eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
253 دنبال‌کننده
239 عکس
76 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیا معلم خوبی‌ست زیبایی و زشتی را، شرافت و رذالت را به همین زیرکی و آشکاری نشان می‌دهد. لاله مرزبان حرفی از شهدای مظلوم ایران نزد روی سِن رفت و با اشکهایی مصنوعی حرفهایی زد که بوی وطن نمی‌داد او از لاله‌های وطن مرزبانی نکرد اما کمی بعد لیلا کشاورز با کیف دخترکان مظلوم شهید میناب روی سِن رفت و جایزه اش را گرفت تا به جهان بگوید آمریکا و اسرائیل جنایتکارند برای دیدن حق و حقیقت به اندازه‌ی کافی نور هست امان از چشم‌های بسته شده .... @khate_Revayat
هدایت شده از کشوردوست
49.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ببینید؛ نسخه کامل ویژه برنامه «کشوردوست»؛ قسمت اول 💻 رواق کشوردوست؛ گذرگاهی به مشهد آقای شهید ایران 👈به روایت‌گری حاج حسین یکتا 📽 پخش، شب‌های هفته دفاع مقدّس ساعت ۱۹:۴۵ شبکه سوم سیما 🖥 Farsi.Khamenei.ir
*باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند. اصغر پورحسین! پاسخ آمد: حاضر. قاسم هاشمیان! پاسخ آمد: حاضر. اکبر لیلا زاد... پاسخش را کسی از جمع نداد. بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد! پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بودیم جای او اینجا بود اینک اما، تنها یک سبد لاله ی سرخ در کنار ما بود لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید شانه هایش لرزید همه ساکت بودیم ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم گل فریاد شکفت! همه پاسخ دادیم: حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم* @khate_Revayat
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۷۷ هیأت دیپلماتیک در حین سخنرانی‌ نتانیاهو سالن را ترک کردند. این شیطان جنایتکار میخواست ایران را منزوی کند، حالا خودش منفورترین است.... اندکی صبر، سحر نزدیک است.... @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من توی زندگیم ، خیلی جاها زورم نرسیده اونجا که زورم نرسیده و نتونستم جلوی نیرنگ و بی وفایی و نامردی و سنگ اندازی آدما کاری کنم (نخواستم که کاری کنم) فقط یه کار کردم واگذارشون کردم به خدا.... هیچی دردناک تر از این نیست که عده‌ای با لباس دین، نامردی کنن.... آدمایی مثل من که به هیچ جا وصل نیستن قطعا به ظاهر جلوی کسایی که قدرت دستشونه شکست میخورن اما دنیا یه روز تموم میشه هم زورگوها میمیرن هم نامردا هم مظلوما اونجا که باید جواب پس بدن، نوبت ما میرسه....
هدایت شده از کشوردوست
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 امشب؛ یک اتفاق ویژه در رواق کشوردوست: 🎥 اهدای عبای شخصی رهبر شهید انقلاب به حاج صادق آهنگران 🗓 در آخرین شب از ضبط ویژه‌برنامه کشوردوست، با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، همسر شهید سپهبد رشید، مهدی ابراهیم‌زاده، معاون دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب و مادر شهید زارع، دانش‌آموز مدرسه شجره طیبه میناب، عبای رهبر شهید انقلاب به حاج صادق آهنگران اهدا شد. 🌷 این عبا قرار بود با دستان مبارک رهبر شهید به این مداح حماسه و جنگ اهدا شود، اما تقدیر بر آن شد که با شهادت ایشان، امشب در رواق کشوردوست، نزدیک‌ترین مکان به مقتل امام شهید، این اتفاق رقم بخورد. 📱 @Keshvardust_ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
21.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕰 ویژه ساعت شهادت؛ 🖤تو را چه گریه‌ها بود به شوق پر کشیدن کنون مبارک ای دوست! به آسمان رسیدن 🔹️شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ حوالی ساعت ۰۹:۴۰ صبح، ولی‌امر مسلمین، امام مستضعفین، رهبر و آقای ملت ایران حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه در آغاز یک جنگ خونبار، با حملات وحشیانه‌ی رژیم تروریستی آمریکا و اسرائیل به همراه خانواده‌ی خود به فیض شهادت نائل آمد. 🖥 Farsi.Khamenei.ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاییز آمده که مرا مبتلا کند
هدایت شده از کشوردوست
🖤 رهبر نه، همسایه 🖼 مجموعه‌روایت‌ ✏️ در خیابان کشوردوست، میان تمام ساختمان‌های فروریخته، یک خانه‌ی سه‌طبقه‌ی قدیمی بود که پنجره‌هایش فروریخته بود. در و دیوار نداشت و درخت توی حیاطش شکسته و خاکی بود. آن خانه با تمام فروریختگی‌اش صاحب‌خانه داشت. رفتم و روی مبل خاکی و فرش‌های دودگرفته‌اش نشستم. منظره‌اش رو به بیت بود؛ اما حالا سوخته و شکسته. پیرمرد هفتاد و چند ساله با روی باز و احترام دعوتم کرد به خانه‌اش. پرسیدم: «چند سال است همسایه‌ی آقا هستین؟» خندید و گفت: «آقا آمد و همسایه‌ی ما شد. ما از سال ۶۰ اینجاییم. آقا ۶۸ آمد کشوردوست.» ✏️ می‌گفت: «آقای خامنه‌ای برای من همسایه بود، نه رهبر. یک همسایه‌ی خوب که به پاسدارها تأکید کرده بود نباید آب توی دل همسایه‌ها تکان بخورد.» می‌گفت خود پاسدارها به نقل از آقا این را گفته‌اند. از افطاری‌هایی که آقا به همسایه‌هایش می‌داد تعریف کرد و توی نگاهش غم بود. ✏️ از صبح شنبه‌ای که همسایه‌اش را شهید کردند گفت. خانه‌اش قدیمی بود. کتابخانه‌ی بزرگی داشت. می‌گفت: «خیلی سخت است که خانه‌ی آدم با هزار خاطره و خوشی در یک ثانیه روی سر آدم خراب شود.» اما گفت: «خانه‌ی من را چند روز بعد از ۹ اسفند زدند. تلخی خراب شدن خانه‌ام بیشتر از تلخی شهادت آقا نبود. اصلاً بعد از او غمی به چشمم نمی‌آید.» ✏️ می‌گفت: «آقا مثل یک چشمه‌ی آب بود که وقتی رفت، تازه فهمیدیم چه بود. تا او بود، با امنیت و خیال راحت زندگی کردیم؛ اما حالا...» گفت راضی است به تلخ و شیرین دنیا و آرزو دارد اگر بشود، در آن دنیا هم همسایه‌ی آقا بشود. ✍️ سمیرا چوبداری 📩 روایت‌های رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، شماره ۱۰۱ 📲 ایتا | بله | روبیکا | سروش 🖥 @Keshvardust_ir