منِ بی تو را ؛
باران گرفته است ...
علیرضا عابدی که این عکس متفاوت را از یک مادر شهید ثبت کرده، درباره آن نوشته:
« مادر شهید مفقودالاثر مجید امیدی ،
هر وقت بارون میاومد میرفت زیر بارون
میایستاد و چشمای اَبریش بارونی میشد.
وقتی ازش می پرسیدن آخه مادرِ من چرا
وایستادی زیر بارون؟ آروم زیر لب زمزمه
می کرد، گلی گم کردهام می بویم او را ...
آخه الان بدن مجید من زیر بارونه ....
بدن مجید من معلوم نیست کجاست ...
میخوام بگم مادرم، عزیزم، من به یادتم...»
#شهید_مجید_امیدی
#یاد_شهدا_باصلوات
💔غروب ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ اینگونه بود..!
یه سری از بچهها جاموند پیکرشون
یه سری هم اینجوری برگشتند ....
#غواصان
#عملیات_کربلای4
#یاد_شهدا_باصلوات
سلام ما بر این پارہهای تن ملّت
که مونسی جز نسیم صحرا
و همدمی جز مادرشان
حضرت زهـۜرا ندارند ...
#تفحص
#شهدای_گمنام
#پنجشنبه_های_دلتنگی
#یاد_شهدا_باصلوات
هنوز باورم این بود تو باز میگردی
برای باورم امّا پلاک آوردهاند ..!
فررودین ۱۳۸۲ ؛ شلمچه
مادر شهیدی سالها پس از جنگ
به محل شهادت پسرش آمده است
#شب_های_دلتنگی
#یاد_شهدا_باصلوات
بر مزار لالهها تنها ماندهام
قافله رفته ست و من جاماندهام
عکاس: کاوه گلستان
#پنجشنبه_های_دلتنگی
#یاد_شهدا_باصلوات