#دلنوشته
گاهی دلت تنگ میشود
آدم است دیگر؛ گاهی دلش تنگ میشود. گاهی دلش هوای بزرگترش را میکند. فرقی ندارد چندساله باشد؛ ده، پانزده، چهل یا شصتساله، آدم در هر سنی که باشد گاهی دلش میگیرد.
دلش بهانهی پدر را میگیرد. بهانهی دست مهربانی که روی سر آدم کشیده شود.
پدرِ پیر فرزانهای که با نگاه مهربانش دل آدم قرص شود.
نزدیک شصت روز از شهادت شما میگذرد آقاجانم؛
نمیدانم این چند روز را من و این ملت چگونه گذراندیم؟ اشک ریختیم، خونِ دل خوردیم، تاب آوردیم، دست هم را گرفتیم و ایستادیم.
اما آدم است دیگر؛ یک وقتی دلش میگیرد... دلش هوای بزرگترش را میکند.
آقاجانم،
من و برادران و خواهرانم، هر شب در خیابان شعار یکرنگی و ایستادگی سر میدهیم. همه حالمان خوب است آقا؛ دلت مثل همیشه قرص.
قرص و محکم پشت میهن و رهبر عزیزمان آقا سید مجتبی، تا پیروزی نهایی ایستادهایم.
اما آدم است دیگر...
گاهی که دلم خیلی تنگ میشود، برای آرامش قلبم آیهی «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» را میخوانم.
به یاد فرشتههای میناب، به یاد مجتبایِ سهروزه، برای تمام گلهای پرپرشده، برای تمام شهدا، فاتحه و یاسین و الرحمن میخوانم؛ اما دلم آرام نمیگیرد آقاجان.
دلاوریها و رشادتهای نیروهای مقتدر نظامی، همدلی و ایستادگی و صلابت مردم، همه خوب است.
اما شاید تنها یک چیز دلم را آرام کند؛
نابودی دشمنان، انتقام خون شما و تمام شهدا از جنایتکاران تاریخ.
شاید آن وقت دلم کمی آرام بگیرد.
دور نیست؛ این افق پیروزی نزدیک است. میدانم که بهزودی فرا میرسد.
اما آدم است دیگر آقاجان، گاهی دلش خیلی تنگ میشود...
✍️ سهیلا نظامآبادی
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
دانشـــــگاه مبدأ همه تحولات است!
در اولین شماره از ویژهنامۀ جهـــت میخوانیم...
شمارههای بعدی #بزودی...
#ویژهنامه_جهـــت
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
ویژهنامۀ جهــت 1.pdf
حجم:
602.2K
🔔 اولین شماره ویژهنامۀ جهـــت با عنوان دانشــــــــــگاه مبدأ همه تحولات اسـت منتشر شد!
صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
مدیرمسئول و ســــردبیر: رقیه اکبـــری
💠 ویژهنامهٔ جهـــت راهی به سوی هویت دانشـــــجویی و صدای بازاندیشی در مسیـــر دانشـــجویی است؛ جایی برای یافتن معنا، گفتوگو و روشنکردن راه در میان پیچوتابهای زندگی دانشـــــگاهی.
🔻 در این شماره از ویژهنامه میخوانیم:
◽️ دانشـــــگاه بلاتکلیف
◽️ دانشـــــجو موذن جامعه است
◽️ کنش دانشـــــجو باید متفاوت باشد
🗞 انتشار: اردیبهشت ۱۴۰۵
شمارههای بعدی #بزودی...
📌 ما منتظر شنیدن پیشنهادها و نظرات ارزشمند شما برای بهتر شدن نشریه هستیم.
آیدی جهت ارسال نظرات:
@khatedaneshjoo
#ویژهنامه_جهـــت
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
نشریه خط دانشجو
مأمنِ دلهای بیقرار
امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام، خورشید فروزندهٔ ایمان و معرفت، در سال ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود؛ شهری که عطر نبوت از خاکش برمیخاست و طنین دعا و نیایش در کوچههایش جاری بود. هنوز نغمهٔ شهادت امام صادق علیهالسلام خاموش نشده بود که این نور تازه در خانهٔ امامت درخشیدن گرفت؛ نوری که قرار بود قرنها دلهای مشتاقان را روشن سازد و جانهای خسته را آرام بخشد. پدر بزرگوارش امام موسی بن جعفر علیهالسلام بود، آن قامت خمیدهٔ عبادت، و مادرش بانویی پاکدل و دانا به نام نجمه، که از دامان پاکش، گوهری چنین آسمانی بر خاک فرود آمد.
آمدنش، فیضِ زمین را مضاعف میکرد و خاک را به تبرکِ قدمهایش نرم مینمود؛ نگاهش همیشه در امتداد مهربانی جریان داشت و لبخندش، مثل نوری که از پس ابرهای بارانی به پنجرهٔ اتاقت سرک بکشد، خستگی را از تن جانها جدا میکرد.
لقب «رضا» را از آنرو یافت که خدای جهان از او راضی بود، و مردم نیز در حضورش آرامش مییافتند؛ چرا که رفتار و گفتار او جلوهٔ رضای الهی بود. او «عالم آل محمد» بود، سرچشمهٔ حکمت و دانایی، و «غریبالغربا»؛ زیرا تنش در غربت طوس آرام گرفت، اما یادش همهجا مأوا شد.
در روزگار غربت خراسان، آندم که فریبِ مأمون عباسی، جامِ ولایت را به او سپرد و سپس با زهرِ کین، جانِ پاکش را ستاند، زمین، تابِ این ستمِ نابخردانه را نیاورد و در سوگِ امامت، خاموش و اندوهگین گریست. اما با شهادت امام، خراسان دیگر هیچگاه تنها نماند؛ پیکر پاکش در دل خاک مشهد آرام گرفت و از آن روز، ایران از پرتو وجودش منور شد. هر زائری که به آستان ملکوتیاش میرسد، با دلی شکسته و چشمی پر از امید سلام میدهد و باور دارد که این پناهِ بیپناهان، هیچ حاجتمندی را نومید راهی نمیکند.
و مگر او همان نیست که هر مسافر غریب را، هر دلِ خسته را، هر چشمِ خیس را، با آغوشی گشوده میپذیرد؟ او که در سراسر تاریخ، حتی یک امیدوار را دستِ خالی برنگردانده است و این، گواهی است بر قلبِ رئوفش، که هرگز دریغی به بندگانش روا نمیدارد.
✍️ زهرا فرزامی
دانشجوی کارشناسی آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تبریز
#یادداشت
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
خـط دانشجو روایت میکند؛
صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
مدیرمسئول و ســــردبیر: رقیه اکبـــری
🔷 هشداری بسیار مهم برای دولت و سایر مسئولان کشور!
▫️ در ماههای بعد نیز رخدادهایی دیگر شکل گرفت. در آذر و دی سال گذشته، نوسانات اقتصادی و فشارهای معیشتی موجب افزایش تنش اجتماعی شد و مجموعه این عوامل در کنار مشکلات پیشین، زمینه بروز اعتراضات گسترده را فراهم کرد. گرچه دولت تلاشهایی برای کنترل شرایط انجام داد، اما برخی اقدامات دیرهنگام یا نامناسب منجر به بروز اتفاقات تلخ دیماه شد.
✍ نویسنده: نوید نوری
دانشجوی کارشناسیارشد نانوفناوری دانشگاه ارومیه
#یادداشت
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
نشریه خط دانشجو
بادبانهای ســـــرخ در مقابل خلیج نیلگون
خلیج فارس، نهتنها یادگار میلیونها سال تکامل زمینشناسی است، بلکه حافظ حافظهٔ تمدنهایی است که از دل تاریخ برخاستهاند؛ تمدنهایی که بر کرانههای آن زیسته، جنگیده، دادوستد کرده و روایتهای کهن خویش را در امواج آن ثبت کردهاند. این دریا نه یک نام، بلکه یک هویت است؛ هویتی که از دل سنگنگارهها، متون باستانی، نقشههای یونانی، کتیبههای هخامنشی، و گزارشهای دریانوردان اسلامی تا امــــروز دوام آورده و بر اصالت آن مهر تأیید زده است.
خلیج فارس با ساختار پیچیدهٔ بسترش، که گنجینههای انرژی جهان را در دل دارد، همچون موجودی زنده میتپد؛ تپشی که با تاریخ و فرهنگ ایـــــران و باشریانهای حیاتی منطقه گره خورده است.
در روزگاری که پرتغالیها از راه اقیانوس، با توپهای فولادین و بادبانهای ســـــرخ، قصد تسلط بر این گذرگاه حیاتی را داشتند، گمان میبردند که میتوانند این دریا را، که هزاران سال نام فارس بر آن نشسته بود، به ارادهٔ خود درآورند. دژهای مستحکمشان بر هرمـــــز، همچون زخمهایی بر تن خلیج بود؛ زخمی که نه تنها جغرافیا، بلکه روح مردم جنوب را آزرده میکرد. اما تاریخ هرگز در برابر سلطه خاموش نمانده است.
در این هنگام، قامت پولادینِ شاه عباس صفوی از دل تاریخ برخاست؛ پادشاهی که نگاهش همچون برقِ شمشیر بر دل دشمن میافتاد. او آواز بیدارباش را در سراسر ایـــــران طنین انداخت.
آنگاه که نبـــــرد آغاز شد، آسمان لرزید و زمین غرید؛ سپاه ایـــــران، چون شیران برخاسته از بند، به سوی دریا روان شد؛ مردانی که در چشمانشان آینهای از غیرت ایـــــران میدرخشید. در کنار آنان، دلیران هرمـــــز و قشم، ماهیگیران خسته اما استوار، و دریانوردانی که راه و رسم موج را بهتر از کتاب میشناختند، همپیمان شدند. این اتحاد، پیوندی بود میان تاج و توده، میان دربار و دریا؛ طوری که فریادهایشان، رعد را شرمنده میکرد و گامهایشان، خاک را به جنبش درمیآورد. شمشیرها در هوا میدرخشیدند و جرقههایشان چون ستارگان خشمگین بر تاریکی میافتاد. توپهای دشمن که سالها هرمـــــز را در چنگ گرفته بودند، در برابر این خیزشِ جاودانه، چیزی جز غرشهای بیاثر نداشتند.
چنین شد؛ پرتغالیها، که سالها بر این دروازهٔ آبی چیره شده بودند، در برابر این خیزشِ برخاسته از ایمان و اراده، تاب نیاوردند. دژهایشان یکی پس از دیگری سقوط کرد، و پرچمهای اجنبی از فراز برجها فروریخت.
و چنین شد که نیلگونِ خلیج دوباره به رنگ غرور درآمد. نام ایـــــران بار دیگر بر موجها نشست، و خاطرهٔ آن نبـــــرد بزرگ، همچون ستارهای بیدار، در آسمان تاریخ ایـــــران جاودانه شد؛ یادگاری از ارادهٔ یک ملت، از صلابت شاه عباس، و از روزی که آزادی بر آبهای جنوب طلوع کرد.
دهم اردیبهشت به روز بازگشت حیات و هویت بدل شد؛ روزی که ایـــــران نشان داد این پهنه نه فقط یک دریا، بلکه روحی است که باید با جان از آن پاسداری کرد.
این پیروزی، نه تنها پایان یک سلطه، بلکه آغاز
دوبارهٔ شکوه بود؛ حماسهای که تا همیشه بر سینهٔ تاریخ ایـــــران حک شد. روزی که شمشیرِ عزت، زنجیر بیگانه را برید. روزی که خلیج فارس دوباره برخاست. روزی که ایـــــران، همچون ققنوسی از میان آتش، شکوه جاودانهاش را بازیافت.
خلیج فارس همچنان همچون نگینی در جنوب ایـــــران میدرخشد؛ پهنهای که از اعماق زمین برآمده، با امواجش تاریخ را نوشته، و با نامش هویت یک ملت را زنده نگه داشته است. این دریا روایتگر گذشته، نگهبان امروز و امید نسلهای آینده است؛ نماد استوارِ پیوستگیِ ایـــــران و تاریخ.
✍ نویسنده: ثنا اسماعیلپور
دانشجوی کارشناسی شیمی محض دانشگاه ارومیه
#یادداشت
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله