🌷 #توسل_هفتگی
🏴 سوگواری شهادت حضرت زهرا(علیها سلام الله)🏴
◽️ شعرخوانی برادر روحانی
عبدالحمید ابراهیمینیا
◽️ نوای برادر کربلایی
محسن جوکار
🗓 دوشنبه ۲۸ آبان | ساعت ۱۹
خیابان حضرتی، کوچه ۱۷٫۱
حوزه علمیه بقیة الله(عج)
📌 موقعیت مکانی
💌 از عموم برادران دعوت به عمل میآید.
🚩 خیمه زینب کبری(س) 🚩
@Khey_me
🏴 مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا (س)
◽️ سخنران: حجة الاسلام و المسلمین سیدمحمد ذاکری
◽️با مداحی احمدرضا آذرنیا و علی ترابی
◽️ با اجرای نمایش «در پناهِ در»
🗓 زمان: چهارشنبه ۱۴ آذر | همزمان با نماز مغرب و عشاء
📌 مکان: سهراه دارالرحمه ، مدرسه نمونه دولتی اندیشه ۲ (جنب دانشگاه شهید باهنر)
@khey_me
🌷 #توسل_هفتگی
🏴 سوگواری وفات حضرت امالبنین(علیها سلام الله)🏴
◽️ به کلام برادر روحانی
عبدالحمید ابراهیمینیا
◽️ نفس برادر کربلایی
محسن جوکار
🗓 دوشنبه ۲۶ آذر | ساعت ۱۹
خیابان حضرتی، کوچه ۱۷٫۱
حوزه علمیه بقیة الله(عج)
📌 موقعیت مکانی
💌 از عموم برادران دعوت به عمل میآید.
🚩 خیمه زینب کبری(س) 🚩
@Khey_me
🎊جشن میلاد حضرت فاطمه زهراء سلاماللهعلیها
🎭 با حضور بازیگران و عوامل نمایش «در پناه در»
◽️ به کلام استاد بزرگوار
حجتالاسلام ابراهیمینیا
◽️ نفس کربلایی
مهدی صابر
🗓 دوشنبه ۳ دی ماه | ساعت ۱۹
خیابان حضرتی، کوچه ۱۷٫۱
حوزه علمیه بقیة الله(عج)
📌 موقعیت مکانی
🔆 خیمه زینب کبری(س) 🔆
@Khey_me
خیمه 🇮🇷
💠 سخن آغاز میشود و قلم، گوش جان شما جانان را از دور خریدار. در این روزهای روزهگون رمضانی، یادداشت
⏰ تنها اندکی دیگر تا آوردگاه قلم باقی است...
آن اندک که برای مشتاقان طولانی و مشقت بار است و برای غیر، تندباد زمان. و شما را به اشتیاق و عشق شناختهایم.
پ.ن: خلاصهاش اینه که طول میکشه. صبر کنید.
@Khey_me
خیمه 🇮🇷
دو روز گذشت و این نهال هنوز منتظر است تو به آن آب بدهی... @Khey_me
- دفتر خاطرات یک نهال🌳
برای بیل زدن، در آوردن عبا کافی بود؛ برخلاف همه، خوب بلد بود چه کار کند! کجا را انتخاب کند، چقدر حفر کند و بکند، چطور ریشه را بنشاند، چقدر خاک بریزد و چقدر و چطور، آب را. خوب جایی را انتخاب کرده بود. به اندازه، حفر کرد. ریشهام را توی خاک نشاند و با دستهای پرمهرش، آب حیات را به ریشهام سرازیر کرد.
آهای ایران! با تو هستم! تو هم میدانی؟! معلوم است! معلوم است بهتر از من میدانی چقدر خوب بلد بود کجا را انتخاب کند! نقطه زن بود! میدانست مشکلت از کجاست. همان را برطرف میکرد. اصلا کافی بود بفهمد جایی، اتفاقی افتاده؛ کیلومترها راه را توی گرما و سرما و باد و باران و جنگل و کوه و بیابان میدوید تا به تو برسد! همه چیز را به خوبی میفهمید.
تو بهتر از من میدانی... من تنها سه دقیقه با او بودم... تو نزدیک به سه سال او را دیدی. سالها و ماهها و روزها و ساعتها بیشتر از من دستانش را، پاهای زخمی و ترک خوردهاش را، کمبود خواب و لبادهی خاکیاش را دیدهای!
او اگر به پای من آب ریخت، به تو زندگی بخشید؛ به اندازهی تمام سالهایی که خفته بودی. خفته بودی و نمیدانستی پیشرفت یعنی چه! نمیدانستی آب و برق یعنی چه. نمیدانستی کاهش نرخ بیکاری و بزرگترین آبشیرینکن فراساحلی و عضویت دائم شانگهای و آن همه پروژه نیمه تمام و کارخانه متروکه و و کاهش نرخ رشد نقدینگی یعنی چه! تو قبل از او، از واکسن کرونا و به صفر رساندن آمار قربانیهای کوید نوزده، چه میدانستی؟!
آه! هنوز یادم مانده است؛ همه چیز را. بیشتر از دوربین فیلمبرداری، بیشتر از کسانی که کنارش ایستاده بودند، بیشتر از خودش؛ حتی!
همین هم غنیمت است؛ بیشتر از این، از او نمیشود انتظار داشت.
کسی که یک روز در بلوچستان بود، یک روز در کرمان و اصفهان و یک روز در آذربایجان برای افتتاح سد و آخِر کار میان درختهای ارتفاعات ورزقان، مگر میتوانست من را به خاطر بسپارد؟!
ایران... همیشه یادت بماند! او برای تو فردایی سبزتر میخواست!
🖋 #مهدینار
@Khey_me