هدایت شده از رسانه امروز
دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته
قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته
دادی تمام ثروت خود را به راه دین
دین خدا شبیه تو یاور نداشته
وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه
یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته
⚫️ رسول خداصلوات الله علیه و آله:
🕋 دین محمد برافراشته نشد و دوام پیدا نکرد مگر با شمشیر علی و مال خدیجه(صلوات الله علیهم).
رحلت ام المؤمنین سلام الله علیها تسلیت باد.
در نماز كه أهمّ امور است بايد انسان در حضور قلب به خدا منقطع باشد و هيچ خاطرهاى و انديشهاى از ذهن عبور نكند، و اين فقط در صورتى امكان پذير است كه جملات و عبارات نماز كه طبعاً حاوى معانى خود مىباشند بدون اندك توجّه به خود آنها در ذهن بيايد و بر زبان جارى شود. در اينصورت نماز، نماز است. يعنى مخاطب خداست؛ حضور قلب با خداست. و گرنه حضور قلب با الفاظ و يا با معانى است؛ و خداوند علِىّ أعْلى مهجور گرديده، و فقط به نظر ضمنى كه در حقيقت نظر نيست به او ملاحظه شده است.
بارى، مرحوم حاج سيّد هاشم هم به مرحوم مطهّرى علاقمند شده بودند؛ و در سفر اخير حقير به شام كه حضرت آقا هم بدانجا براى زيارت مشرّف بودند، و اين سفر پس از شهادت آن مرحوم بود، براى اين ضايعه متأسّف بودند.
رَحِمَ اللهُ الْغابِرينَ، و ألحَقَ الباقينَ بِهِم إنْ شاءَ اللَهُ تَعالَى.
حضرت آقای سید هاشم حداد و آیةالله شهید مطهری
انتشار: سهشنبه ۲۱ ذیالقعده ۱۴۳۵- بروزرسانی: یکشنبه ۶ رمضان ۱۴۳۷
نویسنده: علامه آیةالله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
منبع: روح مجرد صفحه 159 164
آیت الله حاج شیخ مرتضی مطهری بعد از ملاقاتهایی که با مرحوم سید هاشم حداد داشتند بسيار مشعوف بودند، و میفرمودند: يكبار كه خدمتشان بودم از من پرسيدند: نماز را چگونه ميخوانى؟ عرض كردم: كاملًا توجّه به معانىِ كلمات و جملات آن دارم! فرمودند: پس كِى نماز ميخوانى؟! در نماز توجّهات به خدا باشد و بس! توجّه به معانى مكن!
فهرست
↓۱- ملاقات و خلوت مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی مطهری با حضرت آقا حاج سيّد هاشم حدّاد
↓۲- دستور العمل خواستن آیت الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى از حضرت حدّاد
↓۳- مسافرت مرحوم شهيد مطهّرى به كربلا و دو بار ملاقات با آقاى حدّاد
ملاقات و خلوت مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی مطهری با حضرت آقا حاج سيّد هاشم حدّاد
مرحوم مطهّرى با حقير [علامه طهرانی] سوابق دوستى و آشنائى ديرين داشت، و ذكر مبارك حضرت آقا[ی حداد] با وى كم و بيش- نه كاملًا- به ميان آمده بود. و اينك كه آقا از كربلا به طهران آمدهاند ايجاب مىنمود كه اين دوست ديرينه نيز از محضرشان متمتّع گردد. روى اين اصل، بنده جناب مطهّرى را خبر كردم و ايشان در بنده منزل احمديّه دولاب تشريف آوردند و در مجلس عمومى ملاقات انجام شد. و سؤالاتى نيز از ناحيه مرحوم مطهّرى شد كه ايشان پاسخ دادند. مرحوم مطهّرى شيفته ايشان شد، و كأنّه گمشده خود را اينجا يافت. و سپس مرتبه ديگر آمد و باز ساعتى در اين اطاق عمومى بيرونى با هم سخن و گفتگو داشتند.
آنگاه صديق ارجمند مرحوم مطهّرى به بنده گفت:
آيا ممكن است حضرت آقا به من يك ساعتى وقت بدهند تا در خلوت و تنها با ايشان ملاقات داشته باشم؟!
عرض كردم: اشكال ندارد. ايشان وقت ميدهند، و مكان خلوت هم داريم!
به حضرت آقا عرض كردم، فرمودند:
مانعى ندارد؛ بيايد و هر سؤالى كه دلش میخواهد بكند.
در بالاى بام منزل اطاق كوچكى براى اثاثيّه و لوازم بام معمولًا بنا مىكنند، حقير مكان خلوت را آن اطاق قرار داده و ساعتى را آقا معيّن فرمودند براى فردا كه بيايد و ملاقات خصوصى داشته باشيم.
در موعد مقرّر مرحوم شهيد مطهّرى آمدند، و ما با حضرت آقا آنها را به بام برديم و براى آنكه احياناً كسى به بام نرود حتّى از اطفال و افراد بى خبر از رفقا و دوستان، در وقت پائين آمدن درِ بام را از پشت قفل نمودم.
در اينجا مرحوم مطهّرى آنچه ميخواهد از ايشان مىپرسد. سؤالهاى انباشته و كهنه و جواب داده نشدهاى را كه چون ساعت به سر رسيد و آقا پائين آمدند و مرحوم مطهّرى پشت سرشان بود، من ديدم مطهّرى بقدرى شاد و شاداب است كه آثار مسرّت از و جناتش پيداست.
آنچه ميان ايشان و حضرت آقا به ميان رفته بود، من نه از حضرت آقا پرسيدم و نه از آقاى مطهّرى، و تا اين ساعت هم نميدانم. ولى مرحوم مطهّرى هنگام خروج آهسته به حقير گفتند:
اين سيّد حيات بخش است.
ناگفته نماند كه روزى مرحوم مطهّرى به حقير مىگفتند:
من و آقا سيّد محمّد حسينى بهشتى در قم در ورطه هلاكت بوديم، برخورد و دستگيرى علّامه طباطبائى ما را از اين ورطه نجات داد.
حالا اين كلام مرحوم مطهّرى درباره حضرت حاج سيّد هاشم كه: اين سيّد حيات بخش است، هنگامى است كه حضرت علّامه هم حيات دارند، و از آن وقت تا ارتحالشان كه در روز هجدهم محرّم الحرام ۱۴۰۲ هجريّه قمريّه واقع شد، شانزده سال فاصله است. تازه علّامه پس از مرحوم مطهّرى، لباس بدن را خَلْع و به جامه بقا مخلّع گشتند.
دستور العمل خواستن آیت الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى از حضرت حدّاد
مرحوم مطهّرى باز پس از مراجعت حضرت آقا از مشهد مقدّس كه شرحش خواهد آمد، ساعتى ديگر ملاقات خصوصى و خلوت خواستند كه آنهم به همين نحوه و كيفيّت برگزار شد. باز هم حقير از ردّ و بدلهاى آنان اطّلاعى ندارم، ولى همينقدر میدانم كه در اين جلسه مرحوم مطهّرى از حضرت ايشان دستور العمل خواسته بود و ايشان هم دستوراتى به او داده بودند.