یکی گفت:
هیچوقت ۱۰۰ خودتو نذار برای کسی که بلد نیست تا ۱۰ بشمُره ...
حکایت آدمایی شده که بدجور دارن اذیتم میکنن
غافل از اینکه صبر من زیاده
و خدا هم یه اسم داره : سمیعاً بصیرا...
این نیز بگذرد، ولی روزیکه دوباره برای راه انداختن کاراتون سراغم اومدید، امروز رو بهتون یادآوری میکنم😊
دنیای عجیبیه، دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نه🚶♀️
برای یک کار میدانی
از نوجوانان و جوانان دست به قلم و علاقمند به نویسندگی
دعوت میکنم تا برای انجام یک کار میدانی روایت، در پیوی اعلام آمادگی کنن
هدایت شده از ریحانه
💌 #امین_ایران | معجزهای روی بوم
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از رویداد ویژه «امین ایران؛ روایت مهر» با هدف بازخوانی اندیشههای رهبر شهید انقلاب در حوزه زن و خانواده؛ تالار وحدت؛ ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
🔹 نگاهم به نقاشهایی افتاد که هر کدام به فراخور حال برنامه، مشغول طرح زدن بودند. تابلوی یکی از خانمها چشم هر بینندهای را خیره میکرد؛ آنقدر لطیف که همه میایستادند و عکس میگرفتند. «زهرا»، نوهی خردسال رهبر شهیدمان در آغوش پدربزرگ بود؛ با همان موهای طلایی و چشمهای معصوم.
🔸 خانم نغمه تقوایی، هنرمندی که بیست سال سابقه نقاشی رنگ روغن داشت، تمام شب گذشته را بیدار مانده بود. وقتی پرسیدم چطور این طرح را زدید؟ جواب داد: «فقط خدا کمک کرد... دیشب که داشتم روی چهرهشون کار میکردم خدا توان داد. همیشه باید چند دست رنگ روغن کار میکردم و خشک میشد اما اینبار با همین یکدست رنگ زدن کار دراومد.»
🔹 حس و حالش چیزی شبیه عشق و اشک بود. با جان و دل طرح میزد. حضور آقا را میان اثر هنریاش میشد دید. گفتم: «آقا نوهشون رو خیلی دوست داشتن. حتما دعات میکنن.» شوق از نگاه سرخش بارید.
✍🏻 سمیرا چوبداری
🗓 شماره ١
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh