هدایت شده از خبرگزاری فارس
اصلاحطلبان چه مواقعی موافق و چه برهههایی مخالف «ورود زنان به استادیوم» میشوند؟
🔹یکی از آفتهایی که میتواند هر جامعهای را تهدید کند این است که مسائل مبتلابه آن جامعه، بهجای قرار گرفتن در مسیر کارشناسی، تبدیل به ابرازهایی برای مناقشات سیاسی و کشمکشهای رسانهای شود.
🔹حضور زنان در استادیومهای ورزشی از جمله مسائلی است که جامعه ایرانی بهخاطر ارزشهای حاکم بر آن، از جمله اهمیت حفظ کرامت بانوان، همواره در حال دستوپنجه نرم کردن با آن است.
🔹مروری بر رسانههای جریان اصلاحات نشان میدهد آنها در دهههای ۸۰ و ۹۰، دو سیاست کاملاً متفاوت را نسبت به حضور بانوان در استادیوم، اتخاذ کردهاند.
🔸مشروح گزارش در لینک زیر:
👉 fna.ir/dbzvwc
@Farsna
🔴 دستش رازیر گلوی علی اصغر برد...
به همان محاسنی که با خون علی اکبر خضاب بود کشید .
⚫️ آنچه محیرالعقول است این است که بر این شش ماهه نماز خواند.
چه نمازی؟! چه تکبیری؟! عقل مبهوت است.
⚫️ این چه داغی بود که از جانب خداوند برایش تسلیت آمد...
🎙 آیت الله العظمی وحید خراسانی
📆 ۱۵/شهريور/۱۳۹۸؛ درحاشیه مراسم روز ششم محرم
◼️ #کلام_فقیه #محرم #امام_حسین
☑️ @Fatemyeh_ValiAsr
⁉️ علی اکبر که بود؟
اشبه الناس خَلقاً،خُلقاً و منطقاً به رسول الله صلیاللهعلیهوآله!
رسول خدا را که شناخت؟!
چه کرده بود که شد شبیه ترین به عقل کل و کل العقل؟!
◼️ اجازهی میدان گرفت...
عالم دگرگون شد.
مخدرات دورش را گرفتند...
چه بر دل آنها گذشت؟
انچه عقل از درکش ناتوان است این است
سیدالشهداعلیهالسلام جلو آمد و فرمود:رهایش کنید
"فَإنَّهُ مَمسوسٌ فِی الله"
◼️ به میدان رفت
چه شد؟ قدرت بیان نیست!
فقط خواهرش گفت:
وقتی پدرم کنار آن بدن رسید
"فَرَأیتُهُ قَد أشرَفَ عَلَی الموت" دیدم مشرف به مرگ شده است...
🎙 آیت الله العظمی وحید خراسانی
📆 ۱۶/شهريور/۱۳۹۸؛ درحاشیه مراسم روز هفتم محرم
◼️ #کلام_فقیه #محرم #امام_حسین
☑️ @Fatemyeh_ValiAsr
هدایت شده از ظاهر و باطن
گریبان پاره آمد سوی میدان
کشیده روبرو گیسو پریشان
به سر می زد به سوی یار می رفت
به پای ناتوانش خار می رفت
ز فرط تشنگی از حال می رفت
خمیده تا لب گودال می رفت
نشست و خاک را بگرفت و بو کرد
به آن حلقوم گرمادیده رو کرد
به غیر از تو تب و تابی ندارم
لبانت را ببند آبی ندارم
صدای شیهه ی اسبی شنیدم
همه از خیمه گه بیرون دویدند
ولی سالار زینب را ندیدند
به محض دیدن کوپال مرکب
تمام صورتش را کند زینب
اگر کشتند چرا مویت کشیدند
چو گرگی پرده بر رویت کشیدند
بگو زینب به همراه یتیمان
چسان نیزه به پهلویت کشیدند
اگر کشتند چرا شادی نمودند
برای غارتت آماده بودند
چرا پیراهنت را می کشیدند
چرا عمامه ی سبزت ربودند
اگر کشتند چرا با هم دویدند
ربودند آن چرا در خیمه دیدند
ببین طفلان خود را دست بر سر
که معجر از سر آنها کشیدند
اگر کشتند چرا آماده هستند
به پای اسب نعل تازه بستند
اگر کشتند چرا در پیش زینب
حسین جان استخوانت را شکستند
اگر کشتند چرا آبت ندادند
کفن بر جسم صد چاکت نکردند
اگر کشتند چرا خاکت نکردند
کفن بر جسم صد چاکت نکردند
هدایت شده از ظاهر و باطن
دریا به دیده ی تر من گریه می کند
آتش ز سوز حنجر من گریه می کند
سنگی که میزنند به فرقم ز روی بام
بر زخم تازۀ سر من گریه می کند
از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک
زنجیر هم به پیکر من گریه می کند
ریزد سرشک دیده ی اکبر به نوک نی
اینجا به من برادر من گریه می کند
وقتی زدند خنده به اشکم زنان شام
دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند
رأس حسین بر همه سر می زند ولی
چون می رسد برابر من گریه می کند
ای اهل شام پای نکوبید بر زمین
کاینجا ستاده مادر من گریه می کند
تا روز حشر هر که به گُل می کند نگاه
بر لاله های پرپر من گریه می کند
زنهای شام هلهله و خنده می کنند
جایی که جدّ اطهر من گریه می کند
بگذار ظالمانه بخندند شامیان
«میثم» که هست ذاکر من گریه می کند