eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
258 دنبال‌کننده
215 عکس
65 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
💌 | چشمه‌ای در بیابان 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از رویداد ویژه «امین ایران؛ روایت مهر» با هدف بازخوانی اندیشه‌های رهبر شهید انقلاب در حوزه زن و خانواده؛ تالار وحدت؛ ۱۴۰۵/۰۳/۲۰ 🔹 اولین چیزی که در سالن دیدم، مرد بلندقامت میانسالی بود با پیراهن مشکی و چفیه. چهره‌اش من را یاد مهمانان ویژه‌ی بیت انداخت. روی دستش عکس رهبرمان، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را گرفته بود و بین حضار قدم می‌زد. 🔸 نامش ابراهیم مالک بود. از سال ۶۱ در جبهه‌های جنگ بوده و در عملیات‌های کربلای ۴ و کربلای ۵ و حلبچه حضور داشته. می‌گفت در حلبچه مسئول دسته بودم. کارم در پدافند هوایی بود. هر هواپیمای دشمن را می‌دیدیم می‌زدیم. 🔹 سال ۶٧ بود. در جبهه بودیم. در تیپ ۶۳ خاتم‌الانبیاء. متوجه شدیم آیت‌الله خامنه‌ای که رئیس‌جمهور وقت بودند به جبهه آمدند. برای ما این حضور یک دنیا بود. انگار وسط بیابان چشمه‌ی زمزم جوشیده بود. باهام دیده‌بوسی کردند و در آغوشم گرفتند. آن روز از مقاومت برایمان صحبت کردند. همان عکس آقا که با لباس نظامی و چفیه است برای آن روز است. 🔸 تا عمر دارم آن روز شیرین را از یاد نمی‌برم. چندبار هم بیت آمدم. یک روز آقا نیامد و من سخت دلتنگ شدم. به یاد آن دیدار قدیمی به عکسشان بوسه زدم. حالا اما از همیشه دلتنگ‌ترم... 🗓 شماره ٩ سمیرا چوبداری رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
شما هم دلتون مضطربه؟
رسید مُحرما........
یه عالمه گریه به روضه بدهکارم تا خوب نشه زخمات، دست برنمیدارم😭
این عکسی که دارید منتشر می‌کنید که دیگه توی خونه‌اش نیست که توی بیت‌اش امسال ماه محرم نمیگیره که دل همه براش تنگ شده عزیزِ قلبم بود.... چجوری باور کنم؟😭 خدایا ما امسال با دلِ تیکه پاره اومدیم محرم امام حسین هوای ما رو داشته باش😭
💌 | قسم به این مشت گره کرده 🔰خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از رویداد ویژه «امین ایران؛ روایت مهر» با هدف بازخوانی اندیشه‌های رهبر شهید انقلاب در حوزه زن و خانواده؛ تالار وحدت؛ ۱۴۰۵/۰۳/۲۰ 🔹 میزها کنار هم چیده شده بود. هر کسی مشغول طرح خودش بود. جلوتر رفتم و با خانم جوان صحبت کردم. طرح تابلو‌یش یک مُشت گره کرده بود. همان دست سالم آقا که در آخرین پرده‌ی زندگی‌اش به نشانه‌ی مقاومت و حماسه مشت شده بود. 🔸 خانم مریم محقق‌زاده نقاش جوانی بود که معتقد بود این دست آقا نشان‌دهنده‌ی قدرت و حماسه‌اش بود. جوانه‌ای که از دست آقا روییده بود نشان می‌داد که راه او ادامه دارد. به تابلو نگاه کردم. نوار زرد رنگی دور دست را گرفته بود که خانم محقق‌زاده گفت این هم نمادی از مردم مقاوم لبنان است. 🔹 راستش اصلاً به ظاهر این خانم نقاش نمی‌آمد که این‌قدر ظریف و دقیق صحنه‌ی مقاومت را خلق کند. می‌گفت موقع شروع با بسم‌الله طرح زدم و از خدا خواستم قبول کند. او خودش را هم در این تابلو تعریف کرده بود. می‌دانست آقا چقدر هنردوست بودند و گفت با هنرش راه و تفکر آقا را تکثیر خواهد کرد. با حرفهایش یاد آن شعر معروف افتادم که: قسم به اون مشت گره کرده این پرچم زمین نمی‌مونه... 🗓شماره ١١ سمیرا چوبداری رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
🇮🇷مراسم سالگرد پاسدارشهید نخبه موشکی، محــــــمـــــــد دکــــــامـــــی🇮🇷 🗓 شنبه ۳۰ خرداد ⏰ ساعت ۱۱ 📍 سر مزار شهید محمد دکامی 🌱ساعت ۱۱:۰۶ شهید محمد بال گشود و پرواز کرد. همون ساعت و تاریخی که شهید محمد به آرزوش رسید دور هم جمع می‌شویم.. ┄┄┅┅┅❅🇮🇷🕊❅┅┅┅┄┄ 🍃صفحات رسمی شهید محمد دکامی؛ 🔹کانال ایتا: @Shahid_Mohammad_Dekami صفحه روبیکا: https://rubika.ir/page/ShahidDekami76
[ سلاٰم بر آن شمعِ کوچک آب شُده روی سینه‌ی عمو..🕯🥀 ] @gharare_jomeha_ghods
امروز، سالروز شهادت کسی است که جوانی‌اش را با خواسته‌های امام زمان اش تنظیم کرد. علم و استعداد و هوش و توانایی و مِهر و عاطفه‌اش را در مسیر خدا گذاشت. محمد دکامی جوان ۲۷ ساله‌ای بود که در میان مشغله‌های فراوان زندگی، در حالیکه باری از مسئولیت کشور را به دوش داشت، ساده و صمیمی زندگی کرد. هنوز هم صدای خنده‌هایش میان اتاق‌های خانه‌ی پدری هست. هنوز درخت توتِ گوشه‌ی حیاط قامتِ رعنایش را به یاد دارد . هنوز ایوانِ خانه، قابِ آخرین حضورش را در خاطر نگه داشته. گنجشک‌های حیاط صدای مناجات محمد را زمزمه می‌کنند. مسجدِ روستا به یاد اذان‌ها و نوحه‌های محمد است. زنجیری که با آن میان کوچه‌های خاکی روستا می‌گشت و عزاداری می‌کرد امسال دلتنگ‌تر از همیشه است. دفترچه خاطراتش بغض دارد... امسال پیراهن مشکی محمد دلتنگ اوست. اما یک چیز هنوز هم هست و پابرجاست... آن هم ارادت و عشق محمد به سیدالشهدا‌ست... او هنوز هم میان روضه، سینه می‌زند او هنوز هم زیارت عاشورا می‌خواند و دست به سینه سلام می‌دهد او هنوز هم در قرارجمعه‌ها خادمی می‌کند و چای می‌ریزد محمد دکامی، سهمِ تمام کارهای خالصانه و خاموش و در سکوتش را گرفت. او با ماست و جای او که حالا با پیش‌وندِ شهید صدایش میزنیم میانِ قلب ماست... هدیه به روحِ پاسدار شهید محمد دکامی خادم استغاثه و برادر عزیزمان صلوات 🌸🍃🌸🍃🌸 مجموعه‌ی قرارجمعه‌های شهرقدس برای آن شهید سرفراز علُوِ درجات و برای خانواده محترمش صبر و اَجر مسئلت می‌کند. ____________🌸_____________ @gharare_jomeha_ghods
امروز در روضه‌ی قاسم‌ابن‌الحسن به یاد شهید نوجوان جنگ رمضان شهید یونا طایفه هستیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا