باغ خرمالو؛
این روزها شاید نتونم برم تجمعات شاید نتونم کار فرهنگی انجام بدم اما از توانم در راه دیگهای استفاد
همینطور که با بچها وقت میگذرونم کلی صحنه جالب و باحال هم میبینم 🥲
وقتی قامت به نماز میبندیم اونا هم تلاش میکنن که ادای مارو دربیارن و چقدر بامزهن
از نظر من یه پهلوی پرسن با دولت آمریکا و صهیونیسم هیچ فرقی نداره..
همشون دستشون به خون انسانهای بیگناه آلودهست ..
یا غیاثَ مَن لاغیاثَ لَه
ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد..
[قسمتی از دعای جوشن کبیر]
یادش بخیر
پارسال این شبها نجف بودم
و چقدر بهم چسبید ، لحظهای که توی صحن حضرت زهرا خواب بودم و وقتی چشمام رو باز کردم مثل یه رویا بود..
کاش میشد شبهایی که نجف بودم رو سیو میکردم:)
خدا اشك چشم های من رو برای روضه های شما خشک کرده است پدرم ..
فکر کنم دست خودم است. آنقدر از وجنات و قدرت و قلندری شما خوانده ام که هنوز نتوانسته ام ضربت خوردن شما را درك کنم و برای آن گریه کنم. حلالم کن پدر، که آنطور که باید برایت گریه نکردم ...
محراب در حسرت نماز دیگر علی ع ماند و بیت در حسرت شب شعر دیگر.
چقدر از حسرت ملولیم..