eitaa logo
KHAMENEI.IR
✔
1.1میلیون دنبال‌کننده
26.4هزار عکس
14.8هزار ویدیو
3.4هزار فایل
رسانه دفترحفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 ‌ @Khamenei_Contact_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
KHAMENEI.IR
✍️ رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد... 📝 #بوقت_غزل 🖥 زین پس رسانه KHAMENEI.IR هر شب راس ساعت ۲۲ سرو
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏰ ✍️ تو به ما یاد داده‌ای این را، که سر از دست غصه خم نکنیم... 📹 شعرخوانی آقای وحید اشجع در رویداد «دوشبانه‌روز شعرخوانی »به همت حوزه هنری و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران 📲 @khamenei_poems
KHAMENEI.IR
📢 به همراه روایت متنی؛ 💗 نمی‌خواستیم آقا بیاید! 📹«خانه‌ی شهید»، فصل «بازدیدار»، قسمت سوم، خانواده شهیدان دهنوی 🎤 روایت آقای جعفر دهنوی: ▪️یکی از نکاتی که همه‌ی برادران، به‌اتّفاق بر آن اجماع داشتیم، این بود که یک روز اگر بگویند آقا می‌خواهد بیاید خانه‌ی شما، ما می‌گفتیم نیایند؛ مثلاً اگر از خودمان سؤال کنند که آقا بیایند، ما می‌گفتیم نیایند، چون امنیّتشان به گردن همه‌ی ماها بود. خانه‌ی ما ابتدای یک کوچه‌ی یک‌متری و بن‌بست بود، لذا تأمین امنیّت آقا مشکل می‌شد. آقا هم در یک شرایطی آمدند که شلوغ‌ترین ایّامِ دُور حرم بود. خب تنها ما که دوستش نداشتیم؛ همه‌ی عالم دوستش دارند. این‌طور نبود که ما بگوییم آقا فقط مال ما خانواده‌ی شهدا است، مال ما بسیجی‌ها و مذهبی‌ها است؛ نه، آقا متعلّق به همه بود و ما نمی‌توانستیم امنیّت ایشان را برقرار کنیم. در یک کوچه‌ی بن‌بست اگر اتّفاقی می‌افتاد، ما می‌خواستیم چه خاکی بر سرمان بریزیم؟ اگر یک اتّفاقی می‌افتاد، ماها خودمان را نمی‌بخشیدیم که آقا آمده ما را ببیند، حالا یک اتّفاقی برای ایشان افتاده. خب ماها عاشق آقا بودیم، دوست داشتیم آقا بیاید، امّا امنیّت جان آقا هم برای ما مهم بود؛ وگرنه جانمان را هم می‌دادیم برای دیدن آقا. ▪️ به‌هر‌حال، یک روزی تماس گرفتند گفتند که بچّه‌های «روایت فتح» می‌خواهند بیایند برای دیدن خانواده‌ی شهدا. ما آمدیم داخل کوچه، دیدیم که قیافه‌شان به بچّه‌های «روایت فتح» نمی‌خورد! در هر صورت، رفتیم خانه‌ی حاج آقا و در که زدیم، یک کسی آمد در را باز کرد، پرسید شما، گفتم من فرزند خانه‌ام، جعفرم، اینجا خانه‌ی خودمان است؛ گفتند شما بفرمایید داخل. یواش‌یواش متوجّه شدیم که «روایت فتح» در کار نیست، بلکه یک عزیز دلی می‌خواهد بیاید که ما به خواب شبمان هم نمی‌دیدیم. ▪️ خب الحمدللّه ما رفتیم بالا و چند دقیقه‌ای نگذشت که صدای یک همهمه‌ی غیر‌عادی آمد. ما داخل اتاق نشسته بودیم و یکی‌یکی از پنجره نگاه می‌کردیم که دیدیم آقا آمدند داخل. پدرم و اخوی بزرگم به استقبال آقا رفتند. وقتی آقا را دیدیم، اشکمان همین‌طور جاری شده بود و اصلاً نمی‌توانستیم حرف بزنیم، مثل اینکه قفل شده بودیم. ▪️ آقا احوال دختر، پسر، کوچک و بزرگ خانواده را پرسیدند. پدرم توضیحات را به آقا دادند، مشخّصات برادران شهیدم را گفتند، مشخّصات علی را گفتند، مشخّصات حمید را گفتند که پاسدار بوده، مشخّصات حسین را گفتند که دانش‌آموز بوده. آقا نگاه کردند دیدند که محمّد آقا برادرم معمّم است، برادر دیگرمان آقا رضا مدیر نیروگاه است، اخوی دیگرمان آقا موسیٰ هم تراشکار است؛ در این لحظه آقا گفتند «بَه‌بَه، عجب خانواده‌ی بانشاطی! از همه‌ی قشرها داخلش هستند.» بعد، از یکایک اعضای خانواده راجع به وضعیّت درسی‌شان یا کارشان سؤال‌های تخصّصی کردند؛ چه از دختر من که مثلاً کلاس اوّل دبستان بود، چه از آن برادرم که تراشکار بود، چه از آقا رضایمان که مدیر نیروگاه بود؛ مثلاً از محمّد آقا که معمّم بود، راجع به اوضاع حوزه‌ی علمیّه سؤال می‌کردند. ▪️ آقا به خانم‌ها بسیار احترام می‌گذاشتند، مخصوصاً وقتی که دیدند همه‌ی آن‌ها محجّبه هستند؛ چه به مادرم که بزرگ‌تر بودند، چه به همشیره‌هایم که کوچک بودند، چه به خانم‌های ما که آنجا بودند. این احترام طوری بود که ما تعجّب کرده بودیم که آقا خانم‌ها را خیلی بیشتر از ما تحویل گرفتند. ▪️ ما تازه آقا وقتی رفت، متوجّه شدیم آقا آمده بودند. وقتی به چهره‌ی ایشان نگاه می‌کردیم، جز نور خدایی و جز نور اهل‌بیت اصلاً هیچ چیزی نمی‌دیدیم. گفتارشان هم همین‌جور بود؛ یعنی یک لحنی ایشان داشتند که نه‌فقط بر دل انسان، بلکه بر تمام وجودت اثرگذار بود. الان در خانه‌ی حاج آقا، آن مکانی که آقا نشسته بودند، چه برای خودمان و چه برای هر کس که می‌آید، آنجا قدمگاه است، آنجا میقات است، آنجا برای ما وعده‌گاه است. آن مکانی که آقا نشسته بودند، هنوز محصور است و آنجا را به عنوان خانه‌موزه‌ی شهید، حفظ کرده‌ایم؛ مخصوصاً در آن قسمتی که آقا آمدند نشستند، قاب عکس خودشان را گذاشته‌ایم. ▪️ امشب که وارد این خانه شدم، یک مقدار تأمّل کردم و با خودم گفتم چطور شده که ما امشب مهمان این خانه شده‌ایم! بالاخره یک زمانی آقا زیر این آسمان نفَس کشیده؛ اینجا خدا حرفش را قبول کرده، اینجا خدا انتخابش کرده؛ اگر سرش را برده بالا گفته «یا اللّه»، اینجا خدا گفته «لبّیک». 💻 Farsi.Khamenei.ir
KHAMENEI.IR
منزوی و منفور؛ تیتر یک شماره جدید روزنامه نگاهی به متن و حاشیه‌های سخنرانی نخست‌وزیر رژیم کودک‌کش در سازمان ملل سخنرانی بنیامین نتانیاهو در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان بیش از آنکه یک سخنرانی معمول دیپلماتیک دانست، تصویری فشرده از وضعیت رژیم صهیونیستی در عرصه بین‌المللی تلقی کرد؛ تصویری که در آن، نخست‌وزیر این رژیم از یک سو تلاش می‌کرد اسرائیل را قدرتمند و برخوردار از حمایت پنهان جهان نشان دهد و از سوی دیگر، صحنه‌ای در برابر دوربین‌های جهان شکل گرفت که دروغین بودن این روایت را کاملاً عیان کرد: هیئت‌های دیپلماتیک یکی پس از دیگری سالن را ترک کردند، صندلی‌های زیادی خالی شد و نتانیاهو در نخستین جملات سخنرانی خود، به جای آغاز یک پیام دیپلماتیک، از شدت عصبانیت به معترضان حمله کرد و آنان را «بزدل‌های اخلاقی» خواند و از کسانی که هنوز سالن را ترک نکرده‌اند، خواست بیرون بروند. بر اساس شمارش مقام‌های اسرائیلی که یدیعوت آحارونوت منتشر کرده، ۷۷ هیئت یا اصلاً در سالن حضور نداشتند یا با آغاز سخنرانی نتانیاهو سالن را ترک کردند. اهمیت ماجرا فقط در این عدد نیست، در تصویری است که این خروج جمعی در مهم‌ترین تریبون سیاسی جهان ایجاد کرد. نتانیاهو می‌خواست از جایگاه سازمان ملل درباره امنیت اسرائیل، ایران، غزه و آنچه تهدیدها علیه این رژیم می‌خواند، سخن بگوید، اما بخش مهمی از جهان عملاً پیش از شنیدن سخنان او مخالفت خود را نشان داد. حتی رسانه صهیونیستی تایمز اسرائیل نوشت که بسیاری از هیئت‌های عرب و مسلمان سالن را ترک کردند و نتانیاهو در آغاز سخنرانی آنان را «بزدل‌های اخلاقی» خطاب کرد. این صحنه یک تناقض مهم را آشکار کرد: نتانیاهو در سخنرانی خود تلاش داشت روایتی دروغین مطرح کند و از اسرائیلی سخن بگوید که در حال دفاع از جهان در برابر تهدیدهای منطقه‌ای است، اما در نتیجه جنایت‌های بی‌شمار رژیم کودک‌کش اسرائیل، جامعه بین‌المللی حاضر نبود حتی روایت دروغین او را در همان سالن بشنود. مسئله مهم‌تر این است که این اتفاق در خلأ رخ نداده است. جنایت علیه بشریت، نسل‌کشی در غزه، حمله به کشورهای مختلف، ترور مقامات ایران، اتهامات مربوط به نقض حقوق بشردوستانه و فشارهای حقوقی بین‌المللی، اسرائیل را در عرصه جهانی با انزوای بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. در اقدامی بی‌شرمانه، نتانیاهو در سازمان ملل اتهام نسل‌کشی را «بزرگ‌ترین دروغ قرن» خواند، اما همزمان کمیسیون تحقیق مستقل سازمان ملل درباره غزه در سال‌های اخیر بارها اتهامات بسیار سنگینی علیه اسرائیل مطرح کرده است و دیوان کیفری بین‌المللی نیز حکم بازداشت نتانیاهو را به اتهام جنایات جنگی در نوار غزه صادر کرده است. حتی محتوای سخنرانی نتانیاهو نیز نشانه دیگری از این وضعیت بود. او در یک سخنرانی حدوداً چهل‌دقیقه‌ای، فهرست بلندی از دشمنان و منتقدان اسرائیل ارائه کرد: ایران، قطر، ترکیه، برخی رهبران اروپایی و حتی زهران ممدانی، شهردار نیویورک. خبرگزاری فرانسه گزارش کرد که نتانیاهو در این سخنرانی به طیف گسترده‌ای از دشمنان و حتی متحدان اسرائیل حمله کرد و ده‌ها نماینده نیز در واکنش به حضور او سالن را ترک کردند. از سوی دیگر، زمان‌بندی این سخنرانی نیز اهمیت دارد. انتخابات پارلمانی اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود و سخنرانی نتانیاهو تنها ۳۳ روز پیش از انتخابات انجام شد. رسانه‌های اسرائیلی، از جمله یدیعوت آحارونوت و هاآرتص، بر این موضوع تأکید کرده‌اند که بخشی از سخنان او بیش از آنکه برای تغییر نظر منتقدان خارجی طراحی شده باشد، می‌تواند مخاطب داخلی داشته باشد. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی، نتانیاهو را سیاستمداری «منزوی» توصیف کرد که در آستانه انتخابات داخلی قرار دارد. حتی یک نکته نمادین دیگر نیز قابل توجه است: نتانیاهو در این سفر کوتاه، برخلاف بسیاری از سفرهای قبلی، برنامه‌ای برای دیدار با دونالد ترامپ نداشت. رسانه‌های اسرائیلی پیش از سفر نیز بر محدود بودن برنامه دیدارهای دیپلماتیک او تأکید کرده بودند. در واقع، نخست‌وزیر اسرائیل در شرایطی به سازمان ملل رفت که همزمان با افزایش انتقادهای جهانی، فضای دیپلماتیک پیرامون او نیز محدودتر شده بود. بنابراین شاید مهم‌ترین تصویر این سفر نه ادعاهای نتانیاهو درباره پیروزی، نه نمایش تجهیزات و نه تهدیدهای او علیه ایران و دیگر مخالفان باشد؛ بلکه لحظه‌ای باشد که صندلی‌های سالن یکی پس از دیگری خالی شدند و نتانیاهو با خشم از کسانی سخن گفت که سالن را ترک کرده بودند. این صحنه نشان داد که اسرائیل در جهان بیش از همیشه «تنها» شده است. هزینه جنایت علیه مردم غزه و جنگ‌افروزی در منطقه برای اسرائیل در حال افزایش است و فاصله میان تصویری که نتانیاهو از اسرائیل ارائه می‌کند و تصویری که در جامعه بین‌المللی از این رژیم شکل گرفته، عمیق‌تر شده است.
هدایت شده از کشوردوست
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای کاش قبل ده اسفند دعوت می‌شدم، روی ماهش را می‌دیدم... 🌷 مطمئنم آقای شهید ما را می‌بیند و برای همه ما دعا می‌کند 👈 از انگشتر یادگاری رهبر شهید تا دردی که از فراق آقا به قلبمان نشست؛ حرف دل این‌شب‌های زائران رواق کشوردوست در قسمت اوّل سری جدید مجموعه «آقای کشوردوست» ▫️رسانه «کشوردوست» را دنبال کنید👇 📱 @Keshvardust_ir
📢 توصیه‌ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت ❤️رهبر شهید انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند. 💻 Farsi.khamenei.ir
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 هرشب؛ دعای شهید؛ آمین شهدا 🗓 دعای متفاوت رهبر معظم و شهید انقلاب در آخرین ساعات ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۸؛ در مراسم سی‌امین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) 📽 در این فیلم شهیدان آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، قاسم سلیمانی، محمد باقری، سیدعبدالرحیم موسوی، حسین سلامی، محمدرضا زاهدی، محمد پاکپور، عزیز نصیرزاده، علیرضا تنگسیری و مجید خادمی رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین دیده می‌شوند. 🎥 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از دارالذکر
هدایت شده از دارالذکر
🖤 جانماز تبرکی 🖤 مجموعه‌روایت‌ ✍️ قرار بود دوستم دخترهای مدرسه‌اش را ببرد حرم. می‌گفت؛ دلم می‌خواهد روز اول مهر هم سلام به امام رضا(ع) بدهند، هم مزار آقای شهید را ببینند. با پانزده نفر از دخترهای کلاس سومی، از صبح توی حرم دویدیم و عکس گرفتیم و گفتیم و خندیدیم. کم‌کم بچه‌ها آماده شدند برویم سمت دارالذکر. توی رواق گوش تا گوش آدم ایستاده بود. انگار معلم‌ها و دانش‌آموزهای دیگر هم آمده بودند روز اولی به آقای شهید سر بزنند و بعد بروند سر کلاس. ▪️به صورت‌های بچه‌ها خیره شده بودم. چشم‌هایشان سرخ بود. معلوم بود دل کوچک‌شان برای آقا تنگ شده. رفتم سراغ یکی از دخترها که جفت دست‌هایش را گذاشته بود روی صورت و داشت بلند بلند گریه می‌کرد. دست‌هایش را گرفتم توی دستم و دستمال را گذاشتم روی گونه‌های خیسش. پرسیدم: «کلاس چندمی؟» گفت: «خانم اجازه سوم.» لبخند زدم: «ماشاالله. چی شده امروز اومدی اینجا؟» سرش را انداخت پایین: «اومدم آقا رو ببینم. خانوممون گفت بریم به آقا قول بدیم که درسامونو خوب بخونیم تا برامون دعا کنه.» دست کشیدم روی سرش: «خانم معلم‌تون درست گفته آقا شماها رو خیلی دوست داره و براتون دعا می‌کنه. همین الآنم داره تو رو می‌بینه و خوشحاله که انقد دختر خوبی هستی.» ▪️دست کرد توی جیبش و یک جانماز کوچک کیفی درآورد. گرفت طرفم: «خانم من قدم نمی‌رسه، شما می‌تونی اینو بدی به اون آقاهه برام بکشه به سنگ مزار آقا و زهرا کوچولو؟» گفتم: «این چیه؟» دکمه جانماز را باز کرد و مهر قلبی‌اش را گذاشت کف دستم: «خانم اجازه! من امسال به سن تکلیف می‌رسم. می‌خواستم مثل اون بچه‌هایی که رفتن پیش آقا منم جشن تکلیفم برم پیششون ولی دشمنا شهیدشون کردن. مامان جانمازمو داد بهم و گفت به جاش ببر تبرکش کن.» بغضم را قورت دادم. دستش را گرفتم و با هم رفتیم نزدیک مزار. 📝خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، مهر ١٤٠۵ 🖥 @daarozekr
KHAMENEI.IR
📢 ویژه؛ ببینید 🖤 نمی‌خواستیم آقا بیاید! 📹 «خانه‌ی شهید»، فصل «بازدیدار»، قسمت سوم، خانواده شهیدان د
36.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ویژه؛ ببینید؛ اجر دو شهید 📹 «خانه‌ی شهید»، فصل «بازدیدار»، قسمت چهارم، خانواده شهید عارفی 🎙 پدر شهید مدافع حرم، مصطفیٰ عارفی، به خانه‌ی شهید آمده تا شبی که منزل‌شان به قدوم آقای شهید منوّر گردید را روایت کند آن شبِ خاطره‌انگیز که آقا فرمودند: «شهدای شما اجر دو شهید دارند.» 👆 در فصل دوم مجموعه «خانه شهید» با عنوان «بازدیدار»، هفت خانواده‌ی شهیدی که رهبر شهید در مشهد مقدس به منزل آن‌ها رفته‌‌اند، برای «بازدیدار» به منزل ایشان در مشهد مقدس آمده‌اند تا راوی دیدار آخرشان باشند. 🖥این فصل هر شب در هفته دفاع مقدس منتشر خواهد شد... 💻 Farsi.Khamenei.ir