eitaa logo
ریحانه
47.3هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
1.5هزار ویدیو
245 فایل
ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 @reyhaneh_contact
مشاهده در ایتا
دانلود
🖥 | باید دلتو بزنی به دریا! 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 بدوبدو آمد کنارم تا روی دستش «لبیک یا خامنه‌ای» بنویسم. از خدا خواسته به حرف گرفتمش. دخترکی کلاس پنجمی که قلکش را با پول توجیبی‌هایش پر کرده بود تا به‌ قول خودش برسد به‌ دست دوستانش در غزه و لبنان. چشم‌هایش از ذوق می‌درخشید وقتی گفت: «یکی از دوستام پولی که کمک کرد، خیلی بیشتر از مال من بود.» گفتمش: «می‌خواستی بیای اینجا هم این همه ذوق داشتی؟» 🔹 روسری و مقنعه‌اش را مرتب کرد و آب‌دهنی قورت داد و گفت: «چند وقت پیشا خواب دیدم با بچه‌های شهدا رفتم دیدار آقا. دیشبم اولش به‌خاطر غیبت‌خوردن تو مدرسه، دو دل بودم که بیام. ولی بابام استخاره گرفت و گفت باید دلتو به دریا بزنی!» 🔸 تفسیر درستی بود. حسینیه‌ی امام خمینی (ره) شاهدِ قطره‌قطره‌های مهرِ مهمانانی است که دریای بی‌کرانی از همدلی را رقم زده‌اند. ✍🏻 فاطمه حسن‌زاده 🗓شماره ١٠ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | دوازده جزء قرآن و یک دعوت ویژه 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 از همان اول مراسم داشت اشک می‌ریخت، بی‌صدا و آرام. دخترش کنارش نشسته بود، نامش «ریحانه» بود، ۱۲ سال داشت. از مدرسه اجازه‌اش را گرفته بودند و خانوادگی از درچه اصفهان آمده؛ پنج صبح رسیده بودند و لقمه‌های صبحانه مادر را پشت در خورده بودند. ریحانه گفت: «صبح نشستم نقاشی کشیدم برای آقا، می‌خوام بهشون بگم خیلی زیاد دوستشون دارم این‌قدر که قرآن رو به خاطر حرف ایشون حفظ کردم، الان ۱۲ جزء حفظم.» 🔹 به جز عید فطرها و نماز جمعه‌های آقا که حسابش جدا بود، این‌دفعه، بار دوم بود که می‌آمدند حسینیه. هشت ماه پیش در لبنان، پدر ریحانه با نیروهای جهادی برای مهاجرهای سوری خانه ساخته بود. همین روزها نوبت خادمی‌اش توی چایخانه حرم رضوی بود و بلیط قطار هم داشت اما وقتی زنگ زدند و دعوتشان کردند، بلیط را پس داده بود تا در مراسم شرکت کند و بعد از تهران به مشهد برود. 👈🏻 راوی: خانم ریحانه جزینی، درچه اصفهان ✍🏻 سعیده تلان 🗓شماره ١١ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | محمدحسین، کوچکِ بزرگِ مقاومت 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 به محض نشستن دست کوچکی چادرم را از پشت سرم کشید. برگشتم و پسربچه‌ای را دیدم که سربند قرمز رنگ تمام پیشانی‌اش را پوشانده بود، رویش نوشته بود «فلسطین.» یک بيسکوئيت توی دستش بود که می‌خواست با اصرار بهم بدهد. 🔹 محمدحسین دیروز تولد یک سالگی‌اش بود. مادرش، خانم رحیمی، از آشپزخانه مقاومت شهرکشان می‌گفت که یک سال است هر هفته، پنجشنبه‌ها، خانم‌های شهرک از دغدغه‌ها و کارهای شخصی‌شان می‌زنند و کنار هم جمع می‌شوند تا با فروش محصولات آشپزخانه کمکی برای فلسطین و لبنان جمع کنند و برای ایران همدل واریز کنند. 🔸 خانم رحیمی مسئول کیک آشپزخانه بود و گاهی به همراه پنج فرزندش کیک‌ها را می‌پخت. حالا فهمیدم که محمدحسین چرا اصرار داشت بيسکوئيتش را بهم بدهد. او رسم شیرین کردن دهان‌ها و گرم کردن دل‌ها را از مادر و خواهر، برادرهایش یاد گرفته بود. ✍🏻 راضیه سعادتی 🗓شماره ١٢ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | اشک‌هایی که طلا شد 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 مسئول جمع‌آوری کمک‌های مردمی در پویش ایران همدل بود. از روی آدرس پیامک‌های دریافتی، برای تحویل‌گرفتن طلا به منزل متقاضیان مراجعه می‌کرد. می‌گفت روز و شب نداشتیم. اینقدر سرمان شلوغ بود که گاهی حتی برای شام هم نمی‌رسیدیم خانه. 🔹 یک شب شماره‌ای ناشناس روی تلفن همراهش ظاهر می‌شود. خانم پشت خط اشک می‌ریخته و لابلای هق‌هق‌هایش می‌گفته: «پویش تموم شد؟ ما سعادت نداشتیم کمک کنیم؟ چرا نیومدید طلاهام رو ببرید؟» خاطره را که تعریف کرد خودش هم اشک ریخت. این زن‌ها نه برای خریدن طلا بلکه برای بخشیدنشان بی‌قراری می‌کردند. از زنانی که با داستان گردنبند حضرت زهرا(س) تربیت شده‌اند،‌ جز این انتظار نمی‌رود. ✍🏻 فاطمه‌‌السادات شه‌روش 🗓شماره ١٣ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | دو دل بین زنجیر و پلاک 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 از بندرعباس آمده بود؛ مادر محمدسبحان هفت ماهه. چادر را روی بچه کشیده بود که یخ نکند. پرسیدم: سخت نبود؟ گفت: «چرا دودل بودم بین زنجیر و پلاک. اما هر دو را دادم به ذوق آقا.» قطره‌ی اشک توی چشم‌هایش حلقه زد. گفت: «خدا کنه سیاهی لشکر آقا باشم توئی حسینیه. نباید ایجا خالی بمونه.» با گوشه چادرش اشکش را پاک کرد. ✍🏻 مهدیه یونسی 🗓شماره ١۴ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | هر هفته به نام یک شهید 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 بعد از طوفان‌الأقصی تصمیم گرفتیم شروع کنیم. باید یک کاری می‌کردیم. دیگر نمی‌توانستیم همین‌جور دست روی دست بگذاریم. گفتیم آشپزخانه‌ی مقاومت راه بیاندازیم. یک سال در سرما و گرما خرید کردیم، شستیم، پختیم، فروختیم و تقدیم به جبهه‌ی مقاومت کردیم. 🔹 اوایل تازه‌کار بودیم پیش می‌آمد که به خودمان می‌آمدیم می‌دیدیم روز دارد تمام می‌شود، در حالی که حجم زیادی غذای پخته روی دستمان ‌مانده! مجبور می‌شدیم بساطمان را جمع کنیم و دوره بیفتیم در شهر تا همه را بفروشیم. اما کم‌کم آب‌دیده شدیم. هر هفته را به نام یک شهید می‌گذاشتیم و از خودشان کمک می‌خواستیم. دیگر خوراکی‌ها نمی‌ماند و همه به فروش می‌رفت. ✍🏻 زهرا قمی کردی 🗓شماره ١۵ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 | درسی مهم‌تر از درس‌های دانشگاه 📝خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با حضار رويداد ملی «ایران همدل» در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۷/۱۵ 🔸 دختر یاسوجی، دانشجو بود. درآمدِ خانواده کفاف شهریه‌ی دانشگاه را نمی‌داد. برای ترم آینده هیچ پولی نداشتند. به فکرش رسید گوشواره‌هایش را بفروشد و شهریه‌ی ترم بعد را جور کند. 🔹 مردم روستا برای ایران همدل در تکاپو بودند. او هم می‌خواست سهمی داشته باشد. چیزی که بیشتر از همه به آن نیاز داشت، گوشواره‌هایش بود. برای ادامه‌ی درسش. همان‌ها را اهدا کرد. از بخشیدن گوشواره‌ها درس گرفته بود. درسی مهم‌تر از درس‌های دانشگاه. ✍🏻 هدی اسکندری 🗓شماره ١۶ 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲 @khamenei_reyhaneh
🎤 | «ایران همدل» جلوه‌ای از تاریخ و فرهنگ کهن ایرانیان 👈🏻 تحلیل و بررسی جامعه‌شناسانه حضور میلیونی مردم در پویش ایران همدل 🔹«مسئله همدلی و کمک به هم‌نوع در واقع از خصلت‌های دیرینه ایرانیان است. این حقیقتی است که در تاریخ نقل شده و بسیاری از کسانی که به ویژگی‌های خلقی و رفتاری ایرانیان اشاره کرده‌اند، بر این نکته تأکید کرده‌اند. یکی از ویژگی‌های بارز ایرانیان، مهمان‌نوازی و کرامت است. ایرانیان به‌طور ویژه به اکرام و پذیرایی از مهمان اهمیت زیادی داده‌اند که در تاریخ و فرهنگ ما همواره نمود داشته است.» 🔹«این همکاری‌ها و یاریگری‌ها نه‌تنها در سطح اقتصادی، بلکه در ابعاد اجتماعی نیز اهمیت داشته است. بسیاری از محققان و تاریخ‌نگاران به این ویژگی‌های اجتماعی و همکاری‌های ایرانیان اشاره کرده‌اند. این فرهنگ یاریگری، هم در تاریخ کهن ایران و هم در دوره‌های بعدی مانند دوران اسلامی، همواره ادامه داشته است. جهانگردانی نیز که از ایران گذشته‌اند به این مسئله و ویژگی اشاره کرده‌اند.» 🖥 رسانه KHAMENEI.IR ذیل پرونده «تحلیل و بررسی جامعه‌شناسانه حضور میلیونی مردم در پویش ایران همدل»، گفت‌وگو با دکتر محسن صبوریان، استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران را منتشر میکند. 🔍متن کامل گفت‌وگو را بخوانید: khl.ink/f/58467
🤲 طلای همیشه ماندگار 🎨پوستر ویژه KHAMENEI.IR درباره تجلیل رهبر انقلاب از ایثار عجیب زنان ایرانی در اهدای طلای خود به جنگ‌زدگان لبنان و فلسطین 🤝 | نسخه قابل چاپ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 نماهنگ ویژه 📹 از دلِ ایران 🔹داستان سنگی که کیمیا شد! 👈یکی از جلوه‌های ماندگار تاریخ کشور، سیل اهدای طلا توسط زنان ایرانی به «پویش ایران همدل» برای کمک به جنگ‌زدگان لبنان و فلسطین است. ✏️رهبر معظم انقلاب نیز در آغاز سال جاری به این رخداد عجیب اشاره کرده و فرمودند «طلاهایی که خانمهای ما، بانوان ما با سخاوت از خودشان جدا کردند و در این راه دادند، یکی از وقایع ماندگار و فراموش‌نشدنی تاریخ کشور ما است.» 🔹اکنون، رسانه KHAMENEI.IR در سالروز آغاز پویش ایران همدل و همزمان با برگزاری رویداد ملی آن، با تولید و انتشار نماهنگ ویژه «از دلِ ایران»، تلاش کرده است برگی از حماسه مشارکت میلیونی زنان ایران در این حرکت فداکارانه را به تصویر بکشد. 👈در این نماهنگ، برای نخستین‌بار گوشه‌هایی از حجم انبوه طلاهای اهدا شده از سوی زنان ایرانی که چندی پیش در «نمایشگاه طلای ایران همدل» به نمایش در آمده بود، منتشر شده است. 📥 مشاهده در وبسایت 💻 Farsi.khamenei.ir
ریحانه
🖥 دنیای دختران غزه ❤️ روایت‌های زنانه از غزه 📝دخترم روی اینکه شانه آرام توی موهایش کشیده شود؛ روی اینکه گُل‌سرش به قول خودش قشنگ باشد؛ روی اینکه تورهای جوراب، مرتب بیفتد روی ساق پایش؛ روی اینکه طرح روی لباسش پاپیون باشد یا عروسک؛ حساس است. کافی است کمی درگیر کار شوم و کمتر از روز‌های عادی دل بدهم به ناز‌های دخترانه‌‌اش یا صبح را ظهر کنیم و دست نکشیده باشم روی موهایش. کافی است توی خرید، عشقش به رنگ صورتی را نادیده بگیرم. آن‌وقت نگاهِ پر از بغضش را می‌چرخاند طرفم و زل می‌زند توی چشم‌هایم. مردمک چشمش که ‌توی سکوت می‌رود و می‌آید می‌فهمم برایش کم گذاشته‌ام. باید بگیرمش توی بغلم و سرش را بچسبانم به سینه تا بغضِ توی چشم‌هایش برود و شادیِ لطیفِ دخترانه بنشیند جایش. به این‌ها فکر می‌کنم و دوباره به چشم‌های دخترک‌ غزه‌ایِ توی فیلم نگاه می‌کنم. نگاه ساکت و بغض‌دارش دارد می‌چرخد. یعنی از اینکه به جای دانه‌های نرم شانه، خاک نشسته روی موهایش بغض کرده؟ یا چون گُل‌‌ها و پاپیونهای روی لباسش پشتِ دو‌ده‌های سیاه قایم شده‌اند؟ دارد دنبال آغوش مادر می‌گردد یا پناهِ پدر؟ نه! خوب که فکر می‌کنم می‌بینم این‌ها برای دنیای ماست. دنیای دختران غزه اما فرق دارد. رنگ‌ها خیلی وقت است توی غزه استتار کرده‌اند. غذاها دیگر شبیه قبل نیستند. دخترها به کم بودن آغوش عادت کرده‌اند. آن هم وقتی مادرانشان یا توی بیمارستان بالای سر مجروح‌‌اند یا توی صف غذا، البته اگر شهید نشده باشند. این دختر با چشم‌هایش دارد دنیای ما را زیر سوال می‌برد. دلش را از آدم‌هایی که بودنِ دختری را توی غزه از یاد برده‌اند بریده است و حالا خودش دارد جهانش را می‌سازد. توی دنیای دختران غزه آرزوها فقط با مقاومت برآورده می‌شوند و این را خودشان به دنیا فهمانده‌اند. می‌دانند کسی نیست که بعد از هر درد سریع توی آغوششان بگیرد و قربان‌صدقه‌شان برود. حالا هم حتما توی سکوت با همین پای مجروح و خون روی صورت، با دلی قرص به مقاومتش، رویاهایش را می‌‌پروراند. رویای روزی که توی اتاقِ خودش، جلوی آینه کِش موی صورتی را ببندد به موهایش و از ته دل بخندد. روزی که بنشیند پشت میز کلاس، بدون اینکه بترسد از اینکه دیواری خواهد ریخت. رویای روزی که دوباره آجر روی آجر غزه را بسازند. روزی که مادر شود و برای کودکانش توی صلح و آرامش از ایستادگی‌ها بگوید و به آن ببالد. رویای روزی که قطعا خواهد آمد. روزی که خدا وعده‌اش را داده است... . ✍🏻 آسیه کلایی، رسانه «ریحانه»؛ 💬 مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 📲@khamenei_reyhaneh