عشقی که جان گرفته به دنیا نمیدهم
امروز را به نسیهی فردا نمیدهم
پهلوی شاعرانهترین واژهها شکست
غم را به دست شاعر تنها نمیدهم
مولا فقط علیست که با اسم اعظمش
دشمن درون خانهی خود جا نمیدهم
در کوچه،پشت در، همه جا با ولایتم
با سوختن مجال به حاشا نمیدهم
تا باغبانِ زندهی آل پیمبرم
گلخانه را به دست تبرها نمیدهم
اصحاب یأس را ببرید از شب امید
شمعی شدم که نور به پروانه میدهم
حب علی درون صدفوارهی دل است
"این است گوهری که به دریا نمیدهم"
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
فاطمه رفت ولی رد غمش پابرجاست...
#پریسامصلح
@khatdl
با چشمهای میشی دلخواه با لهجه باران و ابر و ماه
زیباتر از من شعر میگویی زیباتر از من شعر میخوانی
#پریسامصلح
@khatdl
پاییز رفته است از خانههای ما
نقشی نماند از او در کوچهها بهجا
مادربزرگ من با سینی مسی
آمد نشست و گفت: از عطر نرگسی
پر بود سینیاش از شعرهای ناب
مهمان ما شده لبخند بیحساب
دی ماه آمده با کولههای برف
دلگرم میشویم با شعلههای حرف
یک استکان چای با کاسهای انار
هی فال حافظ و موسیقی سهتار
شادی جوانهایست در سردی زمین
یلدا بهانهایست شیرین و دلنشین
#پریسامصلح
#یلدا
@khatdl
هرلحظه دستان تو را مهتاب بوسیده
در آسمان چشمهایت نور پاشیده
از عشق لبریزی و همواره در آغوشت
گنجشک بیبال و پری آرام خوابیده
دور از هیاهوی درون شهر در خانه
آرامش لبخندهایت را دلم دیده
از قاصدکهای کنار باغ نشنیدی
اخبار دلگرمی تو در دشت پیچیده
با دستهای پينهبسته در دل گلدان
از مهرورزیهای تو احساس روییده
دنیا به تو یک قرن احسان را بدهکار است
اما کنار غفلتش چیزی نفهمیده
مادربزرگ شعرهای مهربان من
پاییز بعد از رفتنت عمریست خشکیده
#پریسامصلح
@khatdl
هدایت شده از 🍀خطخطیهای دل🍀
چشمها اشک شوق می ریزند
عرض حاجات صد برابر شد
آیه آیه دوباره احمد خواند
نام زیبای سوره کوثر شد
با تمام وجود باید گفت
خوش به حال خدیجه مادر شد...
#پریسامصلح
@khatdl
شاعر شدن برای خودش امتیاز بود
تفریح ناشیانه او رقص جاز بود
کنج حیاط خلوت ذهنش بجای گل
موسیقی قشنگ غزل ،دلنواز بود
از آن طرف نگاه حکیمانهای که گاه
دنبال جور کردن پول جهاز بود
چشمان هرکدام پراز حرف بود و حیف
پلک سخن نگفتشان نیمهباز بود
دختر تمام دلخوشیاش شعر بود و شعر
اما زبان منطق دنیا دراز بود
باید برای زندگیاش عشق میکشید
با دست عاشقانه که غرق نیاز بود...
آمد بهار ،روز تولد ،کنار شمع
لبخند کودکش همه جا یکهتاز بود
خوشحال مینشست کنار نهال خود
راضیتر از همیشه گلش "سروناز"بود
با رفت و روب خانه و دم کردن غذا
همصحبت جهانی او قهوهساز بود
شاعر نشد ولی غزل مادرانهاش
با شعرهای عصر خودش همتراز بود
#پریسامصلح
@khatdl
مانند پسربچه تخس سر کوچه
هی شیشه شکسته من ِ بیگانهتر از من
#پریسامصلح
@khatdl
دلسوختهام مرا کمی باور کن
لبدوختهام مرا کمی باور کن
مانند نسیم رد شدن از غم را _
آموختهام، مرا کمی باور کن
#پریسامصلح
@khatdl
این زخمهای کهنه که سر باز کردهاند
انگار جنگ تازهای آغاز کردهاند
لشکرکشی علیه دل تکه تکه را
شاهان بیدرایت لجباز کردهاند...
#پریسامصلح
@khatdl