بسم الله النور🌻
امروز برای پسرهای من، یک روز فراموش نشدنی
ماندگار
باعشق
و
خاطرهانگیز شد
وقتی دو سوم مراسم گذشت و آقا نیامد، کمی دمق شدند
بچهها از ۴ونیم صبح بیدار بودند. تنها چیزی که از خواب شیرین بیدارشان کرد دیدار رهبر معظم انقلاب بود.
اما حدود دو ساعت در حسینیه بودند و رهبر را ندیدند.
اما یکباره، ورق برگشت.
خواب از چشم پسرکانم پرید
روی پا ایستادند و قد و قامت و صورت ماهِ رهبرشان را دیدند.
شور و شعف از رویِشان میبارید
و چه ذوقی کردم از اشکِ شوقِ محمدحسن ۷سالهام که نگاه میکرد به جمال رهبر و اشک میریخت.
جان گرفتیم
غصهها یادمان رفت
خستگیها به در شد
لحظات سامان گرفت و نشست به جانمان....
از خدا میخواهم که شهدِ شیرینِ این دیدار غیرمنتظره و شورانگیز در کام پسرانم بماند.
و تمام وجودشان را نورانی کند.
الهی الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله
#دیدارِ_ماه
#بیت_رهبری
#حسينيه_امام_خمینی
#پسرانم_سرباز_وطناند
#عمرم_رو_عمرت
https://eitaa.com/khate_Revayat
ای سفرهدار، سفرهی اعیانیات قبول
اُمُّالشهید، لشکرِ قربانیات قبول
ای مشکِ چشمهای تو نذرِ لبِ حسین
ای آسمان، زیارتِ بارانیات قبول
#وفات_حضرت_ام_البنین (سلاماللهعلیها)
#گرامی_داشت_مادران_شهدا
https://eitaa.com/khate_Revayat
﷽
همصحبت شدن با مادران شهدا برای من شبیه نشستن کنار دریاست.
در سکوت تماشایشان میکنم. به عظمت روحشان چشم میدوزم، و از تلاطم قلبشان اشک میریزم...
مصاحبهای داشتم با مادر شهید امیرحسین گشانی که در روزنامه جامجم چاپ شد.
از طریق لینک زیر گپ و گفت ما را بخوانید
https://jamejamdaily.ir/Newspaper/Page/7211/Life/11/0
#خط_روایت #سمیرا_چوبداری
#شهید_امیرحسین_گشانی
#شهرقدس #روزنامه_جامجم
https://farsnews.ir/meysamrashidi/1765352756934057884
بازنشر این مصاحبه در خبرگزاری فارس
#شهید_امیرحسین_گشانی
#خبرگزاری_فارس #سمیرا_چوبداری
﷽
تقدیم به خودم؛ با مِهر🌻
به قول خانم امیرزاده ، #فهم مثل میوه است، باید برسد....
امروز این کتاب رو به خودم هدیه دادم.
به امید اینکه آب و نور بگیرم از خط به خطش و مادر خوبی باشم....
توصیه میکنم بخونیدش
مطمئنم کتاب فوقالعادهای هست....
#سمیرا_چوبداری
#تربیت_کودک #کتاب #آیت_الله_خامنه_ای #رهبرجانمون❤️
https://eitaa.com/khate_Revayat
خوانندهی دعا که گویی از محاسن سپیدان مسجد بود بین دو نماز، دعای تعقیبات را طوری خواند که دلم تا دم افطار ماه خدا پَر زد...
خدا کند به ماه رمضان برسیم و رویِ ماهش را ببینیم
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز مادر سردار سرفراز اسلام، شهید حاج قاسم اصغری از میان ما رفت.
خودم را به مراسم رساندم. باید چند گفتگو ضبط میکردیم. بین جمعیت دنبال کسی بودم که از این بانوی مجاهد و شهیدپرور حرف بزند. همان ابتدا دو مادر را دیدم که از دوستانش بودند. یکی از آنها مادر شهید بود.
از روضههای خانگی حاج خانم تعریف کردند.
گفتند حتی این اواخر که دیگر قادر به حرکت نبود باز هم روضه فاطمیهاش تعطیل نشد.
از احترامی که به مهمانانش داشت گفتند. که چقدر با این احترام و تواضع همه را شرمنده محبتش میکرد.
حاج خانم همهجا دستگیر مردم بود.
خانواده زیر بال و پرش قد کشیدند.
گشتم و همرزمان شهید را پیدا کردم. همه از شجاعت حاج قاسم اصغری میگفتند. تاریخ جنگ به خودش ندیده بود که فرماندهی روی مینها بخوابد و سربازانش را از خط عبور دهد. اما حاج قاسم اصغری این کار را کرد.
حتی وقتی پیکر شهدا جا مانده بود، در هوای گرگ و میش، به تنهایی و سینهخیز بین شهدا میرفت و آنها را شناسایی میکرد.
این همه شجاعت و درایت و مسئولیتپذیری از دامنِ همین مادر بود.
دوستش میگفت وقتی برایش این شعر را خواندم، هقهق میکرد و اشک میریخت
پسر، رو قدر مادر دان که دائم
کشد رنج پسر بیچاره مادر
آنقدر مادرش را دوست داشت که بهش میگفتیم بچه ننه....
امروز اما هم چشم به راهی مادر تمام شد، هم دلتنگی حاج قاسم...
مادر و پسر به هم رسیدند. اما جای خالی پسرش در میان جمعیت پیدا بود.
روحش شاد
#شهید_حاج_قاسم_اصغری
#رحلت_مادر_شهید
#بانو_زهرا_شعبانی
#شهرقدس #شهر_شهادت
https://eitaa.com/khate_Revayat