هدایت شده از آیـٰات .
اشکالی نداره قربونت برم ؛ منم یه روزی میگم :
شنیدی آخرش صدامو ...
دلت سوخت دیدی گریههامو ...
امام رضا تو دادی کربلامو ...
هدایت شده از مَهدآ
سکوت بود؛ سکوتِ مدفون در استخوانهایِ تاریخ. حقیقت، چون فشاری که در ژرفایِ زمین میتراود، آرام اما ویرانگر، راه میگشود. دوربین، نه برای ثبت کردن، که برای تحملِ این وزن، گشوده بود. وزشی سرد کنار گوشم نجوا کرد: "قلم را در جانِ سکوت فرو کن. حقیقت، در استخوانهایِ تاریخ، فشرده است."
...
لایههایِ سکوت، حقیقت را خُرد میکردند. اما نه، این دوربین، این عصارهیِ فشردهیِ روایت، تسلیمِ این نیستی نمیشد.
دکمه شاتر را با تمامِ توان میفشارم. حقیقت، چون وزنی که از شکافِ وجود میریزد، رخ نمود.
لنز های دوربین مانند لبهایم به هم فشرده شدند و جای قلم در دستم محکمتر شده بود.
حالا آماده بودم برای ثبت روایتی که قرار بود پردهی پنجرهی جلوی دیدگان بی وجدانها کنار برود، تا شاید بعضی ها تکانی به خود بدهند و دنیا بیشتر از این جهنم نشود
#خبرنگار !
با ذوق باشید!
نمیدانید چه رنج عظیمیست که در کمال اشتیاق و ذوق، با یک آدم بی ذوق هممسیر شدن...
نمیدانید چه زجریست مدام برای هرچیزی عمیقا ذوق داشتن و با درهای بسته و ابروهای در همکشیده مواجه شدن!
لازم نیست همه چیز را از صافیِ منطق رد کنید!
یکجاهایی دیوانه باشید و بدون منطق... یکجاهایی فقط پایه باشید برای صرفاً خندیدن و دویدن و دنیا را از نگاه یک انسان بیخیال و سربه هوا دیدن...
یکجاهایی دل بدهید به دلِ آدمی که مثل یک کودک بدون سیاست و رها ذوق دارد و بااشتیاق رو کرده سمت شما و موافقت و همراهی شما را طلب میکند.
ذوق آدمها را کور نکنید!
آدمها ذوقشان که کور میشود، دلایل نفس کشیدنشان را گم میکنند.
آدمها ذوقشان که کور میشود، زنده میمانند، اما دیگر زندگی نمیکنند...
- نرگس صرافیان طوفان
هدایت شده از "پیامهایذخیرهشده"
حـُسیـن(ع) برای ما؛
همون دور برگردونیه که وقتی از همه عالم و آدم میبریم برمون میگردونه به زندگی:))