¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
ای جهان کام تو شیرین ز عسل خواهد شد،
مجتبی بعد علی شیر جمل خواهد شد.. (=
حضرت آقا؛
ما سینه زدیم بی صدا باریدند،
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند،
ما مدعیان صف اول بودیم،
از آخر مجلس شهدا را چیدند..
¯خُمْخانهْ؛ ☫
حضرت آقا؛ ما سینه زدیم بی صدا باریدند، از هرچه که دم زدیم آنها دیدند، ما مدعیان صف اول بودیم، از آخر
پاسخ شاعر به شعر حضرت آقا؛
از اشک شما ارض و سما باریدند،
بر آه شما انس و ملک نالیدن،
گفتند همه “فدای اشکت آقا”،
تصویر شما را شهدا بوسیدند،
در مجلس خوبان شهدا هم بودند،
اما همگان گرد شما چرخیدند،
از اول و از آخر مجلس، شهدا،
آقای جهان سید علی را چیدن.. :)
- امشب باید آقا شب شعر میگرفتن تو بیت به رسم هر سال؛
بستهست بیتو دفترِ شبهای شعرِ بیت،
بدرود بیتِ آخرِ شبهای شعرِ بیت...
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
شب میلاد سبط الکبر نبی، امام حسن مجتبی است.. :)
هر سال این روز ها یه درگیری قشنگ و خاصی داشتیم برا افطار شب میلاد حضرت..
اما امسال با کوهی از غم، مشغله مون چیز دیگه ایه..
با توکل به نام نامی اعظم حسن (ع)، خدا رو قسم میدم به مظلومیت امام دوم، ما را و انقلاب مارا لحظه ای و کمتر از لحظه ای به خودمان واگذار نکن..
- دنیا در حال لذت بردن از واقعی ترین سریال اکشن دنیا، با هنر نمایی جمهوری اسلامی ایران.. 💁🏻
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
- تعدادشان زیاد است و قدهایشان، فوقش به یک متر برسد. قبرها را کوچکتر حفر کنید.
- بستر خاک را خوب نرم کنید. صورتشان برگ گل است.
- این دو نفر میخواهند کنار هم باشند. دوست صمیمی هستند.
- روی مزارشان بنویسید: به کدامین گناه؟
- اینیکی شبها تنها نمیخوابد. میترسد. کنارش بمانید.
- آنیکی عادت دارد وقتی میترسد دستان مادرش را بگیرد. مادرش کو؟
- آهستهتر! هیاهو نکنید! بچهها میترسند.
- آرام بخواب گلم، ما اینجاییم. کنارت میمانیم.
- این بچه اضطرابجدایی دارد، مادرش را صدا کنید.
- اینها روزهاولی هستند. فکر افطارشان باشید.
- بشمارید کسی گم نشده باشد. دفتر حضوروغیاب کجاست؟
- کیف این بچه را ندیدید؟ همان کیف صورتی. خیلی دوستش دارد.
- خدایا این بچهها چرا اینقدر آرامند؟ چرا جیغ نمیکشند؟ چرا نمیخندند؟ دخترها زنگ تفریح است!
- بنویسید! درس امروز: دخترِ ایران ...
- فردا اردو داریم؛ ۸ صبح، گلزار شهدا ...