#خاطره_انقلاب
مهر ۵۶ که پدر عزیزم که بتازگی از دنیا رفتن؛ دستگیر شد بدلیل فعالیتهای زیادی که برعلیه# رژیم ستمشاهی انجام میداد
اوایل زمستان همان سال برای جستجو و... بمنزل مادر بزرگم آمدن اون موقع منزل ما نزدیک منزل مادر بزرگم بود و خونه ما پر # اسلحه و مهمات بود، خلاصه ریختن و همه ما را که عمه و مادر ومادربزرگ و خاله زن عموی ما را در حیاط مادربزرگ جمع کردن و ناگهان یکشون از من پرسید بچه جون تو خونتون اسلحه ندارید؛گفتم اسلحه چیه؟ از جیبش یک هفت تیر درآورد گفت مثل این. گفتم چرا داریم ..
خلاصه همه رنگشون پرید و نزدیک غش رفتن ...من هم خیلی محکم رفتم و هفت تیر ترقه ای فلزی که چند روز قبل عمویم برام خریده بود "آوردم، اولش اونا خوشحال شدن ولی بعد با یک چک بصورتم با ناراحتی و عصبانیت از خونه ما رفتن، فقط خدا رو شکر پشت سر من نیامدن تو خونه و بازرسی .....
🌸🌸🌸