نشریه خط دانشجو
#یادداشت
دریاچه ارومیه؛ قتلِ خاموشِ یک مادر
فیروزهی آبی ایران، چه بر سر عظمتت آوردهاند و با تو چه کردهاند که پس از قرنها خاطرهسازی و تابآوری، از شکوهِ بیکرانت، تنها غباری از خاطره برجای مانده و به مرز نابودی رسیدهای؟
توصیفِ بیکرانگیِ وجودت در واژهها آسان نیست. تو قامت خم میکنی، آنگاه که فرزندانت را در آغوش میکشی، و بر زانو مینشینی تا همقدِ آنان شوی؛ تا راحتتر در آغوشت جا بگیرند. در میان کوههای استوار و سر به فلک کشیده که با صلابت ایستادهاند، تو چقدر متواضعانه در پایینترین نقطه، پذیرای فرزندانی میشوی که در برابر آن ستونهای بلند، سر خم کرده و با شور و نغمهخوانی به سویت میآیند.
در مسیر آمدن به سویت، چه ردپاها که برجا نمیماند؛ از خندهی خاکِ خشکشده گرفته تا سرسبزیِ گیاهانی که از کنارشان میگذرند. و وقتی به آغوشت میرسند، از سروصدا و آوازشان، موجهایت قهقههزنان به سواحل میرسند.
اما در این میان، آدمی چرا و چگونه آغوشکشیدنِ فرزندانت را در نهایت فروتنی، آرزویی بلند پروازانه خواند؟ انگار فراموش کرده که خود، جزئی از طبیعت است نه ارباب آن، نه دزدِ آرزوها و خوشیهایش. تو چون مادری بیقید و شرط میبخشیدی؛ سرچشمهی حیات و امیدِ رودهایی بودی که در برابر عظمت کوهها به سوی تو جاری میشدند. تکیهگاهی بودی که قرنها فرزندانت را پروراند و همچون آموزگاری، چرخهی طبیعت را بیصدا و بیادعا به آنان آموخت؛ اما اکنون گویی در واپسین نفسهایت هستی.
گویند بادها بشارتدهندهاند، اما انگار وقتی نوبت به تو رسیده، به روضهخوان بدل شدهاند؛ شبانهروز مرثیههایی خواندهاند که در آن، صدای ناله و گلایههایت دل را میسوزاند. زلزلهی نابودگر، نالهی مادری است که در فراق فرزندانش میسوزد. تو بر سفیدیِ نمکها خفتهای و حسرت روزهایی را میخوری که سینهات پر از زندگی بود و قامت آبیرنگت زبانزد. غم جدایی از فرزندان، تو را به سکوتی واداشته که از هر فریادی بلندتر است.
راهِ نفسِ فرزندانت را انحراف مسیرها بریده و راهِ رسیدنشان به آغوشت را کوههای بتنی بستهاند. اما تو، سالها آموزگار بودی و درسِ چرخهی طبیعت را بینقص به فرزندانت آموختهای. و اما در این هیاهو رحمتی بر شورهزارِ دلت نشست، باران همان مهمان نخوانده که خود به دادِ فرزندانِ سرگردانت رسید و مسیرهای تازهای پیش پایشان گذاشت. دوباره صدای دویدنشان از هر سو به گوش میرسد؛ به سوی آغوش مادر. انگار چشمان پر از اشکِ تو اینبار میگوید: «بگذار باور کنم که این بار خواب نیست؛ بگذار باور کنم در آغوش کشیدنشان واقعی است و قرار نیست وقتی از این رؤیای شیرین بیدار شوم، باز هم از من دور شده باشند.»
صدای موجهایت دیگر مثل قبل نیست، مادر. فیروزهی آبی، دیگر این صدای خنده نیست؛ صدای موجی است که به ساحل میرسد و عصبانیت سالهای فراموشی را فریاد میزند:
«امیدهای واهی، مرهمِ زخمهای بیسرانجام من نیست؛ هویت دزدیده شدهی فرزندانم را به آنان بازگردانید، و دیگر هرگز هویت جاریبودن را از آنان نگیرید».
✍️ الهه نجفزاده
دانشجوی مهندسی طبیعت دانشگاه ارومیه
#دریاچه_ارومیه
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله
هدایت شده از دانشگاه ارومیه
✳️ سخنرانی دکتر مجید بابایی عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه در تجمع حماسی مردم ارومیه؛ با محوریت آثار اقتصادی
🔹 دکتر مجید بابایی عضو هیات علمی گروه اقتصاد دانشگاه ارومیه، سخنران شصت و ششمین شب از تجمعات پرصلابت مردم ارومیه در حمایت از رهبری، نیروهای مسلح و مذاکره کنندگان بود.
🔹دکتر بابایی در ابتدا با اشاره به آیه ۲۳ سوره احزاب یاد قائد شهید و فرزانه امت اسلامی را گرامی داشته و از حضور، ایستادگی، وحدت و انسجام مردم بصیر و ولایتمدار ارومیه در سنگر خیابان قدردانی کرد.
🔹وی گفت: ما این ایستادگی و مقاومت در برابر زورگویان و مستکبران متجاوز را از امام حسین (ع) آموخته ایم و وارثان مکتب حسینی هستیم.
دکتر بابایی به اهمیت و نقش علم و دانشگاهیان در پیشرفت و حل مسائل مختلف پرداخته و به بیانات رهبر شهید در این زمینه اشاره کرد که ایشان می فرمودند: "علم پایه پیشرفت همه جانبه یک کشور است و علم برای یک ملت مهمترین ابزار اقتدار و آبرو است."
عضو هیأت علمی دانشگاه ارومیه در ادامه آثار اقتصادی جنگ تحمیلی سوم در ابعاد خارجی و داخلی را تشریح کرد و گفت: جنگها به سرعت تأثیر خود را از میدان سیاست به میدان اقتصاد منتقل میکنند. به ویژه اگر این جنگ در خاورمیانه باشد، اولین تأثیر آن بر قیمت نفت خواهد بود. مثل جنگ اعراب با اسرائیل در اوایل دهه ۱۹۷۰ که قیمت نفت به بیش از چهار برابر افزایش یافت.
◀️ مشروح این سخنان را در لینک زیر مشاهده نمایید:
🔗 https://news.urmia.ac.ir/node/9238
@urumia_uni