eitaa logo
|خُذنےْمَعكٰ|
1هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
4.5هزار ویدیو
119 فایل
﷽🌱 خُذنےْمَعكٰ یعنی... |دست مرا بگیر و مرا با خودت ببر یا صاحبُنا| . #صاحبنا، . . کپی با ذکر #صلوات حلال ( بجز رمان راضی نیستم) «وقف امام زمان عج»📍 خادم خاکِ پای آقا: @khadeem12w خادم تبادل : @terribler
مشاهده در ایتا
دانلود
سین به یاد سه ساله دختر امام حسین وغذا رو با اشک میخوردیم چه روزهائی بود نمیتونم براتون توصیف کنم وشما ها هم نمیتونید تصورشو کنید خاطرات اون روزها والهامات ورویاها ومکاشفاتی میدیدم بماند نمیتونم بیش از این موضوع رو باز کنم گذشت تا به جائی رسیدم که با خدای خودم عشق بازی میکردم دیگه از هیچ چیز ترسی نداشتم نه مشکل وترس کم بود پول آزارم میداد نه معیشت نه هیچ چیز دیگه یعنی هیچ چیز هیچ چیز برایم بجز رضایت حق مهم نبود وفقط به او به پروردگار فکر میکردم میگشتم ببینم چگونه میتونم برا خدا کاری کنم دیوانه وار به دنبال کسانی بودم که مشکل داشته باشند تا من بتونم برای رضای رخدا مشکلشونو حل کنم تا خدا خوشنود بشه وای وای چه لذتی در این کار بود کار خیری کنی که هیچکس جز خدا ازش خبردارنشه دیگه ساعات هم برام مهم نبود هرچه بود فقط وفقط فکر رضای خدا تو سرم بود آخ که چه دورانی بوداون روزها نماز برایم خیلی اهمیت داشت بانماز عشق میکردم وقتی میگم عشق افراد عادی معنی عشقو نمیفهمند وواگر دوکتاب هم براشون متن بزنم مفهوم درستی ازش نمیتوانند داشته باشند هر لحظه که از نماز فارق میشدم دل تنگ اذان بعدی بودم مدام از اتاق به حیاط میآمدم وبه خورشید نگاه میکردم که کجای اسمان قرار دارد دلتنگی میکردم درون حیاط با وضو قدم میزدم وبه مکان غروب آفتاب خیره میشدم تا هنگام نماز واذان بشه دل تو دلم نبود اشک صورتم رو خیس میکرد ومنتظر بودم ضربان قلب میرفت بالا وصداشو میشنیدم واون انتظار بی نهایت بی نهایت بی نهایت دوست داشتنی بود همین که ندای اذان سر داده میشد با دیدگان اشکبار در حیاط منزل با صدای بلند اذان سر میدادم شمرده وشمرده اذان میگفتم عجله ای در کار نبود که هیچ دلم میخواست اون لحظات کش میومد تا بیشتر مفهوم کلمات رو درک کنم با این حال به نماز میایستادم فقط عشق بود فقط عشق از درون ذوب میشدم یه ذوب شدن بسیار بسیار شیرین ودلچسب تا نماز تموم بشه اون روزها بود که این مطلب رو درک کردم که چگونه تیر از پای مولادر آوردن واون نفهمید به عینه قطره ای از اون اسرار اقیانوس عشق امام علی با خدارو چشیده بودم واین مطلب میتونه برای هرکس که بخواد ومردانه با نفسش بجنگه اتفاق بیفته ومنحصر به بنده نیست بگذریم . متن داره بیش از حد طولانی میشه وشاید خاننده رو دلزده کنه دوخاطره از اون روزها براتون بگم که وقتی کارات خالصانه بشه خدا چگونه هوای رفیقشو دارهاین دوخاطره مال اون روزهای خوبه منو عشقمه روزی مادرم منو با صدای بلند صدا میزد ومن هراسان اومدم گفتم چی شده اون دست منو گرفت گفت بیا ببین مورچه زندگیمونو نابود کرده خانمم هم میگفت راست میگه بیا ببین چه خبره وقتی اومدم دیدم لشگری از مورچه به طول شش الی هفت متر از حیاط دارن وارد راهرو واتاق میشن وفاصله بین راهرو تا اتاق فقط چهار متر بود که موکت پهن بود واززیر موکت وارد اتاق میشدن واقعا از دیدن اون همه مورچه تعجب کردم مادرم رفت نفت بیاره واسپری کنه که مورچه هارو بکشه من ازش خواهش کردم گفتم صبرکن من میگمشون برن مادرم مسخرم میکرد من ایشون رو راهنمائیش کردم به اتاق خودشون گفتم شما تشریف ببرید من خودم درستش میکنم ایشان رو به اتاقشون هدایت کردم خانمم گفت میخوای چکار کنی گفتم هیچی .کمی صبر کن جلو خانمم به مورچه هابا لحن بسیار مهربانه ومعدبانه گفتم آقا مورچه ها خانم مورچه ها خودتون دیدید که مادرم چی گفت میخواد شمارو به نفت بکشه ازتون خواهش میکنم تا 5 دقیقه دیگه از اینجا برید. خاننده محترم به خود خدا قسم کمتر ا ز5 دقیقه دیگه اومدم در حدی که یه وضو بگیرم دیدم فقط 7 الی 8 عدد دیگشونو دیدم صدای خانمم زدم گفتم بیا اومد گفتمش کو مورچه ها خانمم واقعا هنگ کرده بود اون گفت کجارفتن به این زودی وای ببین حرفتو فهمیدن به این سریعی کجا رفتن آخه خودمم تعجب کردم از اینکه اون مورچه ها کاملا حرفمو فهمیده بودند ورفته بودند اونهم این همه مورچه که اگر دروغ نگفته باشم بالای سه چهار هزار مورچه بود که تواین لحظه کوتاه همگی رفته بودند ودیگه هیچ وقت ما اون همه مورچه دیگه تو خونمون ندیدیم حال نتیجه چرا این خاطره رو گفتم .جواب اون دوران که در حال تذکیه نفس بودم از ته قلب دلم نمیخواست به هیچکس کوچکترین ظلمی بکنم وقلبم آنقدر رقیق شده بود که حتی برای دشمن سرم هم خوبی میخواستم وهمه توجه هاتم فقط رضای خدا بود واین ارتباط دو طرفه بود خدا هم میل داشت که منم راضی بشم . قلبم مال ازمال عشق ومحبت شده بود . حال خاطره دوم یک شب تابستانی برای خاندن نماز شب به حیاط خونه رفته بودم ودوطرفم دوتا درخت بود ومن بین این دو درخت پتوئی پهن کرده بودم ونماز میخوندم واز شب مهتابی هم خیلی خوشم میومد یک شب در نماز خاندن از ذهنم گذشت وای چقدر هوا گرمه کاشک از قبل سیم رابط اورده بودم وپنکه رو روی خودم روشن کرده بودم هنوز این فکر از سرم نرفته بود که به یکباره دیدم باد خنکی به وزیدن گرفت وخوب که توجه
کردم دیدم برگهای درختان که در فاصله کمترازنیم متری من هستند کوچکترین جنبشی ندارن وفقط اون نسیم داره به من میخوره .واین چیزهائی بود که میتونستم برای خاننده این سرگذشت بیان کنم حال ای برادر عزیز وشما خواهر گرامی از شما تقاظا دارم ساعتی بنشینید وبه خودتون فکر کنید به خدا وبه آخرت وبه این که برای چه به دنیا آمدیم وهدف چیست وخدا چی از ما میخواهد شیطان برای لحظه به لحظه غفلت شما برنامه ریزی کرده وما از اون برنامه ریزیها بی اطلاعیم به مرگ بیشتر فکر کنید بلاخره همه ماها روزی طعم تلخ مرگ رو خواهیم چشید دیر یازود همه ماها خواهیم رفت چشم برهمبزاریم میبینیم کودک بودیم نوجوان شدیمنوجوان بودیم بزرگ شدیم وبلاخره اگر هیچ حادثه ای به سراغمان نیاد پیر وفرتوت شده ایم وباید پاسخگوی اعمالمان باشیم اما اگر با خدا دوست ورفیق شویم دیگه هیچ چیز ترسناکی نه در این دنیا نه در ان دنیا گریبانمانم را نخواهد گرفت چون یه پارتی بزرگ وقدرتمند پشتمونه به امید ان روزی که جهان در صلح وصفا باشد وبرای خدابنده خوبی باشیم من الله توفیق شیراز ج-ظ 24/04/1400 پنج شنبه
ماجرای سال ها پیش هست
یاعلی
سوالی بود در ناشناسی بفر مایید🙏🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته سنگینى داغت دل ما را شکسته 🖤
ان شاءالله فردا یک برنامه عالی داریم🙈🌸شب بخیر
❀‌بنت‌الحسین❀‌: 😴یاد آوری اعمال قبل از خواب😴 حضرت رسول اکرم فرمودند هر شب پیش از خواب : 1. قرآن را ختم کنید (=٣ بار سوره توحید) 2. پیامبران را شفیع خود گردانید (=۱ بار: اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم، اللهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین) 3. مومنین را از خود راضی کنید (=۱بار: اللهم اغفر للمومنین و المومنات) 4. یک حج و یک عمره به جا آورید ( ۱ بار: سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر) 5. اقامه هزار ركعت نماز (=٣ بار: «یَفْعَلُ اللهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ یَحْكُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ» ) آیا حیف نیست هرشب به این سادگی از چنین خیر پربرکتی محروم شویم ؟
°•|🌿💛 حضرت‌ رسول‌ اکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلم): اگر مردم فضیلت نمازشب را می‌دانستند، اگر برای خواندن آن بیدار نمی‌شدند، از غصه گریه‌های طولانی می‌کردند. ________ کانال خٌذْنیِ مَعَكْ🕊 @khodaaa112