مرگ بی رحم بود. آنقدر بیرحم که مهلت نداد برای آخرین بار از نگاه تو سیراب شوم. جایت همیشه در دلم درد میکند.
من خیلی آدم ریزبینیام
و همین جزئیبین بودن ، اذیتم میکنه
اذیت که نه ، پیرم میکنه
به آدمهای رهگذر نگاه میکنم ، به چهرههاشون به تیپشون و مدل راه رفتنشون
و توی سرم میگم اینم سرگذشت خودشو دارهآ ، یعنی بیشتر شبیه مادرشه یا پدرش؟
اخلاقش به کی رفته؟
خط قرمزش چیه؟
و هی مداوم با دیدن آدمهای مختلف همین سوالات توی سرم تکرار میشه
تنها چیزی که الان میتونه منو از لایههای فروپاشی روانی نجات بده
یه کارت پر از پول برای خریده