خانهیِدوست
باد پنجره را تکان میدهد ؛ دربین صدایِ غمآلودِ باد ، صدایِ خنده های تو میاید ، پنجره ها رد بوسه هایت را بر تنشان به رخ میکشند ، هر برگ در هر سقوط تورا صدا میزند . سبز رنگ میبازد ، زرد میشود ؛ مثل گونه های تو وقتی که بیمارمیشوی . از بوق های ممتدِ ماشینها خبری نیست ، همه سکوت کرده اند ، مثلِ تو وقتی که حینِ گوش سپردن به باران عشق ، کتاب میخوانی . تو افسانه ی پنجره هایی . تو ، من هستی ؛ دختِ حقیقت هایِ دور و افسانه هایِ نزدیک .
| برای گونه های زرد و گونه های سرخ ، یازدهم مهرماهِ هزاروچهارصد و چهار |
Amir Hoshang Ebtehaj 1_14547794757.mp3
زمان:
حجم:
891.3K
آفتابا چه خبر ؟!
این همه راه آمدی تا به این خاکِ غریبی برسی ؟
خانهیِدوست
رقصِ نور میان گیسوان ، چای هایِ داغ و قهوه هایِ بیشکر ، آستانه ی درها و چشم ها منتظر ، پاییز و پاییز و پاییز .
|برای نگاه ها ، نور و گیسو ، سیزدهمِ مهرماهِ هزار و چهارصد و چهار |
خسرو شکیبایی.شاید اشتباه از ما بود.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
اشتباه از ما بود
که خواب سرچشمه را در خیالِ پیاله میدیدیم
خانهیِدوست
خسرو شکیبایی.1_13713642566.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
سلام !
حال همه ی ما خوب است .
ملالی نیست جز گم شدنِ گاهبهگاهِ خیالی دور که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند .