کاش هیچوقت نرسه روزی که فعل گذشتهرو برات استفاده کنم. مثلا نگم بود، نگم دوست داشت، نگم اگه بود فلان کارو میکرد. کاش همیشه تو حال بمونی. کاش همیشه داشته باشمت. تو قشنگ ترین موجودی هستی که تاحالا دیدم.
هدایت شده از تَــحَنُّث|𝐓𝐚𝐡𝐚𝐧𝐨𝐬
39.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببخش که عشق ، نذاشت قبول کنم تو اشتباهمی:)
ببخش که مسیر ما از این به بعد از هم جداست:)
پن: قطعا میدونی دلتنگی درد بدیه
و من تا به ابد به این درد مبتلا میمونم
برسد به دست آنکه باید؛
محبوب آذریِ من!
بی گمان دستان تو آرامش من است
پس دستانت را به من بده ، نگاهت را به من بدوز و صدایت را برای نوازش روحم بلند کن
تو پیش از اینکه من باشم ، در من رخنه کرده بودی ؛ در وجودم ، صدایم ، نگاهم و در روحم..
تو همان روح منی؛ اما در کالبد دیگر
محبوبِ آذریِ من ، بودن شما زندگی را شیرین تر میکند صبح هارا زیبا تر و همچنین شب های مرا از دلمردگی نجات میدهد
باغ خرمالو؛
محبوب آذریِ من! بی گمان دستان تو آرامش من است پس دستانت را به من بده ، نگاهت را به من بدوز و صدایت
برسد به دست آنکه باید؛
محبوبِ آذریِ من..!
محبوبِ من!
ما باید زیر آسماٰن پنبهایِ شب مینشستیم و درکنار یکدیگر به چای خوردن مشغول میشدیم
و فراموش میکردیم که جهاٰن چقدر بیرحم است..
اما محبوبِ من ، اینک من ، تنها زیر این آسماٰن پنبهای ایستادهام
و اشک در چشمانم حلقه میزند ، که چرا ندارمت؟
محبوبِ من ، جایت در قلبم درد میکند..
[بماند به یادگار از آسماٰن پنبهای ، به وقت یکم شهریور صفر سه]
عزیزم
عزیزم
عزیزِ جانم
این را بدان ، من
من بی تو..
بی تو خسته ام
بی تو پوچم
بی تو...
اصلا بی تو ، مگر منی هم وجود دارد؟