@khazraeSoroush - Safar (320).mp3
زمان:
حجم:
4.8M
دلا امشب سفر دارم
چه سودایی به سر دارم . . .
خضرآء
آمدی در خواب من دیشب چه کاری داشتی ای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی
راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی؟!
نامم را خواندی
وَ شناختم تو را
وَ حالا . .
با دو جان
-یکی جانِ سابق و یکی این جانِ اضافه شده-
میشود برایِ 'تو' جان داد .
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
- حافظ
.
در این زمینِ تشنه، مُردن جورِ دیگر بود
ما گرچه خشکیدیم اما چشمِمان تر بود
آوارهها آوارهها را خوب میفهمند
ما مثل هم بودیم، غم با غم برابر بود
از آسمانْ دیگر نگاهی سمتِ پایین نیست
امشب دعا کردیم، اما بارِ آخر بود
ما در رژیمی بیتعادل رشد میکردیم
غم چاقتر میشد ولی لبخند لاغر بود
آوارگی: آزاد!
غم: آزاد!
مرگ: آزاد...
هر اتفاقی غیرِ خندیدن میسّر بود!
راهی به جز در چاه ماندن پیشِ پایم نیست
در روزگاری که برادر نابرادر بود
چون غدهای بدخیم کمکم بیشتر میشد
خشمی که بین شعرهای من شناور بود
گرگی که ما را بُرد، ما را کشت، ما را خورد
تا لحظهی آخر گمان کردیم مادر بود!
من آخرین برگم! ولی این باد بیرحم است
دنیا زمینِ جنگهای نابرابر بود
رویای ما در تورِ ماهیگیرها جا مانْد
ای رودِ من... بدرود شاید منطقیتر بود
ما چشمها را با اسید و اشک میشستیم
دیدیم... اما مرگ پایان کبوتر بود!
- حامد ابراهیمپور