ردانیپور
👈 کمی تا بهجت🌷
@behjat135
✍ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند :
👌 خداوند چهار چیز را در چهار چیز قرار داده است :
1⃣ برکت علم را در تعظیم استاد قرار داده است. شاگرد باید استادش را تعظیم کند و به او احترام بگذارد. ...من هرشب برای آشیخ مرتضی زاهد (ره) یک سوره قرآن می خوانم. اینها در برکت علم تاثیر دارد.
2⃣ بقای ایمان در تعظیم خداست. اگر خدا را بزرگ بشماری ایمانت باقی می ماند. خواندن نماز در اول وقت تعظیم الله است.
3⃣ اگر کسی می خواهد در دنیا شاد باشد و دست به هر چه می زند طلا بشود می بایست به پدر و مادرش نیکی کند.
4⃣ اگر می خواهی که از آتش دوزخ رهایی یابی ، مردم را از خود نرنجان و آنها را اذیت نکن.
📚 از فرمایشات آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)
کمی تا بهجت🌷
@behjat135
#میخوای_دعات_مستجاب_شود❓
✅حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
هرکس میخواهد دعایش مستجاب شود، برای نجات مؤمنین و مؤمنات دعا کند.
📚 در محضر بهجت، ج٢، ص١۵۵
👈 کمی تا بهجت🌷
@behjat135
#شیطان_و_فعالیتش_برای_طلاق
#شیطان کاه را کوه میکند تا بین زن و شوهر دشمنی برقرار کند و #خانواده از هم بپاشد...
هوشیار باشیم
#طلاق
#خانواده
#حجت_الاسلام_عالی
👈 کمی تا بهجت🌷
@behjat135
#آقای_عزیز_ظلم_نکن❗️
✅حضرت آیت الله بهجت قدس سره:
آقای عزیز، ظلم نکن ... معصیت هم ظلم به نفس است، معصیت مانند آن است که انسان لب چاه هزارمتری برود و بگوید: میتوانم خود را به داخل چاه بیندازم، و به نظرش معصیت کار آسانی است، ولی عاقبت و فرجام آن، چه؟ و چهبسا انسان را به اسفلسافلین و دَرَکات جهنم برساند.
📚 در محضر بهجت، ج١، ص١٩١
👈 کمی تا بهجت🌷
@behjat135
🌸🍃🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸
🍃🌸
❣ #سلام_امام_زمانم ❣
کِی خزانم میشود مولا بهار؟
کِی کناره میرود گرد و غبار؟
یک سؤال از طعمِ بغض واَشک و آه
کِی به پایان میرسد این انتظار؟
♥️ اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج ♥️
🌹تعجیل درفرج #پنج صلوات🌹
🍃🌸
🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸
کمی تا بهجت🌷
@behjat135
🔹نشر_صدقه _جاریست🔹
👌 فقط خدا میداند به یاد آنها بودن، چقدر منزلت و اجر دارد.
✍ خندۀ ایشان (آیتالله بهجت) صدا نداشت و همیشه در حد لبخند بود؛ ولی در دهۀ اول محرّم، همان لبخند را هم نداشتند و پیوسته در فکر بودند و به یاد امام حسین علیهالسلام در حزن بودند و میگفتند: «فقط خدا میداند به یاد آنها بودن، چقدر منزلت و اجر دارد.»
📚 برگرفته از کتاب صحبت سالها (مجموعه خاطرات حجتالاسلاموالمسلمین علی بهجت)
کمی تا بهجت🌷
@behjat135
🔰 #آیــت_الله_محمد_تقی_بهجتــ :
راه رفـع کسالـــت
س:در نــماز شب و سحــر خیــزی،قـدری کــسل هـستم،لطـــفا راهـــنمـــایی فـرماییـــد!
ج:بــسمه تعـالی.
کـسالت در نــماز شب بـه ایـن رفـع مـــی شود که بنــا بگــذارید هـــرشـبی کـه مـوفّق (به خــواندن آن)نـشدید،قــضای آن را بـــجا آوریــد.
بـــه سـوی محـبوب،ص۷۷
@behjat135
#دختری_که_راز_عجیبی_را_از
#نامزدش_مخفی_کرد❗️
روزي پسري خوشچهره در حال چت کردن با يک دختر بود. پس از گذشت دو ماه و آشنايي با اخلاق و رفتار او پسر علاقه بسياري نسبت به او پيدا کرد و به او پيشنهاد ازدواج داد.
اما دختر به او گفت: «ميخواهم رازي را به تو بگويم.»
پسر گفت: «گوش ميکنم.»
دختر گفت: «آرین من ميخواستم همان اول اين مساله را با تو در ميان بگذارم اما نميدانم چرا همان اول نگفتم، راستش را بخواهي من از همان کودکي فلج بودم و هيچوقت آنطور که بايد خوش قيافه نبودم. بابت اين دو ماه واقعاً از تو عذر ميخواهم.»
آرین گفت: «مشکلي نيست.»
دختر پرسيد: «يعني تو الان ناراحت نيستي؟»
آرین گفت: «ناراحت از اين نيستم که دختري که تمام اخلاقياتش با من ميخواند فلج است. از اين ناراحتم که چرا همان اول با من رو راست نبود. اما مشکلي نيست من باز هم تو را ميخواهم.»
دختر با تعجب گفت: «يعني تو باز هم ميخواهي با من ازدواج کني؟»
آرین در کمال آرامش و با لبخندي که پشت تلفن داشت گفت: «آره عشق من.»
دختر پرسيد: «مطمئني آرین؟»
آرین گفت: «آره و همين امروز هم ميخواهم تو را ببينم.»
دختر با خوشحالي قبول کرد و همان روز آرین با ماشين قديمياش و با يک شاخه گل به محل قرار رفت. اما هر چه گذشت دختر نيامد. پس از ساعاتي موبايل آرین زنگ خورد.
دختر گفت: «سلام.»
آرین گفت: «سلام پس کجايي؟»
دختر گفت: «دارم مي آيم. آرین از تصميمي که گرفتي مطمئن هستي؟»
آرین گفت: «اگر مطمئن نبودم که به اينجا نميآمدم عشق من.»
دختر گفت: «آخه آرین ...»
آرین گفت: «آخه نداره، زود بيا من منتظر هستم.» و پايان تماس.
پس از گذشته دو دقيقه يک ماشين مدل بالا که آخرين دستاورد شرکت بنز بود کنار آرین ايستاد. دختر شيشه را پايي