eitaa logo
قرارگاه‌خادم‌الشهدای‌استان‌فارس
2.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.6هزار ویدیو
6 فایل
خواهران آیدی ادمین: 🆔 @Khakriz_78
مشاهده در ایتا
دانلود
📔 کتاب باران تشنه 📚خاطرات آزاده جانباز احمد شیدا به قلم مریم شیدا 🔹یکایک خطوط این اثر که توسط مریم شیدا خواهر صبور ایشان، با قلمی دلنشین و صادقانه نگاشته‌شده، لحظات زندگانی مردی است که رنج اورا از پای ننشانده است. 🔹در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: حرفش رگ غیرتم را جوش آورد. دوست نداشتم کسی به خاطر آنچه هستم شماتتم کند. من می‌خواستم بهترین باشم. قدرتی توی بدنم انداختم و اراده‌ام را جزم کردم تا بروم. رفتم هر چند خار‌ها حسابی گوشت تنم را می‌سوزاند. عرق از سر و رویم می‌ریخت که برگشتم. حالا نوبت غلت خوردن بود. اولین غلت را که زدم و تمام بدنم با خار‌ها نوازش شدند، یک‌آن از اینکه به آنجا آمدم پشیمان شدم... 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب «بوی شیرین فرهاد» 📚زندگینامه شهید عبدالحمید حسینی نویسنده: طاهره کوهکن 🔹در قطعه 2 ردیف 16 دارالرحمه شیراز، سنگ قبری است که روی آن نوشته شده: فدایی امام زمان این کتاب روایت فدائیان امام زمان (عج) است؛ آنها که با بذل خون خود انتظار را به شرمندگی کشاندند. 🔹بوی شیرین فرهاد در چهار فصل نوشته شده که در ابتدای هر فصل راوی، حامدنامی است که از رفاقتش با محمد میگوید. محمدی که شیفته عبدالحمید بود و عبدالحمیدی که خود، شیفته فرهاد... و این شیفتگی درس همیشگی مکتب ماست. شیفته مرام و معرفت و ایثار و خلوص کسی شدن، شیفته ایمانش و راهی که با درایت تمام انتخاب کرده؛ راه امام و قائدش حسین . 🔹گزیده کتاب تا سی ثانیه تمام حواسم از کار افتاده بود. با صدای جیغ و فریاد و یا حسین، به خود آمدم. در از جاش کنده شده بود و مردم از حسینیه می‌دویدند بیرون. بین آن همه درد، نفهمیدم کی به بیمارستان رسیدم. فکر محمد راحتم نمی‌گذاشت. منتظربودم آشنایی از در بیاید داخل و سراغش را از او بگیرم.... بعد از یک هفته از بیمارستان مرخص شدم و تا احسان، برادر محمد با پیراهن مشکی به عیادتم آمد، دیگر آن رابطه برایم تمام شد. 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب «۳۹ کیلو تمام» 📚زندگینامه داستانی آزاده جانباز محمدعلی کریمی به قلم سمیرا اکبری 🔹زمان در گِرو مکان است و این مکان‌ها هستند که تعیین می‌کنند، زمان‌ها چطور بگذرند؛ کند، تند، سخت یا آسان. دو سال و سه ماه در کشور، شهر، روستا و خانه‌ی خودت یک جور می‌گذرد و در تکریت، شهرِ زادگاه صدام یک جور دیگر... 39کیلو تمام، خاطرات پسر روستایی نوجوانی‌ست که زودتر از زمان مقرر، سربازِ جبهه‌ی جنگ شد و تنها یک سال بعد از اولین حضورش در جبهه در چنگال دشمن بعث به اسارت رسید. حال ما هستیم و روز و شب‌هایی که حسین را در گوشه‌ی اردوگاه تکریت12، بزرگ و بزرگ‌تر کرد. روزهایی که با هواخوری و شب‌هایی که بدون آسمان و ستاره طی شد اما حضور دوستی صمیمی به نام خسرو، دلگرمی بزرگی برایش بود تا همواره امید داشته باشد برای آزادی. 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب «دختری با روسری آبی» 📚 خاطراتی از شهیده نسرین افضل 🔹به قلم فریبا طالش پور 🔹در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: نسرین آهی کشید و خطاب به خانم فخارزاده که کنارش بود، گفت: تو بگو، خدا رو خوش میاد این رزمنده‌ها ظل آفتاب، توی جاده‌ها زیر بارون خطر، با گلوی خشک و گشنه، نگهبانی بدون و اون وقت ما جعبه سیب آبدار ببریم خونه؟ بیا اینا رو میون این بچه‌ها قسمت کنیم. از پیشنهادش همه استقبال کردیم. جعبه سیب‌ها رو شستیم و توی ماشین گذاشتیم. توی مسیر جاده ارومیه به مهاباد، میون رزمنده‌های بسیجی، ارتشی و سپاهی قسمت کردیم. یادمه با ماشین رد می‌شدیم و نسرین سیب‌ها رو یکی یکی دست اینا می‌داد و می‌گفت: خدا قوت برادر. 🔹این کتاب در بردارنده خاطراتی از شهیده نسرین افضل(متولد 1338 در شیراز) است...زمانی که در مقطع دبیرستان درس می خواند داشتن حجاب در مدارس ممنوع بود از این رو با دوستانش گروهی را تشکیل دادند که همگی روسری آبی به سر می کردند و در راستای پیروزی انقلاب فعالیت داشتند.....با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به صورت نیروی داوطلب راهی مها باد شدند و .... در دی ماه سال 1361 هنگام بازگشت از مراسم دعا توسط گروهک ها بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب داستانی «بستنی» 📚 برگرفته از خاطرات شهید علی اکبر توفیقی 🔹به قلم سعیدرضا کامرانی 🔹در بخشی از داستان کتاب «بستنی» می‌خوانیم: همیشه وقتی از نی‌ریز بر می‌گشتیم به سمت مناطق جنگی خوزستان، از کمربندی کازرون رد می‌شدیم تا علی اکبر رو سوار کنیم. اونم قبل از این که سوار بشه پاش رو می‌ذاشت روی رکاب مینی‌بوس و می‌گفت: برادرا، یا علی! بفرمایید بستنی توفیقی، مهمون من. مغازه بستنی ما نزدیکه. اما همیشه وقت تنگ بود و هیچ وقت جور نشد که مهمونش بشیم. 🔹در بخشی از کتاب بستنی قسمتی از وصیت نامه شهید علی اکبر توفیقی آمده است: الهی تو شاهد باش که من این راه را خودم انتخاب کرده‌ام. کسی به من این راه مقدس را تحمیل نکرده است. با چشمانی باز و قلبی مطمئن به این راه که خداوند وعده آن را فرموده قدم نهادم و تا پای جان استقامت خواهم نمود. خدایا تو مرا به راه راست هدایت کن و گناهم را ببخش. 🔹شهید علی‌اکبر توفیقی در سال 1365 در شلمچه به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلستان شهدای کازرون به خاک سپرده شد. 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب «کوله‌پشتی» 📚 برگرفته از خاطرات جمعی از رزمندگان و ایثارگران شاغل در دانشگاه فنی و حرفه ای استان فارس 🔹این خاطرات به همت علی شاهسون جمع‌آوری و مدون شده است. 🔹روایتی از حضور همزمان سه برادر رزمنده در جبهه، دیدار با رهبر معظم انقلاب در بیمارستان، اجرای نمایش در جبهه، امدادگری در جاده های صعب العبور و کوهستانی، خمپاره های روی آب، حرکت با چراغ های خاموش خودرو در شب، شهیدی که زنده شد، اسیر کردن فرماندهان ارشد عراقی توسط بسیجیان کم سن و سال، وقتی به پنج کیلومتری بصره رسیدیم، انفجار لوله تانک، استفاده از گونی به جای ماسک شیمیایی، خمپاره بعد از حمام، شلوار کردی سوغاتی، خمپاره دشمن و مخزن آبی که دو نیم شد و استتار با گچ از عناوین مختلف خاطرات منتشر شده در کتاب کوله پشتی است. 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
📔 کتاب «هزار و یک شب عاشقی» 📚 برگزیده‌ی خاطرات شهدای استان فارس 🔹مؤلف: حمید اکبرپور 🔹این مجموعه برگزیده‌ای است از خاطرات شهدای استان فارس در دوران جنگ تحمیلی که به نقل از دوستان، خانواده‌ها و هم‌رزمان آن‌ها بازگو شده و در دو بخش خاطرات بلند و کوتاه، تنظیم گردیده است 🔸 روزهای سه شنبه با معرفی یک کتاب در حوزه شهدا و دفاع مقدس استان فارس همراه ما باشید... @Khademinshohada_Fars 🌱
🔸پویش ملی کتاب خوانی(خط امین) ▫️جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس سایت درج شده در پوستر مراجعه فرمایید . 🔖خرید با تخفیف ویژه 🔖مسابقه کتاب خوانی با جوایزی نفیس 🔖۶کتاب تقریظ‌ شده توسط رهبر انقلاب منتشر شد ♦️@koolebar_rahiyan ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮ @khademinekoolebar ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ @Khademinshohada_Fars 🌱
6.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸پویش ملی کتاب خوانی(خط امین) ▫️جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس سایت درج شده در تیزر تبلیغاتی مراجعه فرمایید . 🔖خرید با تخفیف ویژه 🔖مسابقه کتاب خوانی با جوایزی نفیس 🔖۶کتاب تقریظ‌ شده توسط رهبر انقلاب منتشر شد ♦️@koolebar_rahiyan ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮ @khademinekoolebar ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ @Khademinshohada_Fars 🌱
⊹ رزمنده ١٤ ساله‌ را به اسـارت گرفتند از او پرسیدند: «مگر امام خمینی سن سـربازی را از ١٨ به ١٤ آورده؟» جواب داد: «سن سربازی همان ١٨ سال است، سن عاشقی پایین آمـده!» ــــــــــ ـــــ ـ برشی‌ از ✃کتاب ... @Khademinshohada_Fars 🌱
جوانه می‌رود، اَبر می‌رود، رود می‌رود برای کمال و دریا شدن باید رفت و بزرگ شد و البته بزرگ شدن درد دارد!.. ــ ـــــ ـ برشی‌ از ✃کتاب خال سیاه عربی @Khademinshohada_Fars 🌱