باغ خرمالو؛
:)
دلم تنگه ...
اونموقع دغدغمون این بود اگه سال دیگه بازم بینهایت ، اربعین کاروان ببره و ما نباشیم چی :))
ما به این قسمت از زندگی رسیدیم که
خانومچه موهاشو میکشه و گریه میکنه
منم میانجیگری میکنم که دستشو ول کنه