شهدای گرانقدر شهرستان محلات🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عطرلاله محلات
﷽ ِمرجع رسمی اخبار: عطرلاله شهرستان محلات امروز سنگر اصلی در سطح عالم، جمهوری اسلامی است. این سنگر را باید محکم نگه دارید. ۱۳۷۱/۰۱/١۵خدمات گسترده بسیج را هنرمندانه به آگاهی عموم برسانید.تشکیل هیات های رزمندگان اسلام یک کار صحیح و بجا بوده و انشاءالله بعد از این هم ادامه این حرکت کار بجایی است. (امام خامنه ای حفظه الله) ✔ماپشتیبان وحامی خدمت رسانی جهادی همراه با روحیه انقلابی می باشیم. برای حمایت از ما ، لینک این کانال را به دوستان خود ارسال کنید. 🌷ما هرچه داریم از برکت خون شهدا داریم🌷 🌍 🌺اینجا گذری بر قدمگاه شهیدان است👇 👇👇 https://eitaa.com/khabar_atrelale_mahallat
برادران، برای خوشایند هیچ کس جهنم نروید. کاری نکنید که بخواهد کسی خوشش بیاید، شما هم جهنمی شوید. هیچ وقت دین خدا را، دستور خدا را، وظایف شرعی‌تان را با هیچ چیز معامله نکنید. ✍ شهید حاج احمد کاظمی 💔۱۹ دی ماه سالروز شهادت این شهید والا مقام و فرمانده پرافتخار سپاه اسلام می باشد روحشان شاد و راهشان پر رهرو و ختم به ظهور دولت یار ان شاءالله. 🌷ما هرچه داریم از برکت خون شهدا داریم🌷 🌍 🌺اینجا گذری بر قدمگاه شهیدان است👇 👇👇 https://eitaa.com/khabar_atrelale_mahallat
🔹 سالروز شهادت شهدای عرفه ۱۹ دی ۱۳۸۴ یک هواپیمای فالکن-20 متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شمال غرب ایران در حوالی ارومیه سقوط کرد و تعدادی از فرماندهان سپاه به شهادت رسیدند. 🌷ما هرچه داریم از برکت خون شهدا داریم🌷 🌍 🌺اینجا گذری بر قدمگاه شهیدان است👇 👇👇 https://eitaa.com/khabar_atrelale_mahallat
💠« شب‌های عملیات کربلای ۵ شب‌های قدر اين انقلاب است و انس با آن باعث وارسته شدن می باشد، هر کس آن عملیات را فراموش کند نامش از اردوگاه انقلاب قلم خواهد خورد؛ لذا باید این حادثه بزرگ را زنده نگه داریم.» رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای "مدظله‌العالی " 🌷گرامی باد یاد و خاطره شهدای شهرستان محلات در عملیات بزرگ و سرنوشت ساز کربلای۵ 🔻این عملیات به عنوان بزرگترین عملیات جمهوری اسلامی در دفاع‌مقدس از تاریخ ۱۹دی ۶۵ آغاز و بیش از ۷۵ روز به طول انجامید. 🔻حماسه رزمندگان و نبرد تعیین کننده شلمچه، موجب عقب‌نشینی سیاسی دشمن شد و مفاد اولیه‌ی قرارداد حقوقی ۵۹۸ تنظیم گردید. 🔻 قریب ۴۰ شهید در زمستان ۶۵ و در زمین شلمچه از شهرستان محلات تقدیم اسلام گردیده است.
🏴🌺در سالروز شهادت غریبانه امام هفتم باب‌الحوائج حضرت موسی‌بن‌جعفر علیهماالسلام و در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی، بزرگداشت معلم شهید حسن انصاری در دبیرستان متوسطه اول دخترانه شهرک امام خمینی ره محلات که مزین به نام این شهیدبسیجی است، برگزار گردید. 🔻 خاطره گویی حاج مهدی سروش همرزم شهید حسن انصاری از اعزام تا شهادت؛ تجلیل و اجرای سرود توسط دانش‌آموزان در رثای شهدا؛ حضور مدیریت و معاون اداره آموزش و پرورش و عوامل طرح تربیتی شهید بهنام محمدی و ... بخشی از برنامه‌های این مراسم بوده است. 🌷معلم بسیجی شهید حسن انصاری در تاریخ ‌۲۸ مهر۱۳۵۹ همراه با دومین گروه اعزامی رزمندگان شهرستان محلات به جبهه‌های دفاع مقدس رهسپار و پس از طی دوره‌ی آموزشی، به "جبهه سومار" عزیمت و در تاریخ ۹ بهمن ۵۹ به همراه شهیدان سیدعلی فارسی، محمد عبدالهی و علیرضا اسفندیاری آسمانی شدند. 🌷پیکر مطهر شهید حسن انصاری همچنان مفقود و هنوز به شهر بازنگشته است. 🤲شادی روح مطهر شهدا صلوات 🔹واحد بسیج دانش‌آموزی دبیرستان معلم شهید حسن انصاری
🌸جشن بزرگ حضور تا ظهور🌸 و بزرگداشت ۱۱۰ شهید عرصه کار و تولید شهرستان محلات 🌹باکلام: مشاور عالی فرمانده محترم کل سپاه 🌷بانوای: حاج حسن شالبافان خادم کریمه اهلبیت سلام الله علیها 🎤با حضور مجری توانمند کربلایی سامان فیروزی 🔰اجرای سرود توسط جبهه فرهنگی سرو محلات ⏰وعده دیدار ما: امروز یکشنبه ۲۱ بهمن ماه از نماز مغرب و عشاء ⚽️مکان: مجموعه فرهنگی ورزشی ۹ دی کوی رسالت 🔹 چهل‌وششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران گرامی باد. 🇮🇷🌷 🇮🇷🌷 🇮🇷🌷 🇮🇷 🌷گرامی باد، یاد وخاطره ۱۱۰ شهید گرانقدر کارگری شهرستان محلات🌷 🌍 🌺اینجا گذری بر قدمگاه شهیدان است👇 👇👇 https://eitaa.com/khabar_atrelale_mahallat
❇️دیدار با خانواده شهید والامقام احمد سروش 🇮🇷به مناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر، سرپرست فرمانداری محلات، معاون سیاسی امنیتی فرماندار،فرمانده سپاه محلات،مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه محلات، رئیس هیات ورزش‌های همگانی، رییس اداره کار تعاون و رفاه اجتماعی و رئیس اداره تامین اجتماعی با خانواده شهید احمد سروش دیدار نمودند. 🔻در این دیدار حاج مهدی سروش برادر شهید، خاطراتی از شهید بیان نمودند و در پایان از مادر شهید تقدیر و تجلیل به عمل آمد. 🌷پاسدار شهید احمد سروش در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۳۶۵ طی عملیات بزرگ کربلای۵ در منطقه شلمچه بشهادت رسید.
♦️چهره‌ی درخشان انقلاب 🔻اول اسفند ۱۳۶۴، حاج شیخ فضل‌الله مهدی‌زاده محلاتی نماینده امام در سپاه پاسداران برای بازدید از حماسه رزمندگان در عملیات والفجر۸ و پیروزی در جبهه‌ی فاو بر فراز آسمان اهواز بر اثر حمله جنگنده‌ی بعثی بشهادت رسید. 🔻امام خمینی در پیام مهمی این شهید عزیز را "چهره‌ی درخشان انقلاب اسلامی" معرفی نمود. 🔻امیدواریم تلاش‌های دلسوزان و دغدغه‌مندان عرصه فرهنگ، به فعالیت‌های موثر و ماندگار هدایت شود و در "چهلمین سالگرد" شهید در سال آتی، با اقداماتی همچون تولید فیلم سینمایی، مستند فاخر، کتاب جامع و ... شاهد معرفی گسترده‌ی شهید محلاتی به نسل جوان باشیم. 🔻در این فرصت ضمن گرامیداشت مجاهدت‌های شهید حاج شیخ فضل‌الله محلاتی، یاد و خاطره دیگر طلاب و روحانیون شهید را گرامی می‌داریم. ✍سرهنگ پاسدار حسین رضائی فرمانده سپاه ناحیه محلات
💠عملیات خیبر 1⃣قسمت یکم اسفند ماه ۱۳۶۲، به همراه بچه‌های مرکز تربیت معلم اصفهان عازم جبهه‌های نبرد شدیم، ابتدا در لشکر۱۴ امام حسین علیه‌السلام مستقر و بعد از سازماندهی به مقر تاکتیکی لشگر در منطقه جفیر رفتیم، بعداز دو سه روز، اعلام کردند که امشب برای عملیات به جزیره می‌رویم. غروب با تویوتا به لب آب هور(اسکله) رسیدیم، در آنجا قایق‌ها و هاورکرافت‌ها نیروها را به داخل جزیره انتقال می‌دادند. یک ساعتی منتظر ماندیم تا هاورکرافت آماده شد. در این مدت دائم آمبولانس‌ها می‌آمدند و پشت خاکریز توقف می‌کردند، از بچه‌ها پرسیدیم چه خبره این همه ماشین؟! ولی کسی نمی‌دانست؛ تا هاورکرافت آمد و در باز شد، امدادگران فقط مجروح خالی می‌کردند و ماشین‌ها یکی‌یکی می‌رفتند و این سوال در ذهنمان آمد که ما داریم به کجا می‌ریم؟ یکی از بچه‌ها به شوخی میگفت: "فکرکنم فردا ما را هم همینطور برگردونند"، به هرحال نوبت گروه ما شد و سوار شدیم. کل گردان به همراه چندتا تویوتا و وسائل دیگر داخل هاورکرافت شدیم و این تجربه اول ما بود، حدود نیم ساعت بعد در جزیره شمالی‌مجنون پیاده شدیم. فرمانده گردان دستور داد روی پد(جاده خاکی که دوطرف آن آب است) استراحت کنیم، ساعت از دوازده شب گذشته بود؛ کوله پشتی را زیر سر گذاشتیم و پتو هم هردو نفر روی خودمون کشیدیم و نسیم خنک و چرخش باد در میان نی‌ها، صدای قورباغه‌ها و صدای دائمی انفجار گلوله‌ها خواب را از چشممان گرفته بود. وقتی به آسمان نگاه می‌کردیم ستاره‌ای دائم در آسمان خاموش می‌شد، به رفیقم منصور گفتم چرا خاموش میشه؟ گفت: "اینها ستاره نیست، توپ فرانسویه که قبل از فرود خاموش میشه." دیگه کارمان نگاه به آسمان بود تا ببینم کی خاموش میشه و کجا فرود میاد. بعد از چند دقیقه تماشا، به نحوه‌ی عمل‌ و زمان اصابت آن آگاه شدیم وبه قول معروف آمارش دست‌مان آمد که بعد از خاموشی یک کیلومتر بعد منفجر میشه. کم‌کم بچه‌ها بلند شدند برای وضو و نمازشب و عبادت، در آن تاریکی چیزی دیده نمی‌شد فقط وقتی منورها شلیک می‌شدند صحنه‌ی زیبای عشق بازی بندگان خالص خدا به چشم می‌آمد که درکنار پد "چفیه بر سر" یا در قنوت بودند یا در سجده، لحظاتی زیبا که دیگر تکرار نمی‌شود و یاد شب عاشورا و عبادت یاران امام حسین علیه‌السلام درخاطر می‌آمد و اینگونه شب اول به صبح رسید. 🌷یاد و خاطره شهدای عملیات خیبر گرامی باد. ✍نگاشته رزمنده وجانباز دفاع مقدس حاج مهدی سروش
💠عملیات خیبر 🔹تجلی پیام قرآن و فرمان امام‌ در حفظ جزایرمجنون 2⃣قسمت دوم 🔻شرایط در جزایرمجنون بسيار سخت و طاقت‌فرسا بود. از یک طرف کمبود امکانات و تجهیزات و فقدان راه دسترسی مناسب به عقبه، از طرفی فشار بی‌امان دشمن با زدن پاتک‌های سنگین برای بازپس‌گیری جزایر و زدن گازهای شیمیایی و بمباران بی‌امان مواضع و به شهادت رسیدن و مجروح شدن رزمندگان و ...، شاید باورش سخت باشد که در جزیره‌جنوبی آبی برای خوردن نبود و در جزیره‌شمالی آب موجود قابل خوردن نبود، چون آلوده و پر از جنازه‌های متعفن بعثی و حیوانات و ماهی‌های مرده و ... بود، بچه‌ها برای آب خوردن اگر "قرص کلر" بدست می‌آوردند، یکی داخل قمقمه می‌انداختند و آب بدمزه را می‌خوردند. کمترین سنگر و جان پناهی وجود نداشت، ولی بچه‌ها مقاومت می‌کردند و تنها دلیلش عشق به امام بود. وقتی فرماندهان عالی برای عرض گزارش نزد ايشان رفته بودند، حضرت امام رحمت‌الله‌علیه فرموده بودند: "جزایر باید حفظ شود"؛ و این پیام بدون اینکه بچه‌ها از طریق رسانه‌ای دریافت کرده باشند یا صدای امام را شنیده باشند، نقل به نقل و سینه به سینه از لسان فرماندهان میدانی بین همه پخش شد و چنان روحیه‌ای در بین رزمندگان ایجاد کرد که تمام مشکلات فراموش شد و همه یکدل و یکصدا، متعهد بر این شدند که فرمان امام باید اجرا شود و شبانه‌روز در مقابل سهمگین‌ترین پاتک‌های دشمن ایستادند و هر رزمنده شاید به اندازه "ده رزمنده" می‌جنگید تا فرمان امام اجرا شود و آنجا بود که بخشی از "بشارت قرآن به صابران" و فزونی استعداد و مژده "چیرگی ده برابر مومنان" نسبت به کافران عینیت یافت: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ؛ ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می‌شوند، و اگر از شما صد نفر صابر باشند بر هزار نفر از کافران چیره می‌شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند که حقایق توحید و قدرت خدا را نمی‌فهمند؛ سوره انفال، آیه ۶۵ . به حول و قوه الهی این امر بعد‌از چندین روز با تثبیت خطوط محقق گردید و این گوشه‌ای از ولایت‌پذیری بچه‌های آن روز بود. "صبر" و "ولایت‌پذیری" سلاح کارآمد پیروزی در عملیات‌خیبر بود که برای همیشه می‌تواند درس‌آموز باشد. 🌷یاد و خاطره شهدای عملیات خیبر گرامی باد. ✍نگاشته رزمنده وجانباز دفاع مقدس حاج مهدی سروش
💠عملیات خیبر 🔹آتش سنگین 3⃣قسمت سوم صبح روز اول حضور در جزیره با دستور فرمانده‌ گردان به همراه همه نیروها به یک ستون روی پد در کنار نیزارهای بلند حرکت کردیم و گاهی به سنگرهای خالی عراقی یا محوطه‌ای که مربوط به چاه‌های نفت عراقی بود برمی‌خوردیم ولی صدای سوت خمپاره‌ها و توپ‌های دشمن یک لحظه هم قطع نمی‌شد. وقتی خمپاره‌ای به داخل آب اصابت می‌کرد آب فراوانی به بیرون ریخته می‌شد که مانع حرکت منظم و سریع نیروها می‌شد، تعداد اصابت‌ها زیاد و توجه و دقت در رعایت نکات ایمنی گاهاً عادی می‌شد و بچه‌ها هرازگاهی خیز می‌رفتند و گاهی هم بی‌خیال راه خود را ادامه می‌دادند، چراکه نمی‌خواستند دائم در حال خیز رفتن باشند. بعدازطی مسافت طولانی به یک منطقه خشک وسیعی رسیدیم که تقریباً حالت چهارراه داشت و یک ضلعش دارای خشکی بیشتر بود. اینجا دستور توقف دادند و گفتند کناره‌ی پد برای خودتان سنگر درست کنید تا دستور بعدی صادر شود. این محدوده تقریباً مرکز جزیره شمالی بود. رفیقم منصور محمودی خدمت سربازی را گذرانده و سن‌ش از ما بزرگتر بود، مسئولیتش آرپی‌جی‌زن و من وعلیرضا هدایتی کمکی او بودیم. منصور گفت بیآیید تا یک جان‌پناه بسازیم، شاید بخاطر گذراندن خدمت سربازی‌اش در ارتش، منصور حالات مقرراتی و احتیاطی خاصی داشت(هر دو از دوستان اراکی بودند و در مرکز تربیت معلم اصفهان مشغول تحصیل بودیم)، به او گفتم من خسته‌ام و می‌خواهم بخوابم و همینطور دراز کشیدم. نمی‌دانم خوابیدنم چقدر طول کشید!؟ که با صدای فرمانده گروهان‌مان از خواب پریدم که می‌گفت پناه بگیرید، به سمت اون شلیک کنید و ...، فکر کردم عراقی‌ها هستند، سراسیمه بلند شدم، دیدم صدای غرش هواپیمای عراقی که بالای سرمان مانور می‌دهد و حالا ما می‌خواهیم با کلاش و تیربار هواپیما را دور کنیم. تا اینکه متوجه شدیم هیچ پدافندی آنجا نیست و دو فروند هواپیمای عراقی بالا سرمان مانور می‌دهند و گاهی با مسلسل روی پد را به آتش می‌بستند. آنقدر پایین می‌آمدند که کابین خلبان و دهانه‌ی مسلسل به وضوح پیدا بودند. چون می‌دیدند که هیچ مانعی جلوی‌ آنها نیست. بعداز مدتی مانور، هواپیماها منطقه را ترک کردند و بچه‌ها یک نفس راحتی کشیدند. نکته جالب اینجا بود که متوجه شدیم در خشکی وسط، یک تپه خاک بزرگ دپو کرده بودند و یک تیربار ژ۳ با سه پایه برای شلیک هوایی بر روی تپه مستقر کرده بودند و به عنوان وسیله پدافند از آن استفاده می‌شد که دو نفر از رزمندگان مسئول این تیربار بودند، کم‌کم سروکله حاج عزیزی مسئول تدارکات گردان پیدا شد، کمی نان و یک مربا به بچه‌ها داد. می‌گفت: "عزیزان اسراف نکنید، برای وعده‌ی بعدی معلوم نیست کی جیره برسد" و همیشه یک لبخندی بر روی لبانش بود. چفیه را انداختیم و مشغول خوردن شدیم که دوباره صدای غرش هواپیماها بلند شد، هرکس به کناری می‌خزید. جنگنده‌ها اول آمدند، یک دور زدند و رفتند. پیدا بود دور تا دور جزیره را می‌زنند و بیشتر بدنبال قایق‌ها و وسایلی بودند که امکانات را به داخل جزیره می‌آورد. چندین نوبت کار ما شده بود بازی با هواپیماهای عراقی، نزدیکی‌های ظهر بچه‌ها برای نماز آماده می‌شدند و صحبت جماعت و فرادی بود که فرمانده گردان اعلام کرد همه افراد نماز فرادی بخوانند، چون تجمع خیلی خطرناک است و همینطور هم شد، باصدای اذان ظهر که توسط یکی از بچه‌ها طنین‌انداز شد، یورش هواپیماها مجدد آغاز گشت و برخلاف قبل ابتدا یک مانور دادند و بعد شروع به بمباران دورتادور نمودند که تعدادی زخمی و شهید شدند و تنها تیربارچی پدافند را با موشک آنچنان بشهادت رساندند که از پیکرش چیزی باقی نماند. این قصه تا غروب ادامه داشت و بچه‌ها هیچ پناهگاهی برای محافظت نداشتند ولی با روحیه‌ی بالا مقاومت می‌کردند و منتظر بودند تا برای مقابله با دشمن بعثی به خط اول بروند و این ماجرا تا دو روز به همین شکل ادامه داشت و دیگر بچه‌ها عادت کرده بودند و بدون ترس کارها را انجام می‌دادند و‌ از غروب نمازجماعت و مراسم دعای توسل و زیارت عاشورا و... بدون ترس از آتش‌ سنگین دشمن بر پا شد چراکه همین عبادت موجب موفقیت رزمندگان در برابر ارتش تا دندان مسلح عراق و تجهیز و پشتیبانی استکبار شد، و به تعبیر مولاعلی علیه‌السلام در دعای کمیل، اشک و امید رمز نصرت و رحمت الهی است: اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ، وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ ... . 🌷یاد و خاطره شهدای عملیات خیبر گرامی باد. ✍نگاشته رزمنده وجانباز دفاع مقدس حاج مهدی سروش