🌹🍃امیدوارم تو هم مرا یاری کنی
🌸🍃امیدوارم هر روز آسمانےتر شوی🕊...
🌷🍃آخرین دست نوشته "پاسدار شهیدعباس دانشگر
🌸🍃به همسرش در روز اعزام
#شهید_عباس_دانشگر
#عشق_آسمونی
https://eitaa.com/khoban72
🌹🍃در مدتی که در حلب بود، زبان عربی را دست و پا شکسته یاد گرفته بود، اگر نمیتوانست کلمهای را بیان کند با حرکات دست و صورتش به طرف مقابل میفهماند که چه میخواهد بگوید، یکروز به تعدادی از رزمندههای نبل و الزهراء درس میداد، وسط درس دادن ناگهان همه دراز کشیدند! به عربی پرسید: چتون شده؟! گفتند:
🔺شما گفتید دراز بکشید!
🌷🍃به جای این که بگوید ساکت باشید، کلمهای به کار برده بود که معنیاش میشد دراز بکشید، به روی خودش نیاورد، گفت: میخواستم ببینم بیدارید یا نه! بعد از کلاس که این موضوع را برای دوستانش تعریف کرد، آنقدر خندید و خندیدند که
🔺اشک از چشمانشان جاری شد.
🌷#شهید_عباس_دانشگر🌷
🥀راوی: همرزم شهید
https://eitaa.com/khoban72
🥀🤍مرضی بالاتر از این چرا درمانی برایش جستجو نمیکنیم، روحمان از بین رفته سرگرم بازیچه دنیاییم. الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ما هستیم، مردهام تو مرا دوباره حیات ببخش، خوابم تو بیدارم کن. خدایا! به حرمت پای خسته رقیه (س) به حرمت نگاه خسته زینب (س) به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر (عج) به ما حرکت بده.
🔘#شهید_عباس_دانشگر
🕊🌹عباس من برای مردن حیف بود. او باید شهید می شد. این اواخر فوق العاده شده بود، نماز خواندنش را خیلی دوست داشتم، خیلی زیبا نماز می خواند. با نگاه کردن به او هنگام نماز آرامش می گرفتم.
🔺یقین داشتیم عباس شهید می شود.
🕊🌷وقتی پسرم رفت از خدا خواستم اگر عاقبت به خیری بچه ام در شهادت است، شهید و اگر در ماندن و خدمت کردن است بماند. عباسم از من خواسته بود برای شهادتش دعا کنم. هنگام دفن کردن پیکرش، به او گفتم:
🔺«شیرم حلالت مادر! ازت راضیم. سربلندم کردی»
🌸🍃به روایت مادر شهید عباس دانشگر
🔘#شهید_عباس_دانشگر