eitaa logo
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
2.6هزار دنبال‌کننده
13.9هزار عکس
7.5هزار ویدیو
213 فایل
ارتباط با ادمین @Yassekaboood هیئت خواهران خادم الزهرا سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی همدان بلاخره خون شهید محمد حسین عزیز می‌جوشد و حاج قاسم هست #حدادیان #گلستان هفتم #شهید جمهور #تنها هیات مذهبی به نام #حاج قاسم در کشور @khaharankhademozahra
مشاهده در ایتا
دانلود
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
قسمت ۶۳ ازکتاب #دلتنگ‌نباش #شهیدروح‌الله_قربانے مسجد یکپارچه گریه میکردند ، خود ایشان هم با گریه
قسمت ۶۴ از کتاب ♡ ساعت حدود ده شب بود. زود تر بیرون رفت . موتور را از پارکینگ بیرون اورد و رفت جلوتر ایستاد‌. کمی بعد زینب آمد. سوار موتور شدند و حرکت کردند. زینب خیلی موتور سواری را دوست داشت، اما تمام مسیررا عذاب وجدان داشت‌ زینب گفت :" نگران نباش! اگه بابام مارو دید میگم من اصرارت کردم. اونا رفتن هیئت خودشون .مارو نمیبینن خیالت راحت‌. این بار خیلی راحت تر از شبای قبل رسیدند. همان جای قبلی باهم قرار گذاشتند چشم های روح الله از فرط گریه سرخ شده بود . بعد از مراسم سوار موتور شدندو به سمت خانه حرکت کردند. به خانه که رسیدند ،همزمان پدر و مادر زینب هم از هیئتشان رسیدند. از ترس اینکه انها را نبینند روح الله موتورش را برد عقب . جلوی صورتشان را گرفته بودند تا انهارا نبینند. وقتی مطمن شدند که ان ها به خانه رفتند از موتور پیاده شدند. هم نگران بودند و هم از شیطنتی که کرده بودند می خندیدند. موتور را با فاصله ی زیادی از خانه پارک کرد. خیلی هم قفل درست و حسابی نداشت. زینب وقتی فهمید اصرار کرد که برود و ان را بیاورد پارکینگ ، اما روح الله خیلی خونسرد گرفت خوابید. شب سوم هم با موتور رفتند هیئت . شب سوم از دو شب قبلی شلوغ تر بود. زینب دیگه یاد گرفته بود کجا برود و کجا بنشیند. آن شب حاج آقا حال عجیبی داشت و آن را به همه منتقل کرده بود. تمام جمعیت بی تاب بودند . حاج آقااعلام کرد که میخواهد س بخواند. دل ها همه بی قرار بود. . بعد از فوت مادرش ، روضه ها را... [هر روز با ♡]