💫برادرم خیلی مهربان و تکیه گاهی برای همه بود، هر یک از اهالی محل مشکلی داشت به کمکش میرفت.
✨از بچگی آرزوی شهادت داشت، مادرم می گفت، نمی گذارم سربازی بروی ولی علی اصغر اعتقاد داشت باید برود و شهید شود.
💫 از بچگی اهل مداحی و قرائت قران بود، او مداحی می کرد و من او را با گریه و سینه زنی همراهی می کردم.
✨آخرین سری که باهم صحبت کردیم شش روز قبل شهادتش بود گفت سفره شهادت در حال جمع شدن است چرا دعا نمی کنی مگر من را دوست نداری دعا کن شهید شوم، گفتم هرچه خدا بخواهد...
✍روایتی از خواهر #شهید_علی_اصغر_الیاسی
❥•🦋• @shohadae_sho
#شهدایےشو :)🌙