eitaa logo
¯خُمْخانهْ؛ ☫
50 دنبال‌کننده
438 عکس
105 ویدیو
13 فایل
بسم رب العشق؛ 🫀 خمخانه می شود لب مخمورِ هر خمار، گر جرعه‌ی ز باده‌ی نام تو سر کشد.. :) جایی برای حرف های مانده در گلو! کنج خلوتِ یه عباس نامی.. -آدمی را آدمیت، لازم است! @virgol_315 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8f10c1&btn=کنج.خُ
مشاهده در ایتا
دانلود
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
شب میلاد سبط الکبر نبی، امام حسن مجتبی است.. :) هر سال این روز ها یه درگیری قشنگ و خاصی داشتیم برا افطار شب میلاد حضرت.. اما امسال با کوهی از غم، مشغله مون چیز دیگه ایه.. با توکل به نام نامی اعظم حسن (ع)، خدا رو قسم میدم به مظلومیت امام دوم، ما را و انقلاب مارا لحظه ای و کمتر از لحظه ای به خودمان واگذار نکن..
دقایقی قبل شروع موج ١٨ عملیات وعده‌ی صادق ۴ با رمز یا حسن بن علی؛
- دنیا در حال لذت بردن از واقعی ترین سریال اکشن دنیا، با هنر نمایی جمهوری اسلامی ایران.. 💁🏻
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
- تعدادشان زیاد است و قدهایشان، فوقش به یک متر برسد. قبرها را کوچکتر حفر کنید. - بستر خاک را خوب نرم کنید. صورتشان برگ گل است. - این دو نفر می‌خواهند کنار هم باشند. دوست صمیمی هستند. - روی مزارشان بنویسید: به کدامین گناه؟ - این‌یکی شب‌ها تنها نمی‌خوابد. می‌ترسد. کنارش بمانید. - آن‌یکی عادت دارد وقتی می‌ترسد دستان مادرش را بگیرد. مادرش کو؟ - آهسته‌تر! هیاهو نکنید! بچه‌ها می‌ترسند. - آرام بخواب گلم، ما اینجاییم. کنارت می‌مانیم. - این بچه اضطرا‌ب‌جدایی دارد، مادرش را صدا کنید. - اینها روزه‌اولی هستند. فکر افطارشان باشید. - بشمارید کسی گم نشده باشد. دفتر حضوروغیاب کجاست؟ - کیف این بچه را ندیدید؟ همان کیف صورتی. خیلی دوستش دارد. - خدایا این بچه‌ها چرا اینقدر آرامند؟ چرا جیغ نمی‌کشند؟ چرا نمی‌خندند؟ دخترها زنگ تفریح است! - بنویسید! درس امروز: دخترِ ایران ... - فردا اردو داریم؛ ۸ صبح، گلزار شهدا ...
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
کاش این صحنه ها دوباره تکرار میشد عزیز ترین داراییم.. (= (حضور بدون برنامه‌ی حضرت آقا در حسینیه حضرت امام در جنگ دوازده روزه!)
یکی از واژه های کتاب عربی دانش آموزان دهمی‌ام "بُحَیرة" است؛ یعنی دریاچه. "دریاچه" خیلی کلمه‌ی معمولی‌ای است. قبول دارید؟! مثل بیست و چند کلمه دیگری که در واژه‌نامه آن درس آمده، می‌شود خواند و از کنارش رد شد... اما این "دریای کوچک" هر سال یک داستانی سرهم می‌کند تا ما را با خودش به خانه‌ی کسی ببرد. برای همین، یک جور دیگری دوستش دارم. اصلا احترام می‌گذارم به خودش، قصه‌اش و از همه بیشتر وزنش! می‌گویم بچه ها "بُحَیر" بر وزن چی است؟ مِنّ و مِن می کنند و کمی جواب‌های پرت می‌دهند تا یکی‌شان داد بزند: فُعَیل! - آفرین! "بحر" چی می‌شد؟ می‌گویند: دریا - سه حرف اصلی اش را می‌بری بر وزن فُعَیل می‌شود بُحیر یعنی دریاچه. جَبَل کوه است. تپه را می‌‌گویند؟؟ جُبَیل! نگاه کنید! وزن "فُعَیل"، کوچک می‌کند. به اصطلاح اسم مُصَغّر می‌سازد. رودخانه‌ی کوچک می‌شود نُهَیر، شکوفه‌ی کوچک می‌شود زُهَیر... حالا حسَن یعنی چی؟ می‌گویند: زیبایی، خوبی! ببریدش بر وزن فُعَیل! یکهو صدای واااااای‌شان در کلاس می‌پیچد. یعنی دوزاری شان افتاده و از فهم ریشه‌ی ، کیف کرده‌اند. - یعنی چون برادر کوچکتر بوده؟! - یعنی زیباییِ کوچکتر!! شروع می‌کنند به حدس زدن برای دلیل این کوچک شدن. می‌گویم برعکس! زیبایی را کوچک نکنید! عظمت "حسن" را تماشا کنید! "حسین" را تصور کنید. با آنهمه مهربانی و بزرگی‌اش که عالم همه دیوانه‌ی اوست! اگر آن همه شگفتی و دلبری که در وجود امام حسین است، تازه کوچک است در برابر برادرش، ببینید "حسن" چه می‌تواند باشد!! سریع می‌روم سراغ کلمه بعدی. می‌گذارم "کلمه" خودش کم کم توی مغزشان دم بکشد. می‌دانم این وزنِ ساده حتی با این سه حرف فوق‌العاده، نمی‌تواند معرفی جامعی از یک بسازد. اما شاید یک روزی اگر در هیئتی، مجلسی، دسته‌ای دلشان برای امام حسین رفت (که حتما می‌رود)، همین مهندسی معکوس از نامی مصغّر شده‌، کمی از مظلومیتِ برادر بزرگتر او کم کند... یک روزی... شاید... تولد آن خوبیِ بزرگ، آن زیباییِ اعظم، کریمِ مظلومِ اهل بیت، امام حسن مجتبی -علیه السلام- مبارک!🌱
اینقدر سرده که منم استخونام داره منجمد میشه.. 💁🏻
¯خُمْخانهْ؛ ☫
-
به قول حاج آقا قرائتی؛ آدم خواب و میشه بیدار کرد اما اونی که خودش رو به خواب زده رو نه..