یادش بخیر
پارسال این شبها نجف بودم
و چقدر بهم چسبید ، لحظهای که توی صحن حضرت زهرا خواب بودم و وقتی چشمام رو باز کردم مثل یه رویا بود..
کاش میشد شبهایی که نجف بودم رو سیو میکردم:)
خدا اشك چشم های من رو برای روضه های شما خشک کرده است پدرم ..
فکر کنم دست خودم است. آنقدر از وجنات و قدرت و قلندری شما خوانده ام که هنوز نتوانسته ام ضربت خوردن شما را درك کنم و برای آن گریه کنم. حلالم کن پدر، که آنطور که باید برایت گریه نکردم ...
محراب در حسرت نماز دیگر علی ع ماند و بیت در حسرت شب شعر دیگر.
چقدر از حسرت ملولیم..
چقدر دلم برای درس خوندن تنگ شده👩🏻🦯
حاضرم روزی سه تا امتحان بدم ولی اینطوری نباشم
باغ خرمالو؛
این روزها شاید نتونم برم تجمعات شاید نتونم کار فرهنگی انجام بدم اما از توانم در راه دیگهای استفاد
با بچها نقاشی میکشیم
از ایرانِ عزیزمون نقاشی میکنیم
و محمدحسین دوساله با اون لحن بچگانهای که داره میگه ایرانِ من
ایران از ازل تا به ابد در رگ و خون ما جاریه:)
باغ خرمالو؛
دلم میخواست توی این هیاهوی جهان برم حرم امام رضا .. و دیگه برنگردم
اگرچه دوریم اما به یاد تو سخن میگوییم..
دشمن از هر راهی برای اینکه مردم به تجمعات نرن ، استفاده میکنه
اما اینو یادش رفته که ما مردم ایرانیم نه هرجای جهان:)
باغ خرمالو؛
دشمن از هر راهی برای اینکه مردم به تجمعات نرن ، استفاده میکنه اما اینو یادش رفته که ما مردم ایرانی
درحالیکه بقیه زیر آژیر به سمت پناهگاه میرن
مردم ما زیر صدای بمبارون شعار میدن🦦