#طنز_دانشجویی
از دانشـــجو چه خبر؟
خوبه… سیستم بده، اینترنت بدتر، استاد هم آنلاینِ آنلاین!
دانشجو بودن قبلاً یعنی جنگ با امتحان، پروژه، استاد، خواب، بیپولی و اینترنت خوابگاه.
الان اما جنگ، دیگر استعاره نیست… واقعاً جنگ است.
نسل عجیبی شدهایم؛
سر کلاس آنلاین مینشینیم، در حالی که صدای اخبار از اتاق بغلی میآید و مادر هر ده دقیقه یکبار میگوید:
«فقط درستونو بخونین… همهچی درست میشه…»
و ما هم مثل شخصیتهای فرعی فیلمهای آخرالزمانی، دوربین خاموش، میکروفون بیصدا، با چشمانی نیمهجان به اسلایدی خیرهایم که استاد با شور علمی توضیح میدهد:
«همانطور که در شرایط پایدار مشاهده میکنید…»
شرایط پایدار؟
استاد جان ما حتی اینترنت پایداری نداریم، چه برسد به شرایطش.
دانشگاه مجازی چیز عجیبیست.
جایی که آدم میتواند همزمان هم سر کلاس باشد، هم در صف نانوایی، هم دنبال فیلترشکن بگردد، هم به آیندهای فکر کند که فعلاً بیشتر شبیه باگ سیستم است تا برنامه زندگی.
حضور و غیاب هم طنز تلخی شده؛
استاد میگوید:
«بچهها صداتون نمیاد.»
و ما سالهاست که صدایمان به هیچجا نمیرسد.
روزگار عجیبیست…
ما نسلی هستیم که خاطرات دانشگاهش نه بوی کافه و حیاط دانشکده،
بلکه بوی استرس، اخبار، قطعی اینترنت و شارژر داغکردهی لپتاپ میدهد.
نه از آن دانشجوهایی شدیم که عاشق نیمکت آخر کلاس شوند،
نه آنهایی که بعد امتحان دستهجمعی عکس بگیرند.
ما بیشتر با صفحهی «...Reconnecting» رفیق شدیم تا با همکلاسیها.
و با این حال،
هر روز دوباره آنلاین میشویم؛
با اینترنت ضعیف، حالِ ضعیفتر، و امیدی که معلوم نیست از کجا هنوز قطع نشده.
شاید سالها بعد، وقتی از ما بپرسند دوران دانشجوییتان چطور گذشت،
فقط بخندیم و بگوییم:
«ما هم درس خواندیم…
بینِ جنگ،
بینِ خبرها،
بینِ قطع و وصل شدنها…
یک جوری زندگی را پاس کردیم.»
✍️ صبا کاظملو
دانشجوی کارشناسی تولید و بهرهبرداری از گیاهان دارویی و معطر دانشگاه ارومیه
#نشریه_خط_دانشجو
#جامعه_اسلامی_دانشجویان
#دانشگاه_ارومیه
🌐 ایتا | بله