نقــطہ
میگفت: کاش به «چایخونه»، به جای این اسم، میگفتیم «برکتخونه»... که یادمون باشه جرعهجرعه این چای،
به قول شاعر:
گر به دستت داد تیغ بران روزگار
هرچه میخواهی بِبُر اما نَبُر «چای» کسی😂
تو نمایشگاه کتاب بودیم...
صدای یه آقا به صورت زنده از اسپیکرا پخش میشد. دونه دونه غرفههارو معرفی میکرد.
رسید به کتابای انتشارات رهبر شهید سید علی خامنهای؛
و پشت بند اسمشون گفت حفظهُ الله!(:
هیچی!
هم خودش کپ کرد هم ما...
نقــطہ
تو نمایشگاه کتاب بودیم... صدای یه آقا به صورت زنده از اسپیکرا پخش میشد. دونه دونه غرفههارو معرفی م
جدی جدی هیچ کس باورش نشده...