eitaa logo
ریحانه
47.3هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
1.5هزار ویدیو
245 فایل
ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 @reyhaneh_contact
مشاهده در ایتا
دانلود
ریحانه
🖥 کارهایی بزرگ برای دستانی کوچک ❤️روایت‌های زنانه از غزه 📝پسرم شش ساله است با تمام ویژگی‌های یک کودک شش ساله، دیروز چند اسباب‌بازی خوب از اتاقش آورد، یکی‌یکی برچسب زد و خودکار را داد دستم، گفت: «بنویس از طرف علیرضا برای بچه‌های غزه» به چشمهایش نگاه کردم و ذوق توی نگاهش مجبورم کرد بنویسم. اسباب‌بازی‌ها را کنار هم چید، بعد رفت تا خواهر دو ساله‌اش را راضی کند که عروسک‌هایش را برای بچه‌های غزه بدهد. علیرضا هنوز آنقدر بزرگ نشده که بفهمد بچه‌های جنگ پیش از آنکه با عروسک بازی کنند بزرگ می‌شوند، پیش از آنکه مهلتی داشته باشند تا به اسبابی برای بازی فکر کنند، به فکر زنده ماندن‌اند. علیرضا نمی‌تواند درک کند که دختران غزه آنقدر که نگاهشان پی یک لقمه نان می‌گردد به دنبال عروسک نیستند. چون کودکان در سنین مختلف جهان را به شکل‌های کاملا متفاوتی درک می‌کنند. مراحل رشد و  تکامل درک کودک از جهان در همه‌ی انسان‌ها یکسان است اما سرعت طی کردن مراحل در افراد مختلف متفاوت است. ممکن است کودکی مرحله‌ی دوم رشدش را طی چهار سال طی کند اما کودک دیگری در جای دیگری از دنیا خیلی کمتر از این مدت، مرحله‌ی مورد نظر را پشت سر بگذارد. اینها را من نمی‌گویم، پیاژه می‌گوید.   به گمان من هم آدم‌ها توی جنگ خیلی زود بزرگ می‌شوند، زود قد می‌کشند، توی همان بچگی چندین پیراهن بیشتر از همه‌ی آدمهای دیگر پاره می‌کنند. اصلا زور و بازوی آدم‌ها توی جنگ خیلی بیشتر است. چون روی مرز باریک مرگ و زندگی راه می‌روند، نه، روی آن مرز زندگی می‌کنند. آنقدر که دختر بچه‌ای می‌تواند یک گالن آب را بلند کند، با خودش ببرد، پر از آب کند و بعد به هر جان‌کندنی برگرداند خانه. گاهی یک دختر بچه چند سال را شاید توی یک شب یا نیمه‌شبی طی کند، آنقدر سریع که هیچ‌کس نتواند سرعتش را بفهمد، یک‌شبه زور یک مرد بیاید توی دستهایش، انگشت‌هایش توان پیدا کند برای برداشتن یک گالن آب، و پاهای کوچکش قدم‌های بزرگ بردارد. ما اینها را نمی‌فهمیم چون ما در امنیتیم و ما هم جهان را به شکل‌های کاملا متفاوتی از آنها درک می‌کنیم.   📝حانیه کرباسی، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥 خانه‌دار و پرافتخار مثل دانشمندها 📝زن بودن، برای زن یک نقطه‌ی افتخار است. این افتخاری نیست برای زن که او را از محیط و اخلاق زنانه دور کنیم. خانه‌داری، فرزندداری و شوهرداری را ننگ او به حساب بیاوریم. فرهنگ غربی خانواده را متلاشی کرد. 📝رهبر انقلاب، ١٣٩١/٠۴/٢١ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
ریحانه
🖥 او را به تو باز می‌گردانیم ❤️ روایت‌های زنانه از غزه 📝من تابه‌حال تجربه‌‌ی زلزله‌ی شدید نداشته‌ام، تنها روزهای دلهره‌آور فروریختن پلاسکو را به‌خاطر دارم و قبل از آن‌هم چیزهایی از زلزله‌ی بم و کرمانشاه در خاطرم مانده است. اما نزدیکترین تجربه‌ی من به درک یک ویرانی‌ ناگهانی در بامداد ۲۳ خردادماه می‌رسد؛ باحمله‌ی غافلگیرانه‌ی اسرائیل به وطنم. ساختمان‌ فروریخت و آسمان سقفِ اتاق به زمین‌ آمد و جان خیلی‌ها را گرفت. موهای از بین سنگ و سیمان بیرون ریخته، عروسک‌های روی آسفالت افتاده، نوزادان زخمیِ جان داده همه و همه در کنار من و هزاران‌ چشم دیگر، شاهدان عینی این ماجرا بودند و چه روزهایی بود برای ما یافتنِ جسم‌بی‌جان هموطنانمان از زیر ساختمان‌های متلاشی شده‌ای که محل زندگی‌شان بود. حالا که تو را با چشم و گوش و دهانی پُر از خاک، از دل این خرابه‌ها بیرون کشیده‌اند، تمام آن روزها دوباره برایم تداعی می‌شود و این‌بار می‌توانم درد این لحظه‌ها را بهتر حس‌ کنم. هرچند من هنوز چیز زیادی از محبوس شدن در زیر آوار و حبس نفس‌ها در قفسه‌ی سینه و پوشانده شدن چشم‌ها و دهانم با خاک و سیمان، نمی‌دانم! شبیه آنچه برای تو رخ‌ داده‌ است‌؛ اما دائماً فکر می‌کنم که بشر تمام روش‌های مقاوم‌سازی ساختمان‌ها را باید دور بریزد! ما آدم‌ها این تمهیدات ایمنی را برای بلایای طبیعی در نظر گرفته‌ایم، دستورالعمل‌های بین‌المللی جهان هم همینطور است که نوشته‌اند: اگر منطقه‌ای زلزله‌خیز بود، فلان اقدامات را برای حصول حداکثر ایمنی انجام دهید تا خانه‌ها و ساکنانشان سالم بمانند و از گزند درهم کوبیده‌شدن در امان باشند. هیچکس برای تخریب و آوارهای ناشی از بمب‌های سنگین چاره و تدبیری نیندیشیده، چون گمان نمی‌کردند که در قرن ۲۱ میلادی، مقابل چشم جهانیان، حیواناتی به درنده‌خویی گرگ که هیچ‌گاه مرزی به نام وطن نداشتند، رویای سلطه بر نیل تا فرات را داشته باشند و برای پیشبرد مقاصدشان، بمب و موشک بر سر خانه‌های مردم بریزند و همه‌چیز را زیرورو کنند و جهان را در شوکی عظیم فرو ببرند. حالا زنده ماندنت در فشار سنگینی آجرها و مصالح ساختمانی فروریخته روی تنِ کوچک‌ و نحیفت یک معجزه‌ است؛ معجزه‌ای از جنسِ به‌ امانت سپردن سبد موسی به نیل و نجات او از امواج خروشان، که خداوند وعده داده بود: «و إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ» او را به تو بازمی‌گردانیم. و تو را هم چون نوزادی تازه تولدیافته از دل‌خاک به آغوش سرزمینت، بازگردانده‌ است. همین‌که هنوز نفس‌ می‌کشی، برای آن‌ها که سراسیمه دست نجاتی به سمت‌ تو دراز کرده‌اند، نوری‌ است در دل تاریکی. تو، نمایش قدرت خدا هستی‌ «وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» 📝فاطمه محمودی، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥 حجاب مانع درخشش زنان نیست! 📝 زن‌های ورزشکار ما در این نوبتِ مسابقات جهانی -و نوبتهای قبل هم همین‌ طور- ثابت کردند که حجاب اسلامی مانع درخشش نیست کمااینکه ما در میدان سیاست هم این را ثابت کردیم،‌ در میدان علم هم این را ثابت کردیم، در میدانهای مدیریّتی هم این را ثابت کردیم؛ در میدان ورزشی هم شما ثابت کردید که حجاب مانع درخشش زنان نیست، بر خلاف تبلیغات دشمنان و فریفتگان به حرفهای دشمنان که راجع به حجاب چیزهایی را میگفتند و میبافتند و منتشر میکردند. 📝 این حجاب شما به زنهای کشورهای مسلمان دیگر هم روحیه داد. من شنیدم در این سالها، زنهای ورزشکارِ بیش از ده کشور مسلمان دیگر با حجاب در میادین بین‌المللی ورزش ظاهر شده‌اند؛ این کارها معمول نبود، این کار را شما کردید؛ بانوان قهرمان و ورزشکار ایرانی این کار را کردند و این راه را باز کردند. 📝رهبر انقلاب، ۱۴۰۰/۰۶/۲٧ 🗓بازنشر به مناسبت سالگرد دیدار با قهرمانان المپیک و پارالمپیک 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥 زندگی شیرین خواهد شد 📝وقتی که زن و شوهر در پایان کار روزانه یا در وسط روز به هم میرسند و همدیگر را میبینند، هر دو از هم توقع دارند که بتوانند محیط را شاد، سرزنده، قابل زیست و رفع کننده‌ی از خستگی بسازند؛ این توقع بجایی است و بیجا هم نیست که هر دو از یکدیگر توقع داشته باشند. اگر بتوانید این کار را بکنید، زندگی شیرین خواهد شد. 📝ای بسا کسانی که خیلی ثروتمندند؛ اما این زندگی شاد را ندارند؛ در خانه درگیری، دعوا و دلخوری دارند. ای بسا کسانی که خیلی در جامعه معتبرند؛ عنوان دارند، رئیسند؛ اما در خانه‌شان هزار مشکل دارند. 📝رهبر انقلاب، ١٣۸۳/۰۳/۲۰ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
ریحانه
🖥 آدم‌های خوش‌بخت ❤️ روایت‌های زنانه از غزه 📝خانه، از خانه‌هایی که توی ذهن آدم‌ها تعريف شده، دور است. دیوارهای لُخت و زمختِ بلوکی دارد. آفتاب از مربع‌های بی‌حفاظی که باید پنجره می‌شدند و نشدند، تو می‌زند. جای فرش، روی سیمان پارچه‌ای پهن کرده‌اند و چند کِناره دورتادور چیده‌‌اند تا سفتی زمین را بگیرد. پرده‌های کج و کوتاه، کارِ در را می‌کنند و میخ‌ها، کارِ کمد و چوب‌لباسی را. از مردهای چهارزانوی کم‌حرف، از زن‌هایی که گِردی صورتشان با حجاب کیپ شده و از بچه‌ها می‌شود فهمید چند خانواده، خانه یکی شده‌اند. قرارِ جشن دارند اما به‌جز مُشتی نقل و گردن‌آویزِ ساده‌ای که جای حلقه‌ی گل را گرفته، چیزی ندارند. وسطِ مجلس، جایی که باید گُلِ قالی باشد و نیست، پسر نوجوانی نشسته است. صورتِ پسر آب رفته و با خنده‌، لولای فَکش، صاف بیرون می‌زند. تیشرت زردش چند سایز کوچک است و لاغری بازو‌هایش را زیادی نمود می‌دهد. پسرِ استخوانی، همه‌ی صفحه‌ها و سوره‌های قرآن را، کلمه‌به‌کلمه حفظ کرده و قلبش عینِ قلبِ پیغمبر، شده ظرفِ کلامِ وحی. حالا جای خانه نیمه‌ساخته‌ی بالا، ویلایی چند هزار متری فرض کنید که کوچه‌باغ‌های دور و بَرَش بوی باروت نمی‌دهند. به‌جای خوپ‌خوپِ خمپاره، صدای قناری‌های روی شاخه و شُرشُر آب شنیده می‌شود. درخت‌های قدبلند، حِصار عمارت شده‌اند. تمام حیاط با چمن فرش شده و استخر بزرگی با فواره‌های قدونیم‌قد، قشنگی را چند برابر کرده‌ است. دو آلاچیقِ دل‌باز با چوب گردو، مشرق و مغرب حیاط ساخته‌اند. از روی کاناپه‌های راحتی‌شان، پنجره‌های قدی ساختمان معلوم است. از پشت شیشه‌‌ها می‌شود اثاثیهٔ شیک و آنتیک داخل خانه را دید. دو خانه بالا را بگذارید روی کفه‌های یک ترازو. خانه‌ی بلوکی، از هزار هزارتا ویلا، از همه‌ی مال و منال‌ها، سنگین‌تر است. خدا به پیغمبرش گفته این را از قولِ من، به همه آدم‌ها بگو: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» گفته: به "شِفا و موعظه و هدایت و رحمتِ" قرآن باید شاد بشوید. که این‌ها، از همه ثروتی که می‌شود جمع کرد، بهتر است. آدم‌های خانه‌ی بلوکی، این را می‌دانند که از ته دل می‌خندند و از ذوق، انگشت می‌مالند گوشه چشم‌ها. آدم‌های خانه‌ی بلوکی رسیده‌اند به بزرگترین نعمت و رحمت. و عین آبشارِ بلندبالایی که می‌افتد روی زمین، پیشانی‌شان را می‌چسبانند به خاک و پشت سرهم شکر می‌کنند. شکر، دنیا و آخرت‌شان را آباد می‌کند. این را هم خودِ خدا قول داده است. 📝سیمین پورمحمود، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥 نان درآوردن جزو وظایف زن نیست 📝نان درآوردن مطلقا جزو وظایف زن نیست. آن‌جایی که زن می‌خواهد برود بیرون برای این‌که نان دربیاورد نه، همان در خانه بماند. نان درآوردن بر زن لازم نیست، بیخود زحمتش را به خودش ندهد، کارهایی دارد که معادل آن کار هست داخل خانه، خیلی هم مهم‌تر است. 📝اما آن‌جایی که صحبت فعالیت اجتماعی است، صحبت جهاد در راه خداست، صحبت کار فرهنگی است، صحبت عرض کنم که حفظ پشت جبهه است، صحبت کارهای سیاسی گوناگون است، آن‌جا بله زن برود، آن‌جا تکلیف اوست، وظیفه اوست، بایستی هرچی هم می‌تواند اگر چنان‌چه آن کار، کار واجبی هست از کار داخل خانه هم بزند، آن را محدود کند تا این‌که بتواند به آن کار اجتماعی و سیاسی‌اش برسد. 📝رهبر انقلاب، ١٣۶۳/۱۲/٠۴ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥 با قرآن مأنوس باشید 📝اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد؛ چون انسانهای نسل بعد در دامن زن پرورش پیدا میکند و زنِ آشنای با قرآن و مأنوس با قرآن و متفاهم با مفاهیم قرآن، خیلی میتواند در تربیت فرزند تأثیراتی داشته باشد. 📝رهبر انقلاب، ۱۳۸۸/۷/۲۸ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
ریحانه
🖥 برای یک لیوان آب ❤️ روایت‌های زنانه از غزه 📝صدای قل‌قل کتری و بوی چای تازه‌دم فضا را پر کرده بود. دست‌هایم مشغول آماده‌ کردن شام بود، اما دلم گیر کرده بود میان بازی و خنده‌ی بچه‌های کوچه، که هر شب صدایشان از پنجره‌ی آشپزخانه هل می‌خورد داخل. بشقاب‌ها را روی میز ‌چیدم، لیوان‌ها را کنار هم ردیف کردم و پارچ آب را آرام وسط سفره ‌گذاشتم. همه‌چیز عادی بود؛ درست مثل هر شب. صدای جیغ شادی دختربچه‌ای از کوچه بلند شد و همان لحظه صفحه‌ی تلفن‌همراهم روشن شد. خبری تازه از کانال بچه‌های غزه مقابلم ایستاد: «در حمله‌ی وحشیانه‌ی اسرائیل به چادری که آوارگان در آن پناه گرفته بودند، ۷ کودک که برای گرفتن آب در صف ایستاده بودند، به طرز وحشیانه‌ای کشته شدند.» ناگهان احساس خفگی کردم. لیوانی آب برداشتم و به دهان بردم. انگشتم را لرزان روی دکمه‌ی پخش کلیپ زدم. هفت کودک آرام خوابیده بودند. چشم‌هایشان خسته نبود. دیگر خواب برایشان مثل بمب‌ها ترسناک نبود؛ شاید چون می‌دانستند فردا چشم باز نمی‌کنند و نمی‌بینند که آسمان بر سرشان هوار شده. پیراهن یکی از پسرها آبی بود؛ آبی کبود، مثل آسمانی که مدتهاست بر فراز غزه امنیتش را از دست داده. مردی، با دستانی لرزان که ترس از هر انگشتش می‌بارید، با وسواس دکمه‌های پیراهن پسرک را می‌بست. انگار می‌خواست با بستن هر دکمه، لحظه‌ای دیگر زندگی به او برگرداند. ذهنم پرید سمت منطقه‌ی العطار، جایی که کودکان برای گرفتن آب در صف ایستاده بودند. بچه‌هایی که تنها به یک چیز فکر می‌کردند: آب! نه جنگ! نه مرگ! صدای برخورد توپ به شیشه‌ی آشپزخانه از جا پراندم. پنجره را باز کردم. بچه‌های کوچه، به‌جای خنده و شکلات هر شب‌شان، توپ و تشر دیدند و بی‌آنکه چیزی بگویند آرام از کنار پنجره دور شدند. پدر هنوز پیراهن پسرک را مرتب می‌کرد. نگران بود مبادا پوست لطیفش با زمین خشن تماس پیدا کند و خراش بردارد. غافل از اینکه پسرک دیگر هیچ دردی را حس نمی‌کرد؛ نه خراشی، نه تشنگی‌ای که ساعت‌ها برای رفعش ایستاده بود. آب در گلویم گره خورد و به سرفه افتادم. لیوان از دستم افتاد و کف آشپزخانه شکست. چشم‌هایم روی کلمات خبر خشک شد. دیگر نمی‌توانستم به لیوان‌های روی میز، که در سکوت می‌درخشیدند، نگاه کنم. انگار هر لیوان پر، شرمنده‌ی بطری‌های خالی‌ای بود که همان لحظه از دست کودکان غزه رها شده و روی خاک افتاده بود. 📝مرجان اکبری، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh