eitaa logo
نشریه خط دانشجو
188 دنبال‌کننده
276 عکس
26 ویدیو
9 فایل
صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان مشاهده و دانلود همه‌ی نشریات👇 https://zil.ink/khatedaneshjoo کانال تلگرام: https://t.me/khatdaneshjoo پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/khate.daneshjoo?igsh=MXVxbHF0N215d 📲 جهت ارتباط: @khatedaneshjoo
مشاهده در ایتا
دانلود
شیوه نامه.pdf
حجم: 4M
💠 شیوه‌نامه بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) | بخش رسانه و نشریات دانشجویی 🌐 ایتا | بله
راهنما+ثبت‌نام.pdf
حجم: 1.4M
💠 راهنمای شرکت در بیست و دومین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع)| معرفی اجمالی بخش رسانه و نشریات دانشجویی، شرایط حضور و بخش‌های جشنواره ▫️ جهت شرکت در بیست‌ و دومین جشنواره بین‌المللی امام رضا علیه‌السلام و ثبت آثار در بخش‌های مختلف این رویداد، شما می‌توانید از طریق آدرس زیر وارد سامانه رسمی جشنواره شوید و پس از تکمیل مراحل مربوطه، آثار و تولیدات خود را در بخش مورد نظر ثبت و ارسال نمایید. 📲 ارسال آثار: http://www.razaviuf.ir 🔴 پاسخگویی به چند تا سوال مهم ▫️چه آثاری می‌توانیم بارگزاری کنیم؟ تمام آثاری که در نشریات یا جدا از نشریات داشته‌اید. مثل شعر، متن، یادداشت، گزارش، پادکست، نقاشی، کاریکاتور، عکس، مقاله و... ▫️آیا فقط آثار مرتبط با امام رضا (ع) پذیرفته می‌شود؟ خیر، همه آثار قابلیت بارگزاری دارند. ▫️مهلت ثبت تا چه زمانی است؟ بنابر آخرین تمدید تا ۳۱ اردیبهشت ▫️آثارمان رو در چه قالبی بارگزاری کنیم؟ در قالب‌های pdf، عکس، ورد، موسیقی، زیپ و... ▫️سایت باز نمی‌کند چیکار کنیم؟ با مرورگر متفاوت تلاش کنید. اینترنت خودتان رو چک کنید. گاهی حتی لازم است اپراتور اینترنت رو تغییر بدید. (بهتر است با سیستم آثار رو بارگذاری کنید.) ▫️فارغ‌التحصیلان هم می‌توانند بارگزاری کنند؟ بله آثاری که در بازه ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تولید شدند همگی می‌توانند شرکت کنند. @razaviuf_mag 🌐 ایتا | بله
نشریه خط دانشجو
دریاچه ارومیه؛ قتلِ خاموشِ یک مادر فیروزه‌ی آبی ایران، چه بر سر عظمتت آورده‌اند و با تو چه کرده‌اند که پس از قرن‌ها خاطره‌سازی و تاب‌آوری، از شکوهِ بی‌کرانت، تنها غباری از خاطره برجای مانده و به مرز نابودی رسیده‌ای؟ توصیفِ بی‌کرانگیِ وجودت در واژه‌ها آسان نیست. تو قامت خم می‌کنی، آن‌گاه که فرزندانت را در آغوش می‌کشی، و بر زانو می‌نشینی تا هم‌قدِ آنان شوی؛ تا راحت‌تر در آغوشت جا بگیرند. در میان کوه‌های استوار و سر به‌ فلک‌ کشیده که با صلابت ایستاده‌اند، تو چقدر متواضعانه در پایین‌ترین نقطه، پذیرای فرزندانی می‌شوی که در برابر آن ستون‌های بلند، سر خم کرده و با شور و نغمه‌خوانی به سویت می‌آیند. در مسیر آمدن به سویت، چه ردپاها که برجا نمی‌ماند؛ از خنده‌ی خاکِ خشک‌شده گرفته تا سرسبزیِ گیاهانی که از کنارشان می‌گذرند. و وقتی به آغوشت می‌رسند، از سروصدا و آوازشان، موج‌هایت قهقهه‌زنان به سواحل می‌رسند. اما در این میان، آدمی چرا و چگونه آغوش‌کشیدنِ فرزندانت را در نهایت فروتنی، آرزویی بلند پروازانه خواند؟ انگار فراموش کرده که خود، جزئی از طبیعت است نه ارباب آن، نه دزدِ آرزوها و خوشی‌هایش. تو چون مادری بی‌قید و شرط می‌بخشیدی؛ سرچشمه‌ی حیات و امیدِ رودهایی بودی که در برابر عظمت کوه‌ها به سوی تو جاری می‌شدند. تکیه‌گاهی بودی که قرن‌ها فرزندانت را پروراند و همچون آموزگاری، چرخه‌ی طبیعت را بی‌صدا و بی‌ادعا به آنان آموخت؛ اما اکنون گویی در واپسین نفس‌هایت هستی. گویند بادها بشارت‌دهنده‌اند، اما انگار وقتی نوبت به تو رسیده، به روضه‌خوان بدل شده‌اند؛ شبانه‌روز مرثیه‌هایی خوانده‌اند که در آن، صدای ناله و گلایه‌هایت دل را می‌سوزاند. زلزله‌ی نابودگر، ناله‌ی مادری است که در فراق فرزندانش می‌سوزد. تو بر سفیدیِ نمک‌ها خفته‌ای و حسرت روزهایی را می‌خوری که سینه‌ات پر از زندگی بود و قامت آبی‌رنگت زبانزد. غم جدایی از فرزندان، تو را به سکوتی واداشته که از هر فریادی بلندتر است. راهِ نفسِ فرزندانت را انحراف مسیرها بریده و راهِ رسیدنشان به آغوشت را کوه‌های بتنی بسته‌اند. اما تو، سال‌ها آموزگار بودی و درسِ چرخه‌ی طبیعت را بی‌نقص به فرزندانت آموخته‌ای. و اما در این هیاهو رحمتی بر شوره‌زارِ دلت نشست، باران همان مهمان نخوانده که خود به دادِ فرزندانِ سرگردانت رسید و مسیرهای تازه‌ای پیش پایشان گذاشت. دوباره صدای دویدنشان از هر سو به گوش می‌رسد؛ به سوی آغوش مادر. انگار چشمان پر از اشکِ تو این‌بار می‌گوید: «بگذار باور کنم که این بار خواب نیست؛ بگذار باور کنم در آغوش کشیدنشان واقعی است و قرار نیست وقتی از این رؤیای شیرین بیدار شوم، باز هم از من دور شده باشند.» صدای موج‌هایت دیگر مثل قبل نیست، مادر. فیروزه‌ی آبی، دیگر این صدای خنده نیست؛ صدای موجی است که به ساحل می‌رسد و عصبانیت سال‌های فراموشی را فریاد می‌زند: «امیدهای واهی، مرهمِ زخم‌های بی‌سرانجام من نیست؛ هویت دزدیده‌ شده‌ی فرزندانم را به آنان بازگردانید، و دیگر هرگز هویت جاری‌بودن را از آنان نگیرید». ✍️ الهه نجف‌زاده دانشجوی مهندسی طبیعت دانشگاه ارومیه 🌐 ایتا | بله