هدایت شده از Mim Noori
4_5803213394920080526.mp3
6.89M
زهد امیرالمومنین علی علیه السلام❤
@khat_bee_khat
📚 کتاب : #پدر
📝 نویسنده : #نرجس_شکوریان_فرد
🗂 نشر : #عهدمانا
✨موضوع: #جوان_اهل_بیت
#امام_علی علیه السلام
✍🏻باور کنید بعد از سال ها گشتن و همه را دیدن و دل سپردن و دل کندن و امیدوار شدن و ناامیدی ها...
تنها جایی که او را یافتم؛
#نجف بود... نجف اشرف.
در خیابان مقابل #حرم که راه می روی، گنبد طلایی تمام عرض چشمانت را پر می کند و دلت شروع به ارتفاع گرفتن از زمین می کند... ❤️🕌
وقتی که اول ورودی کنار در می ایستی و مقابلت او است. فقط یک جمله می توانی زمزمه کنی:
السلام علیک یا #بابا ،❤️
السلام علیک یا #علی.❤️
معنی علی را تازه دلت درک می کند.
علی،
بلندت می کند از زمینِ چسبناک تا خدا. زمینی شدن و دل به دنیا بستن، خسته ات کرده بود.
دلت آسمان می خواست و همه ی خدا را...
علی تو را می کَند از زمین و وصل می کند به خدا...
علی حکم پدریش از جانب خدا آمده... راحت بگو: سلام بابا 😍👋🏻
💫و در آغوشش خودت را رها کن.💫
@khat_bee_khat
#بسم_الله
#شباویز؛ جلد دوم کتاب دلچسب #شب_و_قلندر است که در فصلی جدید و باگذشت چند سال به زندگی افراسیاب و شیرین نگار می پردازد.
افراسیاب و شیرین نگار چارچوب های قصه اند و روایت زندگی سیاسی و اجتماعی و عاشقانه ی فرزندانشان متن داستان است.
.
برشی از کتاب 👇
✔ شیرین نگار کنار پنجره نشسته حالش بهتر شده بود. آفتاب پاییزی روی شاخه های درخت بود. رضاداد گوشه اتاق ایستاده و از مادر عکس می گرفت. توی دوربین به دقت به چین های دور لب و پیشانی مادر که حکایت های بسیار در خود داشت، نگاه می کرد.
- مادر، به دوربین نگاه کن.
ولی منظورش این بود که به او نگاه کند. از نگاه دوربین میخواست ببیندش. انگار واهمه داشت رودررو چشم های او را بکاود. چشمهایی که زندگی انسانهایی پشتش پنهان بود
شیرین نگار می گفت: «جوری از من عکس میگیری که حس می کنم می خواهم بمیرم.»
رضاداد، دوربین را رها می کرد. پیشانی مادر را می بوسید و گفت: «نه مادر جون عکست را می گیرم چون خوشگل هستی. خوشگل ترین زن دنیا.»
افراسیاب از راه رسید و کنار او نشست و گفت: «حالا عکس درست میشود. »
رضاداد دوربین را بالا می گیرد و دکمه را فشار میدهد تیلیک» و زیر لب می گوید: «مرغان عشق! »
____♡♢♡____
#پ.ن1: اگر از خواندن#شب_و_قلندر لذت بردید جلد دم آن یعنی #شباویز را از دست ندهید.
#پ.ن2: داستان در دوره ی تاریخی گذر از قاجار به پهلوی روایت شده است،
شما می توانید گوشه ای از اتفاقات آن دوره را با حضور استاد کمال الملک،فرخی یزدی، دهخدا آقای مدرس در داستان ببینید.
📚 @khat_bee_khat
#بسم_الله
#مرد_رویاها ؛ روایتگر بخشی از زندگی مردی است از جنس باران.
پیرو امیرالمومنین علی علیه السلام بودن در زندگی چمران متبلور است؛ #سیدمهدی_شجاعی با قلم شیوا و مانای خود با روایت شرایط بحرانی و صحنه های دلهرهآور، بصیرت، شجاعت و توکل چمران را به طور زنده جلوی چشمانمان می آورد و نفس هایمان را حبس و اشک هایمان را جاری می سازد.
#شهید_مصطفی_چمران یکی از زیباترین پارادوکس های عالم خلقت است؛ کسی که دلیری در جنگیدن، زهد در عبادت، ورع در علم اندوزی و خستگی ناپذیری را در کنار معرفت و عشق به اهل بیت علیه السلام دارد.
#پ.ن1:
کتاب #مرد_رویاها به سبک فیلم نامه و در 13 قسمت نوشته شده و قسمتی از زندگی چمران در آمریکا، مصر و لبنان را در برگرفته است.
#پ.ن2:
امام خمینی (ره) فرمود: مثل چمران بمیرید؛ کاش قبلش مثل چمران زندگی کرده باشیم... پیرو محض مولا
#پ.ن3:
آقای نویسنده #سیدمهدی_شجاعی گرامی سپاس بابت نگارش کتاب #مرد_رویاها
فقط
کاش کتاب جلد دوم داشته باشد.
#پ.ن4:
همیشه شیفته ی چمران و مسلکش بودم و حال شیفته تر...
📚@khat_bee_khat