این عکسی که دارید منتشر میکنید
که دیگه توی خونهاش نیست
که توی بیتاش امسال ماه محرم نمیگیره
که دل همه براش تنگ شده
عزیزِ قلبم بود....
چجوری باور کنم؟😭
خدایا ما امسال با دلِ تیکه پاره اومدیم محرم امام حسین
هوای ما رو داشته باش😭
💌 #امین_ایران | قسم به این مشت گره کرده
🔰خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از رویداد ویژه «امین ایران؛ روایت مهر» با هدف بازخوانی اندیشههای رهبر شهید انقلاب در حوزه زن و خانواده؛ تالار وحدت؛ ۱۴۰۵/۰۳/۲۰
🔹 میزها کنار هم چیده شده بود. هر کسی مشغول طرح خودش بود. جلوتر رفتم و با خانم جوان صحبت کردم. طرح تابلویش یک مُشت گره کرده بود. همان دست سالم آقا که در آخرین پردهی زندگیاش به نشانهی مقاومت و حماسه مشت شده بود.
🔸 خانم مریم محققزاده نقاش جوانی بود که معتقد بود این دست آقا نشاندهندهی قدرت و حماسهاش بود. جوانهای که از دست آقا روییده بود نشان میداد که راه او ادامه دارد. به تابلو نگاه کردم. نوار زرد رنگی دور دست را گرفته بود که خانم محققزاده گفت این هم نمادی از مردم مقاوم لبنان است.
🔹 راستش اصلاً به ظاهر این خانم نقاش نمیآمد که اینقدر ظریف و دقیق صحنهی مقاومت را خلق کند. میگفت موقع شروع با بسمالله طرح زدم و از خدا خواستم قبول کند. او خودش را هم در این تابلو تعریف کرده بود. میدانست آقا چقدر هنردوست بودند و گفت با هنرش راه و تفکر آقا را تکثیر خواهد کرد. با حرفهایش یاد آن شعر معروف افتادم که:
قسم به اون مشت گره کرده
این پرچم زمین نمیمونه...
🗓شماره ١١
سمیرا چوبداری
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از 🇮🇷پاسدار شهید محمد دکامی
🇮🇷مراسم سالگرد پاسدارشهید نخبه موشکی، محــــــمـــــــد دکــــــامـــــی🇮🇷
🗓 شنبه ۳۰ خرداد
⏰ ساعت ۱۱
📍 سر مزار شهید محمد دکامی
🌱ساعت ۱۱:۰۶ شهید محمد بال گشود و پرواز کرد.
همون ساعت و تاریخی که شهید محمد به آرزوش رسید دور هم جمع میشویم..
┄┄┅┅┅❅🇮🇷🕊❅┅┅┅┄┄
🍃صفحات رسمی شهید محمد دکامی؛
🔹کانال ایتا:
@Shahid_Mohammad_Dekami
صفحه روبیکا:
https://rubika.ir/page/ShahidDekami76
هدایت شده از قرارِ جمعهها(شهرقدس)
[ سلاٰم بر آن
شمعِ کوچک آب شُده
روی سینهی عمو..🕯🥀 ]
#عبدالله_اِبن_حسن
@gharare_jomeha_ghods
هدایت شده از قرارِ جمعهها(شهرقدس)
#برای_خادمِ_شهیدِ_استغاثه
امروز، سالروز شهادت کسی است که جوانیاش را با خواستههای امام زمان اش تنظیم کرد.
علم و استعداد و هوش و توانایی و مِهر و عاطفهاش را در مسیر خدا گذاشت.
محمد دکامی جوان ۲۷ سالهای بود که در میان مشغلههای فراوان زندگی، در حالیکه باری از مسئولیت کشور را به دوش داشت، ساده و صمیمی زندگی کرد.
هنوز هم صدای خندههایش میان اتاقهای خانهی پدری هست.
هنوز درخت توتِ گوشهی حیاط قامتِ رعنایش را به یاد دارد .
هنوز ایوانِ خانه، قابِ آخرین حضورش را در خاطر نگه داشته.
گنجشکهای حیاط صدای مناجات محمد را زمزمه میکنند.
مسجدِ روستا به یاد اذانها و نوحههای محمد است.
زنجیری که با آن میان کوچههای خاکی روستا میگشت و عزاداری میکرد امسال دلتنگتر از همیشه است.
دفترچه خاطراتش بغض دارد...
امسال پیراهن مشکی محمد دلتنگ اوست.
اما یک چیز هنوز هم هست و پابرجاست...
آن هم ارادت و عشق محمد به سیدالشهداست...
او هنوز هم میان روضه، سینه میزند
او هنوز هم زیارت عاشورا میخواند و دست به سینه سلام میدهد
او هنوز هم در قرارجمعهها خادمی میکند و چای میریزد
محمد دکامی، سهمِ تمام کارهای خالصانه و خاموش و در سکوتش را گرفت.
او با ماست
و جای او که حالا با پیشوندِ شهید صدایش میزنیم میانِ قلب ماست...
هدیه به روحِ پاسدار شهید محمد دکامی خادم استغاثه و برادر عزیزمان صلوات 🌸🍃🌸🍃🌸
مجموعهی قرارجمعههای شهرقدس برای آن شهید سرفراز علُوِ درجات و برای خانواده محترمش صبر و اَجر مسئلت میکند.
____________🌸_____________
@gharare_jomeha_ghods
امروز
در روضهی قاسمابنالحسن
به یاد شهید نوجوان جنگ رمضان
شهید یونا طایفه هستیم
#شهید_یونا_طایفه
#شهید_شهرقدس
امشب هم رفتم بیت
اما
تو نبودی که سیر نگاهت کنم
خاک بر سر کردم و برگشتم عزیزدلم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
هدایت شده از ریحانه
🖤 از غبار غم تا اراده برخاستن
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از نخستین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب. ۱۴۰۵/۳/۳۱
▫️ پس از ۱۰۸ روز و شب غمبار، دوباره پایم به خیابان کشوردوست رسید. وقتی باز هم دعوت کردند تا برای نوشتن روایت بروم، برخلاف همیشه تردید کردم. اشک ریختم و نمیخواستم با آن غم عظیم روبهرو شوم؛ انگار میترسیدم دوباره در اعماق اندوه غرق شوم. اما چاره چه بود؟ آدمی باید با ترسهایش روبهرو شود.
▪️ بالاخره رسیدم. همه چیز شبیه همیشه بود. جمعیتی دلباخته و مشتاق، صف به صف وارد حسینیه شدند و یکییکی روی موکتها نشستند. تا اینجا همهچیز مثل قبل بود، اما ناگهان حقیقتی آوار شد بر سر و قلبمان: صندلی خالی آقا و عکس ورودشان در شب عاشورای پارسال.
▫️ امشب، همه شبیه بچهیتیمها گریه میکردند. حتی نوحهی حاج مهدی رسولی هم رنگ دیگری داشت؛ انگار غم از تمام وجودش میبارید و بر جان ما مینشست. امشب، همگی با آن اندوه عظیم روبهرو شدیم و باریدیم.
▪️ حکایت ما امروز، حکایت نی بود؛ شکایتهایی از دنیا داشتیم و غمی عمیق از نبود آقای شهید. اما میدانم که او اشکهای ما را میبیند، ولی لبخندش تنها به یاد «برخاستنِ» ماست. پس با قلبی غمبار اما ارادهای سخت، دوباره میایستیم. چون ما، فرزندان ایستادگی هستیم.
✍ سمیرا چوبداری
📆 شماره ١
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh