eitaa logo
خادم الشهدا
425 دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
4.4هزار ویدیو
76 فایل
شرط شهید شدن؛شهید بودن است.. #قاسم‌سلیمانی میشه یه صلوات برای سلامتی و فرج امام زمانت بفرستی؟؟؟ .. بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است.. اللهم عجل الولیک الفرج🌹 کپی حلاله رفقا...
مشاهده در ایتا
دانلود
رفیق! حواست به جوونیت باشه نڪنه پات بلغزه قراره با این پاها تو گردان صاحب‌الزمان"عج" باشی :)
_🕊 شرمنده‌ام..🖤 🍃
«🌿🕊» میگفت: تسبیحات‌حضرت‌زھرا(س)‌روبدون‌ِ‌تسبیح‌‌بگید بابندبندھای‌انگشت‌که‌‌بگی‌روزقیامت‌همینابه‌‌حرف میان‌‌شهادت‌میدن‌‌‌که‌‌باهاشون‌‌ذکرگفتی..! 🌿¦↫ 🕊¦↫
همیشه عادت داشت قرآن با معنی مطالعه کنه عادت به تأمل داشت نماز اول وقت میخوند می‌گفت نماز اول وقت از دستتون نره به بزرگتر خیلے احترام میذاشت حتی اگه طرف اشتباه میکرد..
.) «رفیق حواست به جوونیت باشه نکنه پات بلغزه، قراره با این پاها تو گردان صاحب الزمان(عج) باشی» 🕊
هر بار مادرش ‌تماس ‌مے‌گرفت کاملا مودبانه ‌رفتار مے‌کرد اگر درازڪش ‌بود،مےنشست اگر نشسته ‌بود،مے‌ایستاد مےگفت: درسته ‌ڪه‌ مادرم‌ نیست‌ و‌ نمےبیند ولے خدا‌ ڪه هست..
وقٺ رفتن بود دستم را گرفت و با صدایِ لرزان پُر از حزن و دلتنگے در حالے ڪه اشڪ‌‌هایم را پاڪ میڪرد گفت: «فرزانه‌ دلم رو لرزوندۍ ولی ایمانمو نمیتونے بلرزونے» تا این‌جمله را گفت تڪانےخوردم با خودم گفتم: «چیڪاردارۍ میکنے فرزانه؟ تو ڪه نمیخواستے از زن‌هایِ نفرین شده روزگارباشے پس چرا حالا داری دل‌ همسرت رو مےلرزونے؟» همسر
🙃🍃 رفته بودیم فروشگاه محصولات فرهنگی امام زاده تصمیم گرفتیم برای منزل جدیدمان تابلویی از امام‌ خامنه‌ای بگیریم موقع حساب کردن از فروشنده پرسید: انگشتر دُرّ نجف دارید؟ نداشت...از فروشگاه که بیرون آمدیم انگشتانش را تا جلویِ صورتم بالا آورد و گفت: این انگشتر دُرّ نجف همیشه همراهمه شنیده‌ام هرکسی انگشتر دُرّ نجف همراهش باشد روز قیامت حسرت نمی‌خورد باید بروم این نگین را دو تکه‌اش کنم تا تو هم داشته باشی دوست ندارم روز قیامت حسرت بخوری
سمت چپِ صورتش پُر از ترکش بود از بالا سر دور زدم و به سمتِ راست رفتم چشم‌هایِ نیمه‌بازش را که دیدم خندیدم و گفتم: حمید! شوخی بسه پاشو دیگه به‌ خدا نصف عمر شدم حس می‌کردم دارد با من شوخی‌ می‌کند یا شاید هم خواب رفته... :)💔
آنھاکہ‌ازپل‌صراط‌مےگذرند قبلاازخیلی‌چیز‌هاگذشتہ‌اند بایدبگذری‌تابگذرے...🕊
حمید خیلے دیر ڪرد قبلا هم براے بیرون بردن زبالھ چند بارے دیر کرده بود اما این بار تاخیرش خیلے زیاد شدھ بود وقتے برگشت پرسیدم: حمید آشغالارو مےبرے مرڪز بازیافت سرخیابون این همہ دیر میاے؟ گفت: راستش یھ فقیرے معمولا سر کوچھ هست هربار از ڪنارش رد میشم سعے میڪنم بھش ڪمک ڪنم امشب‌ پول همرام نبود خجالت ڪشیدم ببینمشو نتونم ڪمک ڪنم کل کوچھ رو دور زدم تا از یھ سمت دیگھ برگردم خونھ ڪہ شرمندھ نشم همسر