🔻تاملی در نوع موضع گیری رهبر انقلاب پیرامون ناآرامی های اخیر
چند هفته قبل که تازه ناآرامی ها داشت اوج می گرفت، نوشتم که «برای کسانی که فتنه 88 را از نزدیک دیدند، اتفاقات چند روز گذشته شوخی است.»
و حالا که زمان بیشتری می گذرد، قرائن بیشتری برای آن ادعا دارم. از جمله مقایسه روند موضع گیری های کمرنگ رهبر معظم انقلاب نسبت به ناآرامی های اخیر در مقایسه با موضع گیری های پررنگ ایشان در فتنه سال 88.
فتنه سال 88 که از خرداد ماه آغاز و تا دی ماه (مجموعا 8 ماه) ادامه داشت فتنه سنگین، فراگیر و پیچیده ای بود. به قدری که از همان فردای انتخابات تا 8 ماه بعد از آن رهبر معظم انقلاب بارها و بارها درباره آن صحبت کردند. تقریبا در هر دیداری و به هر مناسبتی ایشان چند دقیقه ای را به صحبت درباره اتفاقات آن سال و حواشی بعد از انتخابات اختصاص می دادند و از ابعاد مختلف آن فتنه صحبت می کردند به طوری که بعدا مجموعه بیانات ایشان فقط در سال 88 درباره فتنه تبدیل به یک کتاب جداگانه شد.
اما درباره ناآرامی های اخیر تا به امروز ایشان چگونه موضع گیری کردند؟
اولین سخنرانی ایشان بعد از شروع ناآرامی ها در 30 شهریور 1401 در دیدار با پیشکسوتان دفاع مقدس بود. جایی که خیلی ها انتظار داشتند رهبر انقلاب مفصل یا حداقل به صورت جزیی اشاره ای به آشوبها داشته باشند اما ایشان حتی یک کلمه در این باره صحبت نکردند. چرا؟ چون هرچقدر صدای این اتفاقات در رسانه های خارجی و ماهواره ای بلند بود در بین توده های مردم ضریب کمتری داشت.
تقریبا دو هفته بعد نیز (11 مهر 1401 ) در مراسم مشترک دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری، رهبر انقلاب به سخنرانی پرداختند و تنها در بخشهایی از سخنانشان به این غائله اشاره کرده و ضمن اشاره به نقشه های خارجی برای ایجاد ناامنی در کشور تاکید کردند که مواضع «برخی چهرههای ورزشی و هنری هیچ اهمّیّت ندارد؛ روی این نباید حسّاسیّت به خرج داد.»
امروز هم که ایشان با اعضای دوره جدید مجمع تشخیص دیدار کردند، ضمن بیان نکاتی درباره جایگاه و وظایف مجمع تشخیص جمله ای مهم را خطاب به مسئولان یادآورد شدند: «مراقب باشید این مسائل حواس شما را پرت نکند و از کارهای اصلی و اساسی باز نمانید.»
آنالیز سخنان رهبر انقلاب درباره ناآرامی های اخیر در سه دیدار اخیرشان نشان میدهد که در مجموع نوع موضع گیری و جملاتی که ایشان درباره این اتفاقات بیان کرده اند، کاملا متفاوت با فضای سال 88 است. تفاوت اصلی نیز در اینجاست که در اتفاقات سال 88 بخش زیادی از مردم دچار شبهه شده بودند و به همین خاطر حداقل در روزهای اول پس از برگزاری انتخابات، یک جریان قابل توجه هم در خیابان حضور داشت اما در جریان اغتشاشات اخیر هرچقدر جنگ رسانه ای جهانی قوی و محکمی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد اما جریان اجتماعی قابل توجهی با افراد حاضر در کف خیابان همراهی نمی کند و به جز هسته های آشوب چند ده نفره پراکنده، اثری از همراهی مردم با آنها وجود ندارد.
این شاید مهمترین تفاوت آشوبهای اخیر با حوادث سال 88 است که هم مشاهدات عینی و خیابانی آن را تایید می کند و هم نوع موضع گیری رهبر انقلاب درباره آن.
رهبر انقلاب درباره آشوب های سال 88 همان ابتدا از لفظ «فتنه» استفاده کردند چون حق و باطل به شدت به هم ممزوج بود و افراد زیادی از توده های مردم دچار سوال بودند اما در ناآرامی های اخیر ایشان از لفظ «اغتشاش» استفاده کردند چرا که از همان ابتدا مرز بین حق و باطل مشخص بود و به همین خاطر هیچ بخش قابل توجهی از مردم دچار شبهه نبودند. به همین خاطر با گذشت 20 روز از شروع ناآرامی ها علیرغم اینکه مردم از موضوعات مختلف اقتصادی و معیشتی گلایه دارند اما روی خوشی به این مدل تجمعات نشان نمی دهند زیرا می دانند شورش های بی سر و بی هدف، نه تنها امکان بهتر کردن اوضاع را ندارد بلکه سرنوشت قطعی آن از بین بردن محسنات فعلی است.
#امیرحسین_ثابتی
لعنت بر «حسرت تان برای یک زندگی معمولی» که باعث شدید تا امروز زندگی ده ها نفر به پایان برسد.
لعنت بر «بوسیدن به وقت ترسیدن» تان که باعث شدید تا امروز ده ها کودک جنازه پدرشان را ببوسند.
لعنت بر شعار زن، زندگی، آزادی تان که پشت آن جز مرگ انسان ها و ویرانی یک کشور هیچ چیز دیگری نیست...
#امیرحسین_ثابتی
*
چرا فضای برخی دانشگاه ها شبیه چاله میدان شده؟
برای همه کسانی که در سالهای گذشته عرصه سیاسی ایران را رصد کرده اند، اتفاقات این روزها از یک جهت عجیب است و آن هم «خشونت کلامی» و «فحش های رکیک» کسانی است که به اسم دانشجو، در برخی دانشگاه های مختلف دست به آشوب زده اند. برای فهم این مساله حتما دلایل مختلفی وجود دارد که باید به همه آنها توجه کرد، از جمله گسترش موسیقی های زیرزمینی و فضای بی بند و بار شبکه های اجتماعی در سالهای اخیر؛ اما به نظر می رسد برای تحلیل درست تر این امر در دانشگاه ها باید دلیل مهم دیگری را هم جستجو کرد.
یکی از این دلایل «گسترش بی ضابطه دانشگاه های مختلف» در چند دهه اخیر بوده. در سالهای اول انقلاب به علت کم بودن دانشگاه ها ورود به دانشگاه بسیار سخت تر از امروز بود و به همین خاطر عمده کسانی که وارد دانشگاه ها می شدند باید مسیر سختی را می گذراندند اما به تدریج با تاسیس انواع دانشگاه ها، این روند برعکس شد و ورود به دانشگاه به جایی رسید که اگر امروز در سال 1401 شما برای بسیاری از رشته ها فقط در کنکور فقط شرکت کنید و برگه امتحان خود را «سفید» تحویل دهید، در یکی از دانشگاه های کشور پذیرفته می شوید! پس با این روند بسیاری از کسانی که وارد دانشگاه ها می شوند نه تنها نخبگی خاصی ندارند بلکه بدون هیچ رقابت خاصی و صرفا به خاطر زیاد بودن صندلی های مراکز آموزش عالی توانسته اند وارد دانشگاه شوند. در چنین شرایطی، شنیدن حرفهای چاله میدانی در برخی دانشگاه ها نیز مساله عجیبی نیست زیرا اساسا مسیر «ورود نخبگان» به دانشگاه به مسیر ورود «هرکس» به دانشگاه تبدیل شده است.
البته ممکن است برخی بگویند پس چرا در برخی از دانشگاه های اصلی و درجه یک کشور مثل شریف و خواجه نصیر و بهشتی نیز همان فضای لمپنیسم دیده می شود؟ مگر غیر از این است که کسانی که وارد این دانشگاه ها می شوند در کنکور جزو رتبه های برتر بوده اند و دلیل قبولی شان در دانشگاه صرفا به خاطر زیاد بودن صندلی دانشگاه ها نبوده است؟
پاسخ روشن است؛ در چند دهه گذشته «صنعت کنکور» باعث گسترش و ترویج انواع و اقسام کلاس های خصوصی با هزینه های بسیار گزاف و لاکچری شده که عمده مشتریان آن نیز «طبقات مرفه» هستند. کسانی که صرفا به خاطر داشتن پول زیاد، می توانند از این امکانات استفاده کنند و به پشتوانه همین کلاسها و موسسات مختلف، به نوعی دوپینگ کرده و در کنکور نیز از بسیاری دیگر از اقشار جامعه جلو بزنند. لذا طبیعی است که در میان این قشر نیز بخش قابل توجهی از دانشجویان نه صرفا به خاطر فرهیختگی و نخبگی شان بلکه به پشتوانه پول و سرمایه پدران شان وارد دانشگاه ها می شوند و به همین خاطر باز هم بسیاری از آنها قبل از نخبگی یا استعداد خود، به خاطر رانت موسسات آموزشی و کلاسهای خصوصی در کنکور از دیگران سبقت می گیرند و به همین خاطر وقتی وارد دانشگاه می شوند در بزنگاه ها، نشان می دهند که فاقد حداقل آداب اجتماعی و شعور زیستن در یک محیط نخبگانی هستند.
در واقع وقتی از چند دهه قبل تعداد دانشگاه ها به صورت افراط گونه افزایش یافت تا جایی که «هرکسی» بدون حداقل رقابت بتواند وارد دانشگاه شود و از طرف دیگر صنعت مافیایی کنکور به گسترش موسسات خصوصی با هزینه های بسیار گزاف دامن زد تا جایی که مشتری آنها تنها بخش مرفه جامعه باشند، «توازن در ورودی دانشگاه ها» به هم ریخت، اتفاقی که در شرایط فعلی خود را به خوبی نشان میدهد که برخی از ورودی های دانشگاه ها همانند برخی الواط و اوباش در خیابان هر آنچه می خواهند می گویند و هر آنچه می خواهند انجام می دهند.
✍ #امیرحسین_ثابتی
*
2.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥آدم باید خیلی ساده و از مرحله پرت باشد که فکر کند این جماعتی که امروز می گویند از باخت «جمهوری اسلامی» مقابل انگلیس خوشحال هستیم، دلشان برای ایران و کشورشان می سوزد! چرا این حرف را می زنم؟ این سخنان صادق زیباکلام را به عنوان سخنگوی بخش مهمی از روشنفکران ایرانی ببینید.
خیلی رک و پوست کنده می گوید از باخت «ایران» در همه عرصه های بین المللی در برابر خارجی ها خوشحال می شود و کیف می کند. نمی گوید جمهوری اسلامی! می گوید ایران. دلیل هم می آورد! می گوید چون ما ایرانی ها نژاد پرست هستیم و...
این جماعت امروز فقط نقاب به چهره زده اند و می گویند خوب شد که تیم «جمهوری اسلامی» به انگلیس باخت، وگرنه ته دلشان از شکست ایران خوشحالند. چرا؟ چون با قدرت گرفتن ایران مشکل دارند. فرقی هم نمی کند آن قدرت در موشکی باشد یا هسته ای یا فوتبال. هرچه که توان ملی و اعتماد به نفس مردم این کشور را زیاد کند با آن مشکل دارند، حالا یک نفرشان مثل زیباکلام صریح این را می گوید اما خیلی هایشان هنوز نقاب زده اند و می گویند مشکل ما جمهوری اسلامی است نه ایران! اما حرف همه شان یکی است و نتیجه کارشان هم همینطور.
اینها چون خودشان «توسری خور» خارجی ها هستند می خواهند کل ایران هم توسری خور باشد تا ضعف خودشان دیده نشود. اینها ادامه نسل «ایرانی لولهنگ هم نمی تواند بسازد» هستند و ما ادامه نسل ابن سینا. این دعوا برای امروز نیست، ریشه آن به درازای تاریخ است که امروز دارد خودش را در فوتبال هم نشان می دهد...
#امیرحسین_ثابتی