هدایت شده از باغ خرمالو؛
یه اختلالی وجود داره ، به اسم عارضهی فراموشی
نه اینکه طرف مقابل آلزایمر داشته باشه
به این معنا که بعد از جنگ و دعوایی ما فقط بدیهایی که از طرف مقابل به ما رسیده به ذهنمون میاد و اون ویژگیها برای ما پررنگتره
اما بعدتر ، کمی بعد ما خواسته یا ناخواسته تمامی زخمهایی که از طرف مقابل به ما رسیده رو فراموش میکنیم و شروع میکنیم به فکر کردن به خوبیهای طرف مقابل
برای همینه که گاهی زن و شوهرهایی که از هم جدا شدن ، دوباره به هم برمیگردن
و الان هم وضعیت همینه..
به خودم قول داده بودم بهش فکر نکنم
اما وقتی که به خودم اومدم اشکم روونه شده بود
و داشتم با گریه تمام اتفاقات رو مرور میکردم
آدم است و اشکهای بیاراده
بعضی زنان از فولاد و سنگ و اشک ساخته شدهاند
و بعضی دیگر؛
از کتاب و موسیقی و گل
و نادرترین زنان از هردو . .
بعضی از صبحها انگار خورشید بغلم میکنه
حالم خوبه ، امید دارم
و میخندم
بهش که فکر میکنم ، تو باعث میشی که حالم خوب باشه عزیزِ من:)
حتی روز آفتابی بدقلق هم به نظر جذاب برسه
بازوهایش بهترین مکان برای خواب بود
امنتر از خانه ، نرمتر از پر قو
بلاشک بازوهایش بهترین مکان برای خواب بود . .
همیشه به جزئیات زندگی توجه کنید و بابتش شاکر باشید
همینکه بدون دستگاهی نفس میکشید ، میتونید راه برید ، خودتون کارای شخصیتون رو انجام بدید و حتی اگه شبها خواب آروم دارید . .
قلبم طوری میتپه که فکر کنم الان از جانب خدا پیام بیاد بندهی موردنظر شما ۸۰ درصد از تپش قلبتون رو مصرف کردید
برای تمدید تپیدن قلب پاشو یه غلطی کن یا بمیر👩🏻🦯