خُمـوٓلْ¹³⁵
خودش رفت ، با خودش و خانوادهشو ، درختای باغچهشو حسینیهشو زیلو های آبیشو کتاباشو .. صندلیشو
ناگهانرفتیو
صدسالِدیگرهماگرمیرفتیبازهمناگهانبود..