┈┅ا✾﷽✾ا┅┈
#مُعَرِفی_خِدمَت↫📝
#ذهـن آشفته❗️
#حـال نگران
و #حـسی
شبیه به کسی که؛
پس از سالها تلاش به #مـقصـود برسد🌱
یا کسی که؛
تازه متوجه ارزش طـلـایی شود ✨
که #مدتها در جیب داشته
با نــگرانــی ولی حـوصـله و دقـت
صفحه #گوشی را بالا و پایین میکرد،📱
#ســخــنران جلسه
او را به این روز انداخته بود❕
#جـامِـعُالاَحـادیـث را
مدام بالا و پایین میکرد📘
و با این که چند کتاب را دیده بود باز بیشتر مـیگـشــت؛ 🔍
تا #هـیـجـانـش را اینچنین به گوشی خود بفهماند👌
༺ الـمَـرءُ مـعَ مَـن اَحَــب ༻
#روایتی که حجت الاسلام و المسلمین هاشـمپـور
در سخنرانی خود تاکید داشتند𔘓
یعنی من با #حــســیـنبـنعـلی معیت خواهم داشت⁉️
یا با فلان #بازیکن گران قیمتی که
کمتر کسی توپ را از زیر پایش کـشـیـده‼️
#مـحــبـتــم را خرج که کردم ؟!
خرج چه کردم ؟!
#مــعــیـتــم با که خواهد بود ؟!
نگران بود ولی امـیـدوار...!🙂
#امـیـد به محبتی که
تجلی گاهش
چــشـمـان ترش در #روضــههـا بودᥫ᭡
و نگران از ساعاتی که
پی در پی در پشت قاب گـوشی و تلویزیون
همان #چشمها
دنبال فلان بازیکن میگشت.
گوشی را کنار گذاشت،
دفتر و قلمش 📝
را برداشت و سر برگ کاغذ اول نــوشـت :
... قــلبـم را وقـف کــردم برای
ابـاعـبدالله "علیه السـلام" ...❤️
و #چه_زیبا_عاشق_پروری
#خاطرات_واقعی از #قرار_هفتگی
[📌برشی از حس و حال مستمع در سخنرانی #شماره ❷❶]
•┄┅•═༅✾𖣔✾༅═•┅┄•
خـــــادِمِــــیْـــــنِــ إِمـــامْــــــــ حَــــسَــــنــِی❥