#سیره_شهدا
بايد نيروها براي انتقال به تهران آماده ميشدند.👌 همه مشغول بستن اثاثشان بودند كه خبر رسيد حاج همت آمده و ميخواهد بچهها را ببيند.😌
صداي صلوات و تكبير و قربان صدقه رفتنهاي بچهها بلند بود. بعضيها ريخته بودند سر و كول حاجي و ميبوسيدنش. بعد از دوتا عمليات و آنهمه خستگي، اين خبر واقعاً ميچسبيد. حاجي گفته بود براي ديدن امام وقت گرفتهاند. بچهها از ذوقشان نميدانستند چه كار كنند. دلشان ميخواست همان موقع راه بيفتند😉.
😉
حاجي گفت «خب. حالا كه ميبينم همه سرحالين، حاضر شين كه امشب يه عمليات داريم. انشاءالله فردا براي ديدار امام ميريم تهران.»👌😌😄
#شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت
#هفدهم_اسفند
#سالروز_شهادت
#کمیته_خادمین_شهدا_تهران_بزرگ
............🌹✨............
@khadem_koolehbar
رزمنده ها خیلی "شهیدهمت" رو دوست داشتند.
حاجی اومده بود برا سرکشی؛که بچه ها از شدت علاقه ریختند سرش .
یهو شنیدم که شهید همت گفت:
"بی انصاف ها انگشتم رو شکستید !"
اما هیچ کس توجه نکرد.دو روز بعد دیدیم
حاجی انگشتش رو گچ گرفته.
#شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت
•|💌🕊|•
#کمیته_مرکزی_خادمین_شهدا
@khadem_koolehbar