🔻می گفت:
🟢🍃تو کربلا داشتم میرفتم
🔺گشنم شد رفتم یه غذا از ی موکب گرفتم نشستم لب جدول و داشتم غذا میخوردم
🌷🍃یه آقایی اومد کنارم ایستاد..
🔺قد دو متر عرض شونه نود. دشداشه چرک تنش بود
⚪️🍃ی ذره رفتم اون طرف
🔺باز دیدم اومد کنارم ایستاد
🌷🍃غذامو خوردم رفتم به...
🟢🍃صاحب موکب گفتم غذا خوب داری میدی پذیرایی به این شیکی تر و تمیز...
⁉️این آقا اینجوری.؟
⚪️🍃دست گذاشت رو شونم گفت کاریش نداشته باش ...
🔺این از یه روستا اومده هیچی نداره
⚫️🍃نذر کرده سایه بشه
🔺سایه بشه زائر ها بشینن تو سایه اش غذا بخورن
🟢🍃ای سوخته ترین بدن زیر آفتاب ...
یا اباعبدالله 💔
#مغناطیس_حسینی
#حب_الحسین_یجمعنا
https://eitaa.com/khoban72
18.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 داستان شنیدنی پیادهروی اربعین آیتالله قوچانی...
🍃🌷استاد عالی
📎#اربعین_مقاومت
📎#ایران_غزّه_کربلا
📎#حب_الحسین_یجمعنا
📎#اربعین_تمدّنی