دوست دارم دوربین بگیرم دستم و روایت کنم، میخوام توضیح بدم همه چیز رو. هرآنچه که در موردش کتابها خوندم، اما میشه در دو خط توضیحش داد. شاید رسالت است. نمنه دی والا.
محمد مهدی ای که مشخص است ایرانی نیستی. شاید از توابع لبنان باشی. مهم نیست. مهم آن است که جگرم برایت سوخته است. همین :)
دقیقا یادم نمیاد همسر شهید همت بود یا کس دیگری
میگفت شهید همت خیلی چشمهای زیبایی داشت و وقتی هم شهید شدن طوری شهید شدن که سرشون جدا شده بود و چشمهاشون از بین رفته بود..
وقتی همسرمو با چشمهای باد کرده و خونی دیدم
یاد این حرف همسر شهید افتادم ..
باغ خرمالو؛
-
یا صاحب الزمان ..
این بچه ها انقدر خوندن :
بیا یارت میشم
هوادارات میشم
با همین قد کوچیکم
خودم سردارت میشم
تا بالاخره شدن :))
بالاخره واقعا با همین قد کوچیکشون،سربازت شدن . .
باغ خرمالو؛
-
سید علی واقعا دهه نودی هاش رو فراخونده بود ، ولی از اونجایی که فرمانده همیشه خودش خط مقدمه
با سربازهای دهه نودیش رفت..
یا صاحب الزمان بیا ..
به خاطر دختر بچه ها و پسر بچه های میناب بیا :))
در چشمانت زیتونِ شام است...
غمگین همچون گلدستهای، و عمیق همچون زخمی
هرگاه به آنها نگریستم، در قلبم درخت صبری رویید..